کشورهای حوزهٔ خلیجفارس که طی دو سال اخیر سرمایهگذاریهای کلانی برای تبدیل شدن به قطب هوش مصنوعی و رایانش ابری انجام دادهاند، اکنون با موجی از موانع زیرساختی دستوپنجه نرم میکنند. گزارشهای تازه از مؤسسات بینالمللی حاکی از آن است که کمبود ظرفیت شبکهٔ برق، محدودیت در تأمین پردازندههای پیشرفته و فرآیند پُرزمان اتصال پروژهها به شبکه، سرعت اجرای بسیاری از طرحهای بلندپروازانه در عربستان، امارات، قطر و دیگر کشورهای همسایه را به طرز محسوسی کاهش داده است.
مهمترین مانع پیشروی این پروژهها، ناترازی میان تقاضای روزافزون انرژی و زیرساختهای انتقال برق است. مراکز دادهٔ نسل جدید که به دهها یا صدها مگاوات برق پایدار وابستهاند، در مناطقی با شبکهٔ برق محدود، با چالش جدی روبهرو شدهاند. توسعهٔ خطوط انتقال و پستهای برق نیز زمانبر است و همین موضوع، بهرهبرداری از چندین مرکز بزرگ را با تأخیر همراه کرده است.

در کنار معضل انرژی، زنجیرهٔ تأمین تجهیزات سختافزاری نیز به مانعی بزرگ تبدیل شده. شتابدهندههای هوش مصنوعی و پردازندههای ساخت انویدیا و ایامدی، به دلیل تقاضای جهانی بالا، با دورهٔ تحویل چندماهه مواجه هستند و این کمبود، برنامهٔ راهاندازی برخی مراکز را تا ماهها به تعویق انداخته است.
کارشناسان همچنین به سه عامل مکمل دیگر اشاره میکنند: افزایش سرسامآور هزینههای ساخت در شرایط تورمی، کمبود سیستمهای خنککنندهٔ کارآمد برای اقلیم گرم و مرطوب منطقه، و رقابت فشردهٔ کشورها برای جذب سرمایهگذاران خارجی که خود به پراکندگی منابع و کاهش سرعت پروژهها دامن زده است.
با این حال، تحلیلگران اقتصادی تأکید دارند که این روند به معنای توقف یا شکست طرحها نیست؛ بلکه نشاندهندهٔ عبور منطقه از مرحلهٔ «سرمایهگذاری صرف» به مرحلهٔ «پیچیدگی اجرایی» است. به عبارت دیگر، موفقیت در این مسیر دیگر تنها به بودجهٔ هنگفت وابسته نیست، بلکه به هماهنگی میان زیرساخت انرژی، زنجیرهٔ تأمین جهانی و توان فنی داخلی بستگی دارد.
بدیهی است که سرعت و کیفیت عبور از این موانع، میتواند جایگاه کشورهای حوزهٔ خلیجفارس را در میزبانی سرویسهای ابری، آموزش مدلهای بزرگ زبانی و جذب غولهای فناوری در سالهای آینده تعیین کند. در غیر این صورت، ممکن است رقبای دیگری در منطقهٔ آسیا و اروپا، این فرصت راهبردی را از آن خود کنند.


