روز اول، وقتی جعبه را باز کردم، اولین چیزی که دستم را غافلگیر کرد وزن گوشی بود. نه به این خاطر که سنگین بود؛ برعکس، آنقدر سبک بود که برای چند ثانیه فکر کردم شاید جعبه را اشتباه باز کردهام. یک هفته گذشته و حالا که دارم این متن را مینویسم، همان حس اول هنوز با من مانده: گلکسی زد فولد ۸ گوشیای است که بهجای اینکه بخواهد همهچیز را داشته باشد، یاد گرفته گاهی «نه» بگوید، و همین «نه» گفتنها، تجربهای ساخته که فکر نمیکردم از یک تاشوی سامسونگ انتظارش را داشته باشم.
قبل از اینکه وارد جزئیات شوم، بگذارید صادق باشم: هفت روز، برای قضاوت کامل دربارهی گوشیای در این سطح قیمتی، زمان کمی است. اما برای یک استفاده واقعی و روزمره مثل پیام دادن، جلسه رفتن، فیلم دیدن، عکس گرفتن از بچهها در سفر، و حتی چند شب بازی کردن تا دیروقت، کافی بود تا بفهمم این گوشی کجا میدرخشد و کجا هنوز جای کار دارد. در ادامه، با این تجربه در کنار من باشید.
طراحی: وقتی سامسونگ تصمیم گرفت کمتر بسازد تا بیشتر بدهد
اولین باری که زد فولد ۸ را در دستم گرفتم، ناخودآگاه چند بار آن را باز و بسته کردم؛ نه برای تست، فقط از سر لذت! وزن ۲۰۱ گرمی این گوشی آن را حتی سبکتر از پرچمدار کلاسیک سامسونگ، یعنی گلکسی S26 Ultra میکند؛ عددی که برای گوشیای با یک صفحه نمایش کامل تاشده در داخل بدنه، واقعاً قابلتوجه است.
سامسونگ در این نسل، فرمفاکتور تازهای را امتحان کرده که در بین کاربران و رسانهها به پاسپورتی معروف شده است. بهجای بدنه کشیده و باریک نسلهای قبل، حالا با یک مستطیل پهنتر و متوازنتر طرف هستیم که وقتی بسته است، دقیقاً حس یک پاسپورت را میدهد، نه یک آجر دیجیتال که در جیب پیراهن جا نمیشود!
چیزی که در طول این یک هفته واقعا برایم جا افتاد، جانمایی دکمههاست. دکمههای پاور و صدا طوری قرار گرفتهاند که در هر سه حالت استفاده (بسته، باز بهصورت افقی، و باز بهصورت عمودی) همیشه زیر انگشت شست دست راست قرار میگیرند. شاید در نگاه اول جزئیات کوچکی بهنظر برسد، اما وقتی چند روز پشت سر هم مجبور باشید گوشی را در حالتهای مختلف در دست بگیرید، متوجه میشوید این یک تصمیم طراحی هوشمندانه بوده، نه یک اتفاق! به شخصه جایگاه سنسور اثر انگشت بر روی دکمه کناری بهجای حضور در نمایشگر، بیشتر میپسندم و آن را کاربردیتر میدانم. این کلید کوچک با آنکه خیلی هم ظریف است، ولی عملکرد فوقالعادهای در این بدنه نازک دارد.
اما این باریک شدن، رایگان به دست نیامده و باید صادقانه دربارهاش صحبت کنیم.
فداکاریهایی که برای باریکی انجام شده
- لولا سادهتر شده: سامسونگ در این نسل از لولای Titanium Flex Hinge استفاده کرده که با یک سیستم فنری تخت کار میکند و با قاطعیت باز و بسته میشود. اما بهایش، حذف کامل فلکس مود بوده؛ یعنی دیگر نمیتوانید (یا به سختی میتوانید!) گوشی را در زاویه دلخواه، مثلا برای گرفتن عکس ایستاده روی میز یا تماشای فیلم در زاویه مورب، نگه دارید. گوشی فقط بین دو حالت کاملا باز یا کاملا بسته حرکت میکند. اولین باری که این را متوجه شدم، کمی ناامید شدم چون عادت داشتم از این قابلیت برای تماسهای ویدیویی روی میز استفاده کنم. البته با کمی تلاش امکان نیمه باز گذاشتن گوشی وجود دارد ولی هیچ استحکام و تضمینی برای حفظ دائمی چنان وضعیتی نیست!
- چین وسط صفحه، تقریباً محو شده: این یکی از خوشایندترین غافلگیریهای این یک هفته بود. ساختار جدید لولا مانع از ایجاد آن فرورفتگی نسبتا عمیق وسط صفحه شده که در نسلهای قبلی، بعد از چند روز استفاده بهوضوح احساس میشد. حالا چه با انگشت روی صفحه بکشید و چه فقط نگاهش کنید، تقریباً اثری از این چین و چروک نمیبینید.
- ضخامتی در مرز فیزیک: بدنه دستگاه در حالت باز عملا با پورت USB-C همسطح است. این یعنی زد فولد ۸ بیشتر از اینکه حس یک فولد اولترای کوچک شده را بدهد، حسی شبیه به یک گلکسی فلیپ کشیده شده دارد!
از نظر متریال، ترکیب آرمور آلومینیوم در فریم و گوریلا گلس آرمور ۳ در پنل جلویی، حس محکمی به دستگاه میدهد. فریمهای گرد شده مانع از حس تیزی در کف دست میشوند و رنگ سبز پستهای که در اختیار داشتم، جلوهای لوکس و متفاوت به آن بخشیده که در جمعهای دوستانه هم چند بار توجهها را جلب کرد.
اما دو نکته منفی هست که شاید برای برخی آزار دهنده باشد:
اول، نبود آهنرباهای داخلی مشابه مگسیف. بدنه آنقدر باریک شده که فضای کافی برای کویلهای مگنتی وجود ندارد؛ برای استفاده از شارژرهای مگنتی، باید یک قاب جانبی جداگانه بخرید. دوم، و شاید مهمتر، اینکه با وجود قیمت ۱۹۰۰ دلاری، این دستگاه همچنان فاقد گواهی رسمی مقاومت در برابر گرد و غبار است، چیزی که برای یک گوشی در این رده قیمتی، در سال ۲۰۲۶، قابل انتظار بود.
از نظر من، زد فولد ۸ یک شاهکار ارگونومی است، اما باید بپذیریم که این گوشی، یک فلیپ کشیده شده است، نه یک فولد اولترای کوچک شده! سامسونگ با اولویت دادن به فرمفاکتور، بخشی از هویت «قدرت مطلق» سری فولد را قربانی کرده و برای کاربری مثل من که بیشتر دنبال راحتی روزمره است تا رکوردهای فنی، این معامله به نفعم تمام شده است!
نمایشگر: صفحه بیرونی که دیگر «بیرونی» حساب نمیشود!
اگر بخواهم یک بخش از این گوشی را بهعنوان بزرگترین تغییر این نسل معرفی کنم، بدون شک نمایشگر است.
| ویژگی | نمایشگر بیرونی | نمایشگر داخلی |
|---|---|---|
| نوع پنل | Dynamic AMOLED 2X | Dynamic AMOLED 2X |
| سایز نمایشگر | ۵.۵ اینچ (عریض) | ۷.۶ اینچ، نسبت ۴:۳ |
| پوشش محافظ | Gorilla Glass Armor 3 | پوشش ضد انعکاس |
| نرخ نوسازی | ۱۲۰ هرتز تطبیقی | ۱۲۰ هرتز تطبیقی |
در طول این هفته، بیشترین زمان استفادهام روی صفحه بیرونی گذشت و این خودش یک نکته مهم است. عریضتر شدن این صفحه یعنی دیگر لازم نیست برای هر پیام کوتاه یا چک کردن یک نوتیفیکیشن، گوشی را باز کنید. صفحه کاور به تنهایی حس یک گوشی مستقل و کامل را میدهد، نه یک نمایشگر ثانویه. کاهش ارتفاع عمودی صفحه هم باعث شده دیگر نیازی به آن ژیمناستیک انگشت شست برای رسیدن به گوشههای بالایی نداشته باشم، چیزی که در گوشیهای تاشوی باریک و کشیده قبلی همیشه آزاردهنده بود.
اما وقتی صفحه را باز میکنید، داستان فرق میکند. نسبت تصویر ۴:۳ نمایشگر داخلی، دقیقاً حس یک آیپد کوچک در جیب را منتقل میکند. برای مطالعه طولانیمدت، تجربهای شبیه به کیندل دارد؛ برای اجرای همزمان چند اپلیکیشن، فضای کافی در اختیارتان میگذارد؛ و برای تماشای ویدیوهای عریض، بهخاطر پهنای زیاد نمایشگر، تصویر واقعاً بزرگتر از چیزی است که در مدلی چون S26 Ultra میبینید.
تناقضی که باید دربارهاش صادق باشیم
یک نکته هست که در روزهای اول کمی گیجم کرد: نبود پوشش ضدانعکاس روی نمایشگر بیرونی، در حالی که نمایشگر داخلی به آن مجهز است. نتیجه این میشود که در محیطهای پرنور، تجربهی کاربری یکپارچه نیست. در حالت بسته با بازتابهای نور کلنجار میروید، اما به محض باز کردن گوشی، ناگهان با وضوحی بسیار بهتر مواجه میشوید. حس میکنم این یکی از جاهایی است که سامسونگ عمداً بین مدل استاندارد و مدل اولترا خطکشی کرده تا همه تخم مرغهایش را در یک سبد نگذاشته باشد!
نکته دیگری که در همین یک هفته خودش را نشان داد، مشکل سازگاری بعضی اپلیکیشنها با نسبت تصویر جدید بود. مثلا هنگام تست بازی Find the cat، تصویر گاهی دچار پرش میشد یا یک بازی حاشیه مشکی زیادی در اطرافش داست. البته تعداد این اپلیکیشنها بسیار کم بود ولی یادآوری میکند که تغییر فرمفاکتور، هزینه نرمافزاری هم دارد و اکوسیستم اپلیکیشنها هنوز کاملاً خودش را با آن تطبیق نداده است.
یک نکته دیگر که نباید فراموشش کرد، افت روشنایی بسته به حرارت است. در محیطهای باز و آفتابی، نمایشگر برای محافظت از خودش روشنایی را کاهش میدهد؛ هرچند بهروزرسانی نرمافزاری جدید، این وضعیت را تا حدی بهتر کرده، اما همچنان چیزی است که در روزهای گرم این هفته چند بار حسش کردم.
با همهی اینها، نظر من درباره نمایشگر مثبت است. گلکسی زد فولد ۸ «کاربردیترین» گوشی تاشوی سامسونگ تا امروز است، هرچند لزوماً «کاملترین» آنها نیست.
سختافزار: قدرت زیاد، در محاصرهی فیزیک
قلب تپنده این گوشی، تراشه اسنپدراگون ۸ الیت نسل پنجم است که در دو نسخه با حافظه رم ۱۲ و ۱۶ گیگابایتی عرضه میشود؛ البته نسخهی ۱۶ گیگابایتی فقط با حافظه داخلی ۱ ترابایت موجود است. گوشی که در اختیار من بود، رم ۱۲ گیگابایتی داشت.
در استفادهی روزمره مثل سوییچ بین اپلیکیشنها، اسکرول در شبکههای اجتماعی، ادیت عکس، حتی چند دور بازی Raid و کال آو دیوتی روی صفحهی داخلی، این تراشه هیچوقت مرا معطل نگذاشت. اجرای بازی روی پنل ۴:۳ تجربهای واقعاً غوطهورکننده ساخته بود؛ کنترلهای لمسی دقیقاً همانجایی مینشستند که انگشتهایم بهطور طبیعی قرار میگرفتند، مزیتی که در گوشیهای معمولی به این راحتی تجربه نکرده بودم.
همچنین سبک بودن زد فولد ۸ و نازکی آن، لذت دو چندانی را هنگام بازی کردن به من میداد و باید بگویم در حد یک کنسول دستی، شما را به وجد میآورد.
اما همانطور که در بخش نمایشگر گفتم، این نسبت تصویر یک شمشیر دولبه است. بعضی اپلیکیشنهای قدیمیتر، مثل برخی پلتفرمهای بانکی که برای تست نصب کرده بودم، هنوز بهصورت کشیده و بزرگشده نمایش داده میشدند، البته خراب نبودند، فقط کمی ناهماهنگ با بقیه تجربههای من بر روی گوشی بودند.
داستان گرمایی که نمیشود نادیده گرفتش
باریکسازی بدنه تا حد ضخامت پورت USB-C، سامسونگ را مجبور به حذف محفظه بخار کرده، و این دقیقاً همانجایی است که در طول این هفته، محدودیتهای گوشی را با گوشت و پوست خودم حس کردم. یک روز که برای تست، چند دقیقه ویدیو با فرمت APV و در مد Log ضبط کردم، دمای گوشی بهسرعت بالا رفت و باتری هم با شتاب بیشتری خالی شد.
خبر خوب اینجاست که بهروزرسانیهای نرمافزاری جدید، منطق مدیریت مصرف انرژی را اصلاح کردهاند. این آپدیتها نهتنها سرعت شارژ ۴۵ واتی را قابلفهمتر کردند، بلکه مشکل تخلیه باتری در تماسهای ویدیویی طولانی، مثلاً یک جلسه نسبتا طولانی که همین هفته داشتم بر روی گوگل میت داشتم را هم تا حد زیادی برطرف کردهاند.
در کل باید گفت گلکسی زد فولد ۸ برای کاربرانی که اولویتشان قابلیت حمل ساده و مولتیتسکینگ روزمره است، بیرقیب است؛ اما اگر قرار است روزانه ساعتها ویدیوی حرفهای ضبط کنید، باید محدودیت حرارتی را جدی بگیرید.
دوربین: قربانیای که شاید بیراه نبود
اینجا جایی است که بحثبرانگیزترین تصمیم سامسونگ در این نسل رخ داده: حذف کامل دوربین تلهفوتو!
| نوع لنز | رزولوشن | ویژگی کلیدی |
|---|---|---|
| اصلی (Wide) | ۵۰ مگاپیکسل | جبران نبود تلهفوتو با کراپ هوشمند |
| اولتراواید | ۵۰ مگاپیکسل | مناسب ولاگینگ و میدان دید گسترده |
| تلهفوتو | حذف شده | بدون فشردهسازی اپتیکال در فواصل دور |
روز سوم استفادهام، سعی کردم در سفر، از منظرهای دورتر عکس بگیرم و همانجا بود که کمبود دوربین تلهفوتو را واقعاً حس کردم. نبود این لنز یعنی از دست رفتن فشردهسازی پرسپکتیو که عکاسان برای ثبت پرترههای کلاسیک از آن استفاده میکنند. درست است که سنسور اصلی ۵۰ مگاپیکسلی با کراپ هوشمند میتواند جزئیات را در زومهای ۲ تا ۳ برابر تا حد قابل قبولی حفظ کند، اما برای کسانی که دنبال عکاسی و فیلمبرداری در جایی مثل کنسرت هستند، این واقعا یک عقبگرد است.
از طرف دیگر، برای عکاسی روزمره که اکثریت استفاده من از دوربین گوشی همین است، این انتخاب منجر به دستگاهی شده که در جیب بسیار راحتتر جا میشود و توازن وزنی بهتری دارد. تراشه اسنپدراگون ۸ الیت هم با قدرت پردازنده سیگنال تصویرش، بخشی از این کمبود سختافزاری را با بهبود دامنه دینامیکی و کاهش نویز محاسباتی جبران میکند.
تجربه روزانه با دوربین
- عکاسی در شب: به لطف الگوریتمهای جدید، عملکرد در نور کم مطلوب بود؛ هرچند بهخاطر ابعاد فیزیکی سنسور، هنوز همتراز نسخههای Ultra نیست و مقداری نویز در تصویر دیده میشود.
- جداسازی سوژه: بدون لنز تلهفوتو، بوکه کاملا بهصورت نرمافزاری ساخته میشود. دقت لبهها در One UI ۹ بهبود یافته، اما عمق میدان طبیعی یک لنز اپتیکال واقعی را ندارد.
- قابلیتهای ویدئویی: پشتیبانی از فرمت APV و ضبط Log، همراه با LUTهای داخلی گالری، این گوشی را به یک میز تدوین کوچک تبدیل کرده، البته با همان محدودیت حرارتی که پیشتر اشاره کردم.
- دوربین سلفی: استفاده از نمایشگر بیرونی بهعنوان ویوفایندر برای گرفتن سلفی با دوربین اصلی ۵۰ مگاپیکسلی، یکی از بهترین تجربههای سلفیای بود که تا امروز با یک گوشی داشتهام. دوربین زیر صفحه نمایشگر داخلی اما کیفیت معمولیتری دارد و بیشتر برای تماسهای ویدیویی اداری کاربرد دارد.
در زیر، نمونه عکسهایی که با گوشی و در شرایط مختلف گرفتم را مشاهده میکنید.
اگر بخواهم این بخش را با یک مثال ساده جمعبندی کنم: زد فولد ۸ مثل پیتزایی است که کمی ارزانتر شده، سایز کوچکتری دارد و یکی از تاپینگهای اصلیاش (تلهفوتو) حذف شده؛ اما کیفیت مواد اولیه، یعنی کیفیت ساخت و متریال بدنه، بهمراتب بالاتر رفته است. پس با یک لقمه اگر هم کامل سیر نشوید، ولی طعم بهتری را تجربه خواهید کرد!
رابط کاربری و هوش مصنوعی: جایی که همهچیز کنار هم مینشیند
اگر یک نفر از من بپرسد بزرگترین دلیل استفاده روزانهام از این گوشی چه بوده، جواب من مولتیتسکینگ خواهد بود. One UI ۹ روی این نمایشگر عریضتر، به سطحی از کارایی رسیده که فقط در نمایشگرهای بزرگتر از ۷ اینچ معنا پیدا میکند.
قابلیت استفاده همزمان از سه اپلیکیشن اینبار واقعا کاربردی است، نه فقط یک نمایش تبلیغاتی روی صحنه. تغییر اندازه پنجرهها بدون هیچ تأخیر محسوسی انجام میشود، و کشیدن یک اپلیکیشن جدید روی پنجرههای موجود، بلافاصله آن را جایگزین میکند. اما ویژگیای که بیشتر از همه در طول این هفته به کارم آمد، ذخیرهسازی خودکار چیدمانهای چندگانه در لیست اپلیکیشنهای اخیر بود. یک ترکیب سهتایی از گالری، یادداشتها و مرورگر ساخته بودم که هر روز صبح، فقط با یک لمس، دقیقاً همان چیدمان برایم باز میشد.
از طرفی چک کردن ایمیلهایم جذابتر بود، یا گشت و گذار در تلگرام و خواندن مطالب کانالها، با سرعت و کیفیت بهتری انجام میشد. خلاصه آنکه به قدری این رابط کاربری خوب چیدمان شده، که از هر لحظه فعالیت در محیط آن و بخصوص در چنین نمایشگر بزرگ و با کیفیتی، لذت خواهید برد.
هوش مصنوعی: قدرتمند، اما مخفی
نکتهای که احتمالاً خیلی از خریداران این گوشی هرگز کشفش نمیکنند این است که بسیاری از ابزارهای هوش مصنوعی مثل نوار جستجوی هوشمند، قابلیت Finder مبتنیبر Bixby، و حالت AI در ویجت جستجو، بهصورت پیشفرض غیرفعال هستند و باید از تنظیمات فعالشان کنید. من هم تا روز چهارم متوجهشان نشده بودم.
اما وقتی فعالشان کردم، تجربه واقعاً تغییر کرد. نوار جستجوی هوشمند اجازه میدهد از طریق متن، صدا و حتی زمزمه کردن یک آهنگ، سریع به اطلاعات آن دسترسی پیدا کنید. Finder هم دیگر فقط یک ابزار جستجوی فایل نیست؛ میتوانید درخواستهای پیچیدهای برای تغییر تنظیمات سیستمی یا یافتن دادههای خاص درون فایلهای گوشی را مستقیماً از طریق آن اجرا کنید.
فراتر از این ابزارها، One UI ۹ چند بهبود کوچکتر هم دارد که در استفاده روزانه حس میشوند: نوار ابزار پایین صفحه که ظرفیتش از ۴ به ۸ اپلیکیشن قابلگسترش است، پنل کناری برای دسترسی سریع، و جزئیات بصری مثل ساعتهای واکنشگرا و اسلایدرهای ضخیمتر در تنظیمات سریع که دقت لمس را بالا بردهاند.
صدا: واضح اما یک طرفه!
شاید عجیب باشد، اما یکی از چیزهایی که در این هفته بیشتر از حد انتظار روی تجربهام تأثیر گذاشت، بلندگوها بودند. سامسونگ برای فشردهسازی قطعات، هر دو اسپیکر را در نیمهی چپ بدنه (در حالت باز) قرار داده و این چیدمان یک افکت شبهمونو ایجاد میکند؛ صدا قدرت خوبی دارد، اما در حالت باز، از نظر جهتگیری فاقد عمق استریوی واقعی است. در حالت بسته، صفحهی کاور تجربهی صوتی متوازنتری میدهد چون اسپیکرها بالا و پایین قرار گرفتهاند. برای تماشای فیلم در حالت باز، خودم بعد از دو سه بار تجربه، عادت کردم هدفون همراهم باشد!
باتری: سیلیکون-کربن در برابر فیزیک
سامسونگ در این نسل، از فناوری باتریهای سیلیکون کربن استفاده کرده که اجازه داده ظرفیت ۴۸۰۰ میلیآمپرساعتی در بدنهای به این باریکی حفظ شود.
| مشخصهی فنی | جزئیات |
|---|---|
| ظرفیت باتری | ۴,۸۰۰ میلیآمپرساعت (سیلیکون-کربن) |
| سرعت شارژ سیمی | حداکثر ۴۵ وات |
| سرعت شارژ بیسیم | ۲۰ وات (برای تراز دقیق، نیازمند قاب مغناطیسی جانبی) |
در استفاده ترکیبی این یک هفته (وبگردی، مدیریت فایل، مسیریابی، شبکههای اجتماعی، کمی بازی و دیدن فیلم)، بین ۵ تا ۷ ساعت زمان روشن بودن صفحه (SoT) را ثبت کردم. برای یک روز کاری معمولی، این عدد کافی بود؛ گوشی معمولا از صبح تا وقتی که شب برای خواب میرفتم، دوام میآورد، البته با یک استثنا: روزی که برای تست، مدت طولانیتری ویدیوی APV ضبط کردم، باتری خیلی سریعتر از حد معمول خالی شد، دقیقاً همان مشکل حرارتی که در بخش سختافزار توضیح دادم، اینجا هم خودش را نشان داد.
نکته مثبتی که ارزش اشاره دارد، شارژ ۴۵ واتی است. تجربه من از این سرعت شارژ، تغییر الگوی مصرف از شارژ طولانی مدت شبانه به شارژهای گذرا و مؤثر بود. چند دقیقه شارژ حین صبحانه، برای چند ساعت بعدی کافی بود، اگرچه هنوز به پای برندهایی چون شیائومی یا ریلمی نمیرسد که با سرعتهایی دو برابر هم شارژ میشوند.
در کل باید بگویم که گلکسی زد فولد ۸ از منظر سیستم انرژی، یک جهش مهندسی واقعی در پارادایم کارایی در عین ظرافت است. اگرچه حذف دوربین تلهفوتو و فلکس مود به بهای رسیدن به این وزن و این باتری تمام شده، اما برای کاربری که بهرهوری در حرکت را اولویت میداند، این یک معامله منطقی بهنظر میرسد، مشروط بر اینکه چالشهای حرارتی در محیطهای باز و گرم را در نظر بگیرید.
بعد از یک هفته، چه فکری میکنم؟
گلکسی زد فولد ۸ را باید نقطه تکامل بلوغ فیزیکی در گوشیهای تاشوی سامسونگ دید. در بازار سال ۲۰۲۶، سامسونگ با درک اینکه همه کاربران بهدنبال یک تانک سنگین نیستند، این گوشی را کاربردیترین تاشوی خودش معرفی کرده و بعد از یک هفته استفاده واقعی، فکر میکنم این ادعا تا حد زیادی درست است.
این گوشی میان نوآوری جسورانه و عملکرد روزمره، یک تعادل استراتژیک برقرار کرده است؛ بهطوریکه برخلاف مدل اولترا که بهدنبال ثبت رکوردهای فنی است، زد فولد ۸ روی تجربه کاربری روان تمرکز دارد. فدا کردن ویژگیهایی مثل دوربین تلهفوتو یا فلکس مود، بهنظرم نه یک عقبگرد، بلکه یک تصمیم مهندسی هوشمندانه است؛ تصمیمی که تاشوها را از یک کالای لوکس و آزمایشی، به یک ابزار کارآمد روزمره نزدیکتر میکند. اگرچه باید اذعان کرد که این بها حتی در سطح جهانی، همچنان محصول سامسونگ را در رده یک اسمارتفون بسیار گرانقیمت قرار میدهد.
چه کسانی این گوشی را بخرند؟
کسانی که بهدنبال بهترین تجربه تبلت در جیب هستند، به ارگونومی و استفاده یکدستی اهمیت میدهند، و از مطالعه و مولتیتسکینگ روزمره لذت میبرند! دقیقاً همان کاربردهایی که من در این یک هفته بیشترین استفاده را از این گوشی بردم.
چه کسانی این گوشی را نخرند؟
عکاسان حرفهای که به زوم نوری نیاز دارند، گیمرهایی که با بازیهای خاص و ناسازگار با نسبت تصویر ۴:۳ سروکار دارند، و کسانی که هنوز اولویتشان کاملترین لیست مشخصات فنی روی کاغذ است، نه بهترین تجربه روزمره!
با قیمتی شاید در حدود نیم میلیارد تومانی برای دستگاهی که بهترین دوربین بازار را ندارد، شاید بشود گفت این گوشی بسیار گران است. اما اگر ارزش را در راحتی استفاده و لذت در دست گرفتن تعریف کنید، همان چیزی که من هر روز این هفته حسش کردم، فکر میکنم زد فولد ۸ فعلاً رقیب جدیای در بازار ندارد.
شاید روی کاغذ، این گوشی «همهچیز تمام» نباشد. اما بعد از هفت روز زندگی با آن، میتوانم با اطمینان بگویم که در عمل، لذتبخشترین و کاربردیترین تجربه گوشی تاشویی است که تا امروز داشتهام؛ گوشیای که برای کسانی ساخته شده که از «سنگینیِ تکنولوژی» خسته شدهاند و بهدنبال کارایی در نهایت ظرافت هستند.




































