حدود چهار سال پیش را به یاد بیاورید؛ زمانی که هیجان عظیمی دنیای فناوری را فرا گرفته بود. مارک زاکربرگ، باوری چنان عمیق به آیندهای مجازی به نام «متاورس» داشت که حتی نام شرکت افسانهای خود، فیسبوک، را به «متا» تغییر داد. او فکر میکرد دنیای آینده در دستان این پروژه خواهد بود. اما امروز، آن چشمانداز بزرگ به کجا رسیده است؟ سرنوشت آن سرمایهگذاری عظیم چه شد و چرا آن دنیای شلوغ و پرهیاهو، هرگز ساخته نشد؟ این مقاله به بررسی دلایل این شکست بزرگ میپردازد.
۱. مردم اصلاً متاورس را نمیخواستند
بزرگترین شکاف، بین دیدگاه زاکربرگ و درک عموم مردم بود. زمانی که پروژه متاورس به طور جدی آغاز شد، ۹۰ درصد مردم جهان اصلاً نمیدانستند متاورس چیست. در حالی که زاکربرگ باوری مطلق به این ایده داشت و مانند آبشار در آن پول میریخت، مردم با سردرگمی به آن نگاه میکردند. برخلاف مفاهیم روشنی مانند اینستاگرام یا یوتیوب، هدف متاورس برای اکثر افراد مبهم بود. سوال اصلی آنها این بود: «قرار است در این دنیای مجازی چه کار کنیم؟» متا محصولی را ساخت که تقریباً هیچکس آن را درخواست نکرده بود و همین، اولین قدم در مسیر شکست بود.
۲. یک ایده گرانقیمت: مانع ورود ۴۰۰ دلاری
یکی از اشتباهات استراتژیک متا، نادیده گرفتن روانشناسی کاربران بود. برخلاف اکثر بازیها و پلتفرمهای مدرن که از مدل «فریمیوم» (شروع رایگان) برای جذب کاربر استفاده میکنند، ورود به متاورس نیازمند خرید یک هدست واقعیت مجازی (VR) با قیمت ۳۰۰ تا ۴۰۰ دلار بود. زاکربرگ به اشتباه تصور کرد که مردم همانطور که برای یک کنسول پلیاستیشن – محصولی شناختهشده از یک اکوسیستم ۳۰ ساله که با اطمینان میخرند – پول میدهند، برای یک محصول آزمایشی و اثباتنشده نیز هزینه خواهند کرد. در واقع، او از مردم میخواست پول بپردازند تا آزمایشکننده محصولی باشند که حتی خریداران اولیه نیز دیگران را از خرید آن منصرف میکردند.
۳. شهر ارواح مجازی: تجربهای که هیچکس را راضی نکرد
دنیای مجازی متا، با نام «Horizon Worlds»، از همان روز اول با مشکلات فنی و باگهای متعدد دست و پنجه نرم میکرد. اما مشکل بزرگتر، پوچی و خالی بودن آن بود. کاربرانی که هزینه کرده و وارد این دنیا میشدند، با «هیچچیز و هیچکس» مواجه میشدند. این تجربه به قدری ناامیدکننده بود که به یک جوک تلخ در دنیای فناوری تبدیل شد: پلتفرمی که دهها میلیارد دلار در آن هزینه شده بود، در روز حتی ۱۰۰ کاربر هم نداشت. این شکست مطلق باعث شد اولین کاربران، فعالانه دیگران را از ورود به این شهر ارواح مجازی منصرف کنند. علاوه بر این، درصد زیادی از کاربران گزارش دادند که استفاده طولانیمدت از هدستهای VR باعث ایجاد حالت تهوع در آنها میشود که این خود یک نقص بزرگ در تجربه کاربری بود.
۴. ضرر ۷۰ میلیارد دلاری: هزینهای سنگینتر از اقتصاد یک کشور
هزینه مالی این پروژه سرسامآور بود. بخش مسئول سختافزار متاورس، یعنی Reality Labs، در طی چهار سال فعالیت خود بیش از ۷۰ میلیارد دلار ضرر به شرکت متا تحمیل کرد. برای درک بهتر این رقم، کافی است آن را با اقتصاد یک کشور مقایسه کنیم.
این ضرر ۷۰ میلیارد دلاری، حتی برای یک شرکت تریلیون دلاری مانند متا، رقمی وحشتناک است. این مبلغ معادل کل تولید ناخالص داخلی (GDP) سالانه کشوری مانند اسلوونی است.
۵. کارمندان هم باورش نداشتند
شاید غافلگیرکنندهترین بخش ماجرا این باشد که حتی کارمندان خود شرکت متا نیز به این محصول اشتیاق یا باوری نداشتند. وقتی از کارکنان متا در مورد نحوه کار متاورس سوال میشد، بسیاری از آنها پاسخی نداشتند، زیرا خودشان زحمت امتحان کردن آن را به خود نداده بودند. این عدم استقبال داخلی نشاندهنده یک شکاف عمیق و نبود باور به پروژه، حتی در میان کسانی بود که مسئول ساخت آن بودند.
۶. چرخش به سمت هوش مصنوعی: فرار از پرتگاه
شکست متاورس، شرکت متا را تا «لب پرتگاه» پیش برد. در سال ۲۰۲۲، ارزش سهام این شرکت سقوطی تاریخی را تجربه کرد و از ۹۰۰ میلیارد دلار به ۲۷۰ میلیارد دلار رسید؛ یعنی بیش از ۶۰۰ میلیارد دلار از ارزش شرکت تنها در یک سال دود شد و به هوا رفت. این بحران متا را مجبور کرد تا ۲۰ هزار نفر از کارمندان خود (معادل ۲۵ درصد نیروی کار) را اخراج کند. در این نقطه، زاکربرگ یک چرخش استراتژیک انجام داد. او تمرکز و سرمایهگذاری شرکت را به شدت به سمت هوش مصنوعی متا (Meta AI) منتقل کرد. این اقدام به موقع، جلوی خونریزی مالی را گرفت و باعث شد سهام شرکت دوباره رشد کند. این در واقع یک عقبنشینی استراتژیک از متاورس برای نجات شرکت مادر بود.
یک درس آموختهشده یا رویایی به تعویق افتاده؟
سفر متاورس از یک چشمانداز بزرگ به یک واقعیت پرهزینه، داستانی آموزنده است. اگرچه زاکربرگ اکنون تمرکز خود را روی هوش مصنوعی گذاشته، اما بخش Reality Labs همچنان یک چاه بیانتها برای پول است و تنها در همین سال اخیر، ۴.۵ میلیارد دلار دیگر ضرر کرده است. این نشان میدهد که او شاید هنوز به طور کامل از رویای خود دست نکشیده است. سوالی که باقی میماند این است: آیا متاورس صرفاً دیدگاهی جلوتر از زمان خود بود که منتظر پیشرفت فناوری است، یا درسی همیشگی در مورد محدودیتهای جاهطلبی یک بنیانگذار در برابر خواست بازار بود؟





