چرا حمله آمریکا به ونزوئلا می‌تواند یک ضربه بزرگ بر پیکر خودروسازی کشور باشد؟!

تحولات اخیر در آمریکای لاتین و مداخله نظامی ایالات متحده در ونزوئلا که با دستگیری نیکلاس مادورو همراه شد، لرزه‌های شدیدی را در کانون‌های قدرت سیاسی جهان ایجاد کرده است. اما فراتر از تیترهای داغ خبری در حوزه بین‌الملل، این رویداد می‌تواند یک بازنده بزرگ نیز داشته باشد که در هزاران کیلومتر دورتر، در جاده مخصوص کرج نشسته است: غول‌های خودروسازی ایران (ایران‌خودرو و سایپا).

این حادثه تنها یک تغییر رژیم ساده در یک کشور دور دست نیست؛ بلکه پایان نمادین دورانی است که در آن «خودرو» به‌جای آنکه کالایی صنعتی برای سودآوری باشد، به ابزاری برای «دیپلماسی نمایشی» تبدیل شده بود. امروز، با فروپاشی نظم پیشین در کاراکاس، سرنوشت صدها میلیون دلار سرمایه‌گذاری ارزی ایران در هاله‌ای از ابهام فرو رفته است.

۱. ونزوئلا؛ از آرمان‌شهر تا باتلاق ارزی

حضور خودروسازان ایرانی در ونزوئلا به اواسط دهه ۸۰ خورشیدی بازمی‌گردد. در آن دوران، پیوند عاطفی و سیاسی میان تهران و کاراکاس (در دوره هوگو چاوز) به اوج خود رسیده بود. نتیجه این نزدیکی، تولد شرکت «ونیراتو» (Venirauto) در سال ۲۰۰۶ بود؛ جوینت‌ونچری که قرار بود نماد قدرت صنعتی ایران در حیاط خلوت آمریکا باشد.

رویای تولید ۲۵ هزار دستگاهی

در ابتدا، هدف‌گذاری‌ها بسیار جاه‌طلبانه بود. قرار بود سالانه ۲۵ هزار دستگاه خودرو شامل «سنتارو» (سمند) و «تورپیال» (سایپا ۱۴۱/پراید) در ایالت آراگوآ تولید شود. اما آمارهای رسمی نشان داد که این ظرفیت هیچ‌گاه رنگ واقعیت به خود ندید. بالاترین میزان تولید در سال ۲۰۱۴ به زحمت به ۲ هزار دستگاه رسید و سرانجام در سال ۲۰۱۵، زیر بار سنگین زیان‌های انباشته و بحران اقتصادی ونزوئلا، کرکره‌های این کارخانه پایین کشیده شد.

احیای نافرجام در سال ۲۰۲۳

در سال ۲۰۲۳ و با سفر مقامات عالی‌رتبه ایران به ونزوئلا، صحبت از «رنسانس خودرویی» به میان آمد. تفاهم‌نامه‌ای برای صادرات ۲۰۰ هزار خودرو در یک بازه ۵ ساله امضا شد. اما حقیقت این بود که زیرساخت‌های ونیراتو به دلیل سال‌ها رها شدن، فرسوده شده بودند و اقتصاد ونزوئلا نیز دیگر توان خرید خودروهای ایرانی با قیمت تمام‌شده دلاری را نداشت.

۲. کالبدشکافی «خودروهای دیپلماتیک»؛ چرا شکست خوردیم؟

سؤالی که بسیاری از کارشناسان در سایت‌های تخصصی مانند آی‌تی‌رسان مطرح می‌کنند این است: چرا برندهای جهانی مانند تویوتا یا هیوندای در بازارهای خارجی سود می‌کنند، اما ایران‌خودرو و سایپا با زیان بازمی‌گردند؟

اولویت سیاست بر اقتصاد

در پروژه‌های ونزوئلا، سوریه و سنگال، منطق اقتصادی آخرین اولویت بود. هدف اصلی، نشان دادن قدرت سیاسی ایران در کشورهای همسو بود. وقتی یک پروژه صنعتی بر اساس «دوستی سیاسی» بنا شود، با تغییر نسیم‌های سیاسی یا سقوط یک دولت، کل سرمایه‌گذاری به خطر می‌افتد. حمله اخیر آمریکا به ونزوئلا دقیقاً همین نقطه ضعف را هدف قرار داد.

زنجیره تأمین قطع‌شده

مونتاژ خودرو در کشوری مانند ونزوئلا نیازمند یک زنجیره تأمین محلی است. ایران قطعات را به صورت CKD (قطعات منفصله) با کشتی‌های باری و طی مسافت‌های طولانی به کاراکاس می‌فرستاد. هزینه حمل‌ونقل، بیمه و ریسک‌های مسیر باعث می‌شد قیمت تمام‌شده یک «کوییک» یا «تارا» در ونزوئلا به مراتب بالاتر از رقبای چینی حاضر در آن بازار باشد.

۳. میراث شکست در سوریه و سنگال؛ درس‌هایی که آموخته نشد

ونزوئلا تنها قطعه‌ای از پازل ناکامی‌های برون‌مرزی است. نگاهی به سایر پروژه‌ها نشان می‌دهد که ما با یک «الگوی تکرار شونده از شکست» روبرو هستیم.

سوریه؛ خط تولید در میان شعله‌های جنگ

سرمایه‌گذاری در سوریه (شرکت سیامکو) شاید دراماتیک‌ترین نمونه باشد. خط تولید سمند در سوریه درست زمانی که قرار بود به سودآوری برسد، با آغاز جنگ داخلی با چالش‌های جدی روبرو شد. صادرات قطعه متوقف شد و بازاری که قرار بود سکوی پرتاب به دنیای عرب باشد، به یک انبار متروکه تبدیل گشت.

سنگال؛ دروازه بسته‌شده به آفریقا

پروژه «سنیران‌اتو» در سنگال با این هدف کلید خورد که ایران خودرو به بازار غرب آفریقا نفوذ کند. اما عدم تطابق خودروها با شرایط اقلیمی، نبود شبکه خدمات پس از فروش و مشکلات انتقال ارز باعث شد این پروژه نیز به یکی دیگر از «موزه‌های سرمایه‌گذاری ایران» در خارج از مرزها تبدیل شود.

۴. هزینه فرصت؛ آنچه از دست دادیم

بزرگترین ضربه این سرمایه‌گذاری‌ها، «هزینه فرصت» است. در حالی که سایپا و ایران‌خودرو با زیان‌های انباشته چند صد هزار میلیارد تومانی در داخل کشور دست‌وپنجه نرم می‌کنند، صدها میلیون دلار منابع ارزی در پروژه‌هایی هزینه شده که اکنون با یک حمله نظامی یا تغییر دولت، عملاً از دست رفته محسوب می‌شوند.

پروژه (کشور) هدف اولیه وضعیت فعلی (۲۰۲۶) دلیل اصلی شکست
ونزوئلا (ونیراتو) تولید ۲۵ هزار دستگاه بلاتکلیف پس از حمله آمریکا ناپایداری سیاسی و دوری مسافت
سوریه (سیامکو) تسلط بر بازار شام تولید محدود و فرسودگی خطوط جنگ داخلی و تحریم‌ها
سنگال (سنیران‌اتو) ورود به غرب آفریقا توقف کامل تولید نبود زیرساخت و تقاضا

تحلیل اختصاصی: اگر نیمی از ارز تخصیص یافته به پروژه ونزوئلا، صرف تحقیق و توسعه (R&D) پلتفرم‌های مدرن در داخل ایران می‌شد، امروزه محصولات جاده مخصوص نیازی به تکنولوژی‌های ۲۰ سال پیش پژو و کیا نداشتند.

۵. چالش خدمات پس از فروش؛ کابوس خریداران خارجی

یکی از نکات پنهان در این بحران، سرنوشت هزاران ونزوئلایی است که در سال‌های گذشته محصولات ایرانی را خریداری کرده‌اند. با خروج احتمالی ایران از این بازار و قطع دسترسی به قطعات یدکی به دلیل تحریم‌های پس از حمله آمریکا، برندهای ایرانی در آمریکای لاتین با یک بدنامی تاریخی روبرو خواهند شد. این موضوع، یعنی «عدم ثبات در خدمات»، باعث می‌شود حتی در صورت بازگشت آرامش به ونزوئلا، هیچ مصرف‌کننده‌ای دیگر به سمت خودروهای ایرانی نرود.

۶. نفوذ چین؛ برنده واقعی در غیاب ایران

در حالی که ایران‌خودرو و سایپا درگیر بازی‌های سیاسی بودند، خودروسازان چینی مانند چری، جیلی و بی‌وای‌دی (BYD) با استراتژی کاملاً اقتصادی وارد بازار آمریکای لاتین شدند. آن‌ها نه بر اساس ایدئولوژی، بلکه با تکیه بر «قیمت رقابتی» و «آپشن‌های مدرن» بازار را تصاحب کردند. حتی در ونزوئلا، نفوذ خودروهای چینی بسیار پایدارتر از پروژه‌های مشترک ایران بوده است؛ چرا که آن‌ها به جای تکیه بر دولت‌ها، بر نیاز مشتری تمرکز کردند.

برای درک بهتر ابعاد شکست استراتژیک ایران در ونزوئلا، باید نگاهی عمیق‌تر به موضوع بیاندازیم.

I. تکنولوژی؛ تقابل «یادگار مکانیکی» با «گجت‌های متحرک»

یکی از دلایل اصلی که در وب‌سایت‌های تکنولوژی‌محور مثل آی‌تی‌رسان بر آن تأکید داریم، شکاف تکنولوژیک است. خودروهای ایرانی صادر شده به ونزوئلا (مانند ساینا یا تارا)، محصولاتی مکانیکی با حداقل پیچیدگی‌های دیجیتال هستند. در مقابل، چینی‌ها با درک درست از تغییر ذائقه جهانی، خودروهایی را به آمریکای لاتین فرستادند که بیشتر شبیه به یک «گجت هوشمند» هستند تا یک وسیله نقلیه صرف.

  • مدل چینی: بهره‌گیری از نمایشگرهای تسلایی، سیستم‌های همیار راننده (ADAS) و پیشرانه‌های هیبریدی.

  • مدل ایرانی: تکیه بر پلتفرم‌های قدیمی دهه ۹۰ میلادی با امکانات رفاهی حداقلی.

II. استراتژی «هاب منطقه‌ای» در برابر «صادرات تک‌محور»

چین به جای تکیه بر قراردادهای متزلزل دولتی با یک کشور خاص (مثل ونزوئلا)، برزیل و مکزیک را به عنوان «هاب تولید» انتخاب کرد.

  • چینی‌ها در برزیل کارخانه عظیم ساخت باتری و خودروهای برقی راه‌اندازی کردند تا کل قاره را پوشش دهند. آن‌ها ریسک خود را توزیع کردند؛ یعنی اگر یک دولت در منطقه سقوط کند، بازار سایر کشورها از دست نمی‌رود.

  • ایران تمام تخم‌مرغ‌های خود را در سبد ونزوئلا (و تا حدی سوریه) گذاشت. با سقوط یا بی‌ثباتی در کاراکاس، کل زنجیره ارزش ایران در آمریکای لاتین فرو پاشید.

III. جدول مقایسه‌ای: دو مدل کاملاً متفاوت نفوذ در بازار

شاخص مقایسه مدل نفوذ خودرویی ایران مدل نفوذ خودرویی چین
محرک اصلی توافقات سیاسی و ایدئولوژیک (G2G) تقاضای بازار و سودآوری تجاری (B2C)
تنوع محصول محدود به ۲ یا ۳ مدل اقتصادی قدیمی تنوع کامل از سدان تا SUVهای لوکس و برقی
زنجیره تأمین واردات قطعات از ایران (هزینه لجستیک بالا) بومی‌سازی قطعات در برزیل و مکزیک
خدمات پس از فروش ضعیف، متکی بر انبارهای محدود دولتی شبکه‌های گسترده خصوصی و تامین قطعه آنلاین
تمرکز تکنولوژیک بهینه‌سازی موتورهای احتراقی قدیمی پیشتازی در خودروهای برقی (EV) و متصل

IV. نفوذ نرم‌افزاری؛ سلاح پنهان چینی‌ها

چینی‌ها به خوبی دریافتند که خودروهای آینده بر پایه داده (Data) حرکت می‌کنند. آن‌ها با نصب سیستم‌های سرگرمی پیشرفته که با اکوسیستم‌های محلی آمریکای لاتین سازگار است، توانستند مشتریان جوان را جذب کنند. در حالی که راننده ونزوئلایی در یک خودروی ایرانی با یک رادیو-پخش ساده روبرو بود، در رقبای چینی به اپل کارپلی، اندروید اتو و مسیریاب‌های هوشمند دسترسی داشت.

V. برندینگ؛ فرار از تصویر «خودروی ارزان دولتی»

ایران در ونزوئلا به عنوان تولیدکننده خودروهایی شناخته شد که «دولت» به مردم می‌دهد (نوعی خودروی کوپنی یا حمایتی). این تصویر برند، ارزش محصول را در بازار دست دوم به شدت کاهش داد. اما برندهای چینی نظیر فونیکس یا جک، با طراحی‌های مدرنِ کپی‌برداری شده از برندهای آلمانی، خود را به عنوان یک انتخاب «مدرن و اقتصادی» معرفی کردند، نه یک انتخاب «اجباری و دولتی».

نتیجه این تقابل: حتی اگر حمله آمریکا به ونزوئلا رخ نمی‌داد، خودروسازی ایران در میان‌مدت بازی را به رقبای چینی واگذار می‌کرد. حمله اخیر تنها مانند یک کاتالیزور، خروج دردناک ایران از بازاری را تسریع کرد که در آن «سیاست» می‌خواست جای خالی «تکنولوژی و کیفیت» را پر کند.

آینده‌ای که می‌توانست متفاوت باشد

اگر خودروسازان ما به جای نگاه سیاسی، از الگوهای همکاری بین‌المللی (مانند آنچه رنو با داچیا انجام داد) استفاده می‌کردند، امروز شاید برندهای ایرانی به عنوان خودروهای جان‌سخت و ارزان در سراسر آمریکای جنوبی شناخته می‌شدند. اما اکنون، با تغییر معادلات قدرت در کاراکاس، احتمالاً باید منتظر باشیم تا چینی‌ها با قیمتی ناچیز، باقی‌مانده خطوط تولید «ونیراتو» را خریداری کرده و محصولات برقی خود را در آن مونتاژ کنند.

۷. سناریوهای پیش‌رو؛ دارایی‌های ایران چه می‌شود؟

پس از حمله آمریکا و احتمال استقرار یک دولت انتقالی در ونزوئلا، سه سناریو برای دارایی‌های سایپا و ایران‌خودرو متصور است:

  1. مصادره یا ملی‌سازی: دولت جدید ممکن است دارایی‌های ونیراتو را به عنوان بخشی از اموال دولت قبلی مصادره یا به مزایده بگذارد.

  2. فروش زیر قیمت: خودروسازان ایرانی برای جلوگیری از ضرر ۱۰۰ درصدی، تلاش کنند سهم خود را به شرکت‌های ثالث (احتمالاً چینی) واگذار کنند.

  3. قفل شدن سرمایه (سناریوی محتمل): خطوط تولید به دلیل تحریم‌های شدیدتر و نبود امنیت، برای سال‌ها به صورت متروکه باقی بمانند تا زمانی که یک توافق دیپلماتیک بزرگ حاصل شود.

۸. تکنولوژی که دیگر خریدار ندارد

باید واقع‌بین باشیم؛ پلتفرم‌هایی مانند X200 (ساینا و کوییک) یا تارا، در بازار جهانی سال ۲۰۲۶ با رقبای برقی و هیبریدی روبرو هستند. حتی بدون جنگ و حمله نظامی، محصولات ایرانی برای رقابت در بازارهای بین‌المللی با چالش «به‌روز نبودن تکنولوژی» روبرو بودند. حمله آمریکا صرفاً بهانه‌ای شد تا این «دمل چرکین» زودتر دهان باز کند.

نتیجه‌گیری: بازگشت به خانه

ماجرای ونزوئلا باید درسی بزرگ برای سیاست‌گذاران صنعتی ایران باشد. خودروسازی ملی زمانی می‌تواند جهانی شود که ابتدا در یک بازار رقابتی داخلی، کیفیت خود را به اثبات برساند. سرمایه‌گذاری در بازارهای پرریسک سیاسی، بدون داشتن مزیت رقابتی تکنولوژیک، چیزی جز «هدررفت منابع ملی» نیست.

حمله آمریکا به ونزوئلا، شاید در ظاهر یک حادثه نظامی باشد، اما برای اقتصاد ایران پیامی روشن دارد: «اقتصاد را نمی‌توان با دستورات سیاسی اداره کرد.» زمان آن فرا رسیده که ایران‌خودرو و سایپا، به جای رویاپردازی در کاراکاس و داکار، بر بهبود کیفیت و ایمنی برای مصرف‌کننده ایرانی تمرکز کنند که سال‌هاست هزینه این آزمون و خطاهای برون‌مرزی را از جیب خود پرداخته است.

به نظر شما، آیا خودروسازان ایرانی هرگز می‌توانند بدون حمایت‌های سیاسی در بازارهای جهانی دوام بیاورند؟ نظرات خود را در بخش کامنت‌های آی‌تی‌رسان با ما به اشتراک بگذارید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید