بالاخره طنابِ تاکها سفت شد و «توم ریدر» آمازون از حالت خبرهای قطرهچکانی بیرون آمد. سریال جدید Tomb Raider که مدتهاست نامش کنار قرارداد تولید فیبی والر-بریج با آمازون میچرخد، حالا با معرفی رسمی گروه بازیگرانِ نقشهای مکمل، یک قدم جدی به سمت تولید برداشته است؛ خبری که جالبتر از خود خبر، مسیر اعلامش بود: اولینبار در فضای هواداری و از طریق ردیت رسمی Tomb Raider سر و صدا کرد و بعد به شکل رسمی توسط Prime Video تأیید شد.
در مرکز این بازگشتِ پرهزینه و پرریسک، سوفی ترنر در نقش «لارا کرافت» قرار دارد؛ انتخابی که نزدیک به یک سال طول کشید تا آمازون آن را قطعی کند و همین تأخیر، گمانهزنیها را درباره جهتگیری سریال بالا برد. حالا با تکمیل شدن بخشی از کست، میشود حدس زد که این اقتباس تلویزیونی قرار نیست فقط یک ماجراجویی اکشن در دل معابد و دخمهها باشد؛ بلکه قرار است به همان اندازه وارد سیاست، موزهداری، منازعات خانوادگی و جنگ قدرت هم بشود.
بازگشت چهرههای آشنا: از زیپ تا وینستون
اقتباسهای بازیهای ویدیویی معمولاً بین دو قطب گیر میکنند: وفاداری کامل به بازی (که گاهی برای مخاطب تازهوارد گیجکننده است) یا بازآفرینی آزاد (که میتواند طرفداران قدیمی را عصبانی کند). حرکت آمازون در معرفی چند شخصیت شناختهشده از دل بازیها، سیگنال روشنی است که سازندگان میخواهند پلی بین نسلهای مختلف طرفداران بزنند.
- «مارتین باب-سمپل» در نقش «زیپ (Zip)»: نابغه تکنولوژی و هکر جوانی که طرفداران بازیها و حتی مخاطبان انیمیشن «The Legend of Lara Croft» هم او را میشناسند. حضور زیپ معمولاً به معنای این است که سریال روی جنبههای مدرنتر ماجراجویی—ردیابی دیجیتال، ابزارهای پیشرفته و عملیاتهای سریع—حساب ویژهای باز کرده.
- «بیل پترسون» در نقش «وینستون»: خدمتکار قدیمی خاندان کرافت، یکی از نمادهای کلاسیک دنیای Tomb Raider. آوردن وینستون به نسخه جدید میتواند به سریال یک بافت «بریتانیا-محور» و کمی حس نوستالژی بدهد؛ همان حسی که از نسخههای اولیه بازیها به جا مانده بود.
- «جیسون آیزکس» در نقش «اطلس دِمورنِی (Atlas DeMornay)»: عموی لارا که در «Rise of the Tomb Raider» هم حضوری اثرگذار داشت و با لارا بر سر میراث خانوادگی درگیر میشود. انتخاب آیزکس—با آن کاریزمای خونسرد و تهمایه تهدید—میتواند این خط داستانی را از یک دعوای ساده خانوادگی، به یک کشمکش واقعی قدرت تبدیل کند.
چهرههای تازه و نقشهای جدید: آنتاگونیستها و بوروکراتها وارد میشوند
بخش بزرگتر خبر، فهرست بازیگرانی است که نقشهایی کاملاً جدید و ساختهشده برای سریال دارند؛ تصمیمی که نشان میدهد والر-بریج و تیم نویسندگان، میخواهند دنیای لارا کرافت را برای قالب سریال گسترش دهند؛ چیزی شبیه کاری که «The Last of Us» با افزودن لایههای انسانی و سیاسی انجام داد، یا کاری که «Fallout» با خلق شخصیتهای تازه در یک جهان آشنا پیش برد.
- «سیگورنی ویور» در نقش «اولین والیس (Evelyn Wallis)»: زنی مرموز و بانفوذ که قصد دارد از استعدادهای لارا بهرهبرداری کند. همین یک جمله کافی است تا حدس بزنیم ویور احتمالاً ستون اصلی تقابلهای سریال خواهد بود؛ نوعی ضدقهرمان/کارفرمای خاکستری که مرز میان حمایت و سوءاستفاده را محو میکند. حضور ویور—اسطوره ژانر علمیتخیلی و اکشن—هم از نظر پرستیژ بازیگری، و هم از نظر جذب مخاطب جهانی، یک برگ برنده برای Prime Video است.
- «جک بنن» در نقش «جِری (Gerry)»: خلبان شخصی لارا و بهقول معرفی رسمی، «جمعکننده خوراکیها»! چنین جزئیاتی معمولاً نشانه ورود رگههایی از طنز و شخصیتپردازی سبکتر است؛ چیزی که با امضای نویسندگی والر-بریج همخوانی دارد.
- «جان هفرنن» در نقش «دیوید (David)»: کارمند دولتی خستهای که ناگهان در دنیای عجیب لارا گیر میافتد. این تیپ شخصیتها در سریالهای اکشن-معمایی نقش مهمی دارند؛ چون پلی هستند بین جهان “عادی” و جهان ماجراجویی افراطی.
- «پترسون جوزف» در نقش «توماس وارنر (Thomas Warner)»: مقام ارشد دولتی که برای جمعوجور کردن یک «افتضاح عظیم» وارد میشود. این یعنی با یک خط داستانی بوروکراتیک/سیاسی طرفیم که میتواند پیامدهای قانونی و رسانهای «گوردزدی»های لارا را نشان دهد.
- «ساشا لوس» در نقش «ساشا (Sasha)»: رقیبی تازه، سرسخت و شدیداً رقابتجو. این شخصیت میتواند همان آینه تاریک لارا باشد؛ کسی با مهارتهای مشابه اما اخلاقیات متفاوت—مدلی که در آثار اکشن مدرن بسیار جواب میدهد.
- «ژولیت موتامد» در نقش «جورجیا (Georgia)»: کیوریتورِ قانونمدار موزه بریتانیا که به «حفظ درست تاریخ» متعهد است. اضافه شدن چنین نقشی، درهای بحثهای داغ فرهنگی را باز میکند: آیا لارا نجاتدهنده آثار تاریخی است یا یک غارتگرِ شیکپوش؟
- «سلیا ایمری» در نقش «فرانسین (Francine)»: مدیر توسعه موزه بریتانیا که تمرکزش روی جذب سرمایه و جامهای شامپاین است. ترکیب فرانسین و جورجیا میتواند هم تضاد اخلاق/سرمایه را بسازد، هم فضای طعنهآمیز اجتماعی.
- «آگوست ویتگنشتاین» در نقش «لوکاس (Lukas)»: یک «غارتگر غیرقانونی» که گذشته مشترکی با لارا دارد. این گذشته مشترک معمولاً همان موتور درام است: رفاقت قدیمی؟ خیانت؟ رقابت عاشقانه؟ یا بدهی اخلاقی؟
توم ریدرِ جدید چه حالوهوایی خواهد داشت؟
اگر اقتباسهای سینمایی قدیمیتر Tomb Raider را به یاد بیاوریم—از انرژی کاملاً ستارهمحور دوران آنجلینا جولی تا رویکرد واقعگرایانهتر نسخه آلیسیا ویکاندر—مشخص است که این فرنچایز هر بار دنبال تعریف تازهای از «لارا کرافت» میگردد. سریال آمازون اما یک مزیت دارد: زمان بیشتر برای شخصیتپردازی و جهانسازی.
بهنظر میرسد این نسخه میخواهد هم اکشن و ماجراجویی کلاسیک را حفظ کند، هم روی پیامدهای اجتماعی و سیاسی کار تمرکز بگذارد: دولت بریتانیا، موزه بریتانیا، شبکههای نفوذ، رقبا و غارتگران زیرزمینی… اینها یعنی «گنج پیدا کردن» دیگر فقط حل معما و پریدن از پرتگاه نیست؛ یک مسئله حیثیتی و حقوقی هم هست.
واکنش هواداران و نکته پشتپرده
اینکه خبر کست ابتدا از مسیر ردیت رسمی Tomb Raider دیده شد، خودش یک نشانه از فرهنگ جدیدِ اطلاعرسانی در صنعت سرگرمی است: استودیوها میدانند جامعه هواداری، سریعتر از رسانهها خبر را پخش میکند و حتی میتواند موج اولیه استقبال یا نگرانی را بسازد. در چنین فضایی، انتخاب بازیگران شناختهشده (مثل ویور و آیزکس) علاوه بر کیفیت، نقش سپر تبلیغاتی را هم بازی میکند.
بهگفته فیبی والر-بریج، دنیای Tomb Raider «پر از شخصیتهای آیکونیک» است و او هیجان دارد که هم محبوبهای شخصی و هواداری را به تصویر بکشد و هم «شرورهای تازه» را وارد کند. این جمله ساده، مسیر سریال را لو میدهد: احترام به میراث بازیها، اما بدون قفل شدن در گذشته.
«مهرداد نیکفر»، پژوهشگر روایتهای اقتباسی در تلویزیون، در یک یادداشت کوتاه درباره موج جدید اقتباسهای بازیهای ویدیویی میگوید: «موفقیت این سریال به میزان اکشنش وابسته نیست، بلکه به این بستگی دارد که لارا را از یک نماد ماجراجویی به یک شخصیت چندلایه تبدیل کند. اضافه شدن نهادهایی مثل دولت و موزه، اگر درست نوشته شود، میتواند Tomb Raider را از یک سرگرمی صرف به یک درام ماجرایی معاصر ارتقا دهد.»
زمان تولید و ارتباط با آینده بازیها
این پروژه که اوایل ۲۰۲۳ در قالب همکاری تولیدی والر-بریج با آمازون معرفی شد، حالا ظاهراً آماده ورود به مرحله تولید است. همزمانی این حرکت با برنامههای تازه دنیای بازی هم قابل توجه است: گفته میشود ریمیک «Legacy Atlantis» از بازی اصلی قرار است اواخر امسال فصل تازهای را برای طرفداران بازیها شروع کند و «Tomb Raider: Catalyst» هم برای حوالی ۲۰۲۷ در چشمانداز قرار دارد. از منظر صنعت، این همافزایی بین بازی و سریال میتواند همان کاری را بکند که برای فرنچایزهایی مثل «The Witcher» (با تمام فراز و فرودهایش) رخ داد: گسترش مخاطب از گیمرها به بینندگان عمومی.
در نهایت، سریال Tomb Raider آمازون روی کاغذ ترکیب وسوسهانگیزی دارد: یک لارا کرافت تازه با چهرهای شناختهشده، چند شخصیت نوستالژیک برای دلجویی از طرفداران قدیمی، و مجموعهای از نقشهای جدید که میتوانند داستان را غیرقابل پیشبینی کنند. اگر فیلمنامه بتواند بین هیجانِ ماجراجویی و پیچیدگیِ اخلاقیِ «مالکیت تاریخ» تعادل برقرار کند، این بار شاید Tomb Raider نه فقط یک اقتباس موفق، بلکه یک سریال اکشن-ماجرایی شاخص در دوران استریمینگ شود.





