گزارش تازه مرکز پژوهشهای مجلس درباره «سندباکس تنظیمگری هوش مصنوعی» نشان میدهد مسئله اصلی این حوزه در ایران صرفاً نبود قانون نیست، بلکه ضعف ساختار حکمرانی و پراکندگی نهادهای تصمیمگیر است؛ موضوعی که میتواند مسیر توسعه این فناوری را با چالشهای جدی مواجه کند.
در این گزارش تأکید شده است که هوش مصنوعی با الگوهای سنتی قانونگذاری قابل کنترل نیست و برای مدیریت آن باید به سمت مدلهایی مانند آزمایشهای کنترلشده، استفاده از دادههای معتبر، ایجاد نهاد تخصصی و تعریف دقیق مسئولیتها حرکت کرد. با این حال، تجربههای قبلی مانند سندباکسهای حوزه فینتک نشان داده که چالش اصلی صرفاً طراحی چارچوب نیست، بلکه اجرای مؤثر آن است.
محدودیت قانونگذاری سنتی در برابر فناوری نوظهور
بر اساس یافتههای این گزارش، قوانین موجود توان پاسخگویی به پیچیدگیهای هوش مصنوعی را ندارند. موضوعاتی مانند شفافیت الگوریتمی، مالکیت و کیفیت داده، مسئولیت حقوقی و امکان آزمایش کنترلشده، در ساختار حقوقی فعلی بهخوبی پوشش داده نشدهاند.
با این حال، گزارش هشدار میدهد تمرکز صرف بر تدوین قانون نیز کافی نیست؛ چرا که هوش مصنوعی بهسرعت در حال تحول است و ریسکها و کاربردهای آن پیش از تصویب قوانین قابل پیشبینی کامل نیستند. از همین رو، رویکرد «تنظیمگری تجربی» و استفاده از سندباکس بهعنوان ابزار یادگیری سیاستگذار مورد تأکید قرار گرفته است.
در این چارچوب، سندباکس تنها زمانی معنا پیدا میکند که تنظیمگر اختیار واقعی برای آزمون، اصلاح و توقف پروژهها داشته باشد؛ در غیر این صورت، به فرآیندی اداری برای صدور مجوز تبدیل خواهد شد.

بحران اصلی؛ حکمرانی چندپاره و تعدد نهادهای تصمیمگیر
گزارش مرکز پژوهشها مهمترین چالش را نه در نبود قانون، بلکه در ساختار حکمرانی چندپاره کشور میداند. در حوزه هوش مصنوعی، تعدد نهادهای متولی میتواند به تداخل وظایف، ابهام در مسئولیت و کاهش کارایی تصمیمگیری منجر شود.
این وضعیت در صورت عدم اصلاح، حتی میتواند اجرای هرگونه قانون جدید را نیز با مشکل مواجه کند. تجربه سندباکس فینتک نیز در گزارش بهعنوان نمونهای از چالشهای اجرایی مطرح شده که در آن، نبود هماهنگی نهادی و سازوکار الزامآور میان دستگاهها، مانع تحقق اهداف تنظیمگری شده است.
با توجه به گستردگی کاربردهای هوش مصنوعی در حوزههایی مانند سلامت، آموزش، حملونقل، امنیت داده و خدمات عمومی، نبود مرجع واحد و شفاف میتواند به تداخل گسترده صلاحیتها در زمان اجرا منجر شود.
سه مانع کلیدی در مسیر سندباکس هوش مصنوعی
این گزارش سه چالش اصلی را برای اجرای موفق سندباکس هوش مصنوعی مطرح میکند:
نخست، مسئله مسئولیت حقوقی است. در صورت بروز خطا یا خسارت در دوره آزمایش، باید از ابتدا مشخص باشد سهم هر بازیگر از جمله توسعهدهنده، بهرهبردار، نهاد مجوزدهنده و تنظیمگر چیست.
دوم، مسئله داده است. بدون دسترسی به دادههای دقیق، استاندارد و قابل اعتماد، ارزیابی عملکرد سامانههای هوش مصنوعی امکانپذیر نخواهد بود و نتایج آزمایشها فاقد ارزش سیاستی میشوند.
سوم، زیرساخت نهادی است. اجرای سندباکس نیازمند تیمهای تخصصی فنی، حقوقی و اقتصادی، ابزارهای نظارتی پیشرفته و منابع پایدار است؛ در حالی که بسیاری از این ظرفیتها در حال حاضر بهصورت کامل فراهم نیست.
سندباکس بهعنوان آزمون واقعی ظرفیت حکمرانی
بر اساس جمعبندی گزارش، سندباکس هوش مصنوعی بیش از آنکه یک پروژه فناورانه باشد، آزمونی برای سنجش توان حکمرانی کشور است. موفقیت آن وابسته به وجود اختیار واقعی در نهاد تنظیمگر، دسترسی به داده معتبر، سازوکار پاسخگویی و هماهنگی میان دستگاههای مختلف خواهد بود.
در این مدل پیشنهادی، تفکیک میان توسعهدهندگان زیرساختهای هوش مصنوعی و کاربران آن در صنایع مختلف ضروری دانسته شده است. با این حال، نبود سازوکار روشن برای حل اختلاف میان نهادهای بخشی میتواند خود به یک گره جدید در مسیر اجرا تبدیل شود.
در نهایت، گزارش تأکید میکند که هرچند قانونگذاری ضروری است، اما بدون حکمرانی یکپارچه، داده قابل اتکا و نهاد دارای اختیار، هیچ قانون یا سندی نمیتواند تنظیمگری مؤثر در حوزه هوش مصنوعی را تضمین کند.




