قطعی سراسری اینترنت بین الملل از یک هفته هم فراتر رفت و با توجه به اخبار پیرامونی، ظاهرا حاکمیت عجله چندانی هم برای بازگشایی آن و یا پاسخ صریح به افکار عمومی ندارد! حتی برخی شنیدهها حاکی از آن است که شاید باز شدن اینترنت، بهصورت مرحلهای و به نوعی طبقاتی صورت بپذیرد و قاعدتا آخرین قطعه از این هرم، مردم عادی خواهند بود!
در اینکه کسب و کارها چه ضررهای سنگینی را هر روزه متحمل میشوند و یا حتی مردم عادی بابت این عدم اتصال، ضربات مالی و روانی فراوانی میخورند، بر کسی پوشیده نیست و در این مطلب، قرار نیست به این موضوع بپردازیم، بلکه هدف، نمایش آینده احتمالی است، امری که در صورت وقوع، برای حکمرانی تبدیل به یک چالش بزرگ شده و میتواند کنترل آن بر فضای اینترنت را با چالش جدی مواجه کند. چالشی که در صورت بروز شرایطی مشابه با امروز، دیگر این اهرم نظارت را از دستان آن خارج خواهد کرد.
آیا قضیه ماهواره تکرار خواهد شد؟
نگاهی به قضیه نصب دیشهای ماهواره، خود میتواند یک نشانه از بروز پدیدهای جدید باشید. اصرار بسیار زیاد حاکمیت بر در اختیار داشتن یک طرفه رسانههای تصویری و عملکرد یکسویه صدا و سیما، باعث شد تا با رشد شبکههای تلویزیونی ماهوارهای، بسیاری به دنبال جایگزین و یا حداقل یک رقیب برای صدا و سیما بگردند. نتیجه آن چه شد؟ اینکه تقریبا در تمام پشت بام خانهها، بهراحتی میتوان دیشهای فراوان ماهواره را دید که هنوز از منظر قانونی، یک جرم محسوب میشود! جالب اینجاست که با آنکه اندازه دیش ماهواره بزرگ بوده و کاملا قابل رصد است، اما خرید و فروش آن شاید به راحتی یک کالای سوپر مارکتی بوده و تمام مراحل خرید تا نصب آن میتواند تنها در چند ساعت انجام پذیرد. در واقع اصرار زیاد حکومت برای در اختیار گرفتن یک جهته رسانه تصویری، باعث ایجاد “ماهواره دوستی” حتی در بین اقشاری شد که از نظر گرایش؛ مذهبیتر و یا سمت دولت و حکومت بودند.
این موضوع بهخوبی نشان داد که توسل به قانونی که توانی برای تغییرش وجود ندارد اما مقبول اکثریت اجتماع نیست، نتیجهای جز همین داستان دیشهای ماهواره و حتی همه گیر شدن فیلتر شکنها نخواهد داشت. البته در ارتباط با ماهواره، با ظهور پدیدههای جدیدتر و جذابتری در فضای وب، کلا حساسیتها کاهش جدی پیدا کرده بود و در بسیاری منازل، تبدیل به یک کالای عادی و غیر حساس شد، اما قطعی اینترنت سبب شده بسیاری از آن، به عنوان تنها دریچه باقی مانده برای ارتباط با دنیای بیرونی و شنیدن روایتهای دیگر استفاده کنند. روایتهایی که راویهای گوناگونی داشته و همان امر نخست یعنی انحصار، کاری کند تا دامنه نفوذ صحبتهایش حتی از حالت عادی هم فراتر برود و بسیاری از خودشان بپرسند اگر قرار به حق گویی است، چرا اینترنت و حتی پلتفرمهای پیام رسان داخلی هم مسدود شدند و ما باید به روایتهای همنوای داخلی فقط اطمینان کنیم؟
پس قطعی ادامه دار و گسترده اینترنت، در وهله نخست این خسارت را برای حاکمیت به دنبال خواهد داشت که میزان مقبولیت و همچنین ضریب نفوذ کلام ماهواره را بالاتر برده و دقیقا نقش یک لبه از شمشیر بُرنده این مسدود سازی خواهد بود!
صدای پای استارلینک میآید!
اما این شمشیر، یک لبه تیزتری هم میتواند داشته باشد که شاید هنوز به خوبی تراش نخورده ولی با گذشت زمان، قدرت بُرش بیشتری داشته و میتواند کنترل حاکمیت بر فضای مجازی را حتی بیشتر از ماهواره، مختل کند. طبق آمارهای اعلامی توسط نت بلاکس در حال حاضر، ارتباط با اینترنت بینالملل در حدود تنها ۱ درصد است که پیشبینی میشود اکثر این اتصال، از طریق پایانههای محدود استارلینک در کشور صورت میگیرد.
شاید این تعداد محدود، خطر خاصی برای حاکمیت نباشد و از آنجایی که میزان این پایانهها بسیار کم است، پس با کشف آنها بهراحتی میتواند ضریب نفوذش را به سرعت کاهش داد و از طرفی، دارندگان استارلینک با ترس و احتیاط بسیار بیشتری از آن استفاده کنند. ولی اگر مثل قضیه ماهواره، استفاده از استارلینک تبدیل به یک پدیده عمومی بشود، چطور؟ در آن صورت، حاکمیت توانایی مقابله با چنین حجم گستردهای را دیگر بهراحتی نخواهد داشت و از طرفی، کاربران هم احتمالا رفتار خودشان در استفاده را با ترس کمتری ادامه میدهند.
در مواجهه با پدیده استارلینک، بسیاری به هزینه بالای خرید تجهیزات و سرویس آن استناد کرده و برای همین، در مقایسه با ماهواره، شانس زیادی برایش قائل نیستند، ولی چند نکته را بایستی در این بین در نظر گرفت که میتواند قاعده بازی را تا حد زیادی به سود استارلینک بچرخاند.
چرا استارلینک میتواند تبدیل به یک پدیده عمومی شود؟
اولین دلیل در عدم استقبال از استارلینک، در واقع عدم نیاز بود! وقتی طبق آمارها، اکثریت مردم در کشور، از ویپیانهای رایگان یا پولی با هزینه اندک استفاده میکنند، پس وجود همین به اصطلاح فیلتر شکنها، به خوبی جایگزین استارلینک برای آنها بوده و تقریبا نیاز همگی بهخوبی برطرف میشود، اما وقتی که همین فیلتر شکنها دیگر کار نکنند و حتی بدتر از آن، سایتهای مهم و غیر فیلتر شده مثل گوگل یا دسترسی به ایمیل قطع شود، آیا دیدگاه مردم عوض نخواهد شد؟
از سوی دیگر، بر خلاف دیشهای بزرگ و تنظیم کردن نسبتا سخت برای ماهواره، نصب استارلینک سادهتر بوده و نسل جدید آنها، دارای رسیورهای کوچکتری است که تقریبا هر کاربر با دسترسی به تجهیزات نه چندان بزرگشان، قادر به اتصال خواهد بود. از سوی دیگر، باز برخلاف ماهواره که با ارسال پارازیت سنگین، عملا امکان استفاده از بسیاری شبکهها را برای ساعات طولانی از بین میبرد، استارلینک دارای ماهوارههای بسیار بیشتری در فضا بوده که حتی با فرستادن یا دریافت قطره چکانی اینترنت، میتواند نیاز اکثریت را برطرف سازد، پس از نظر نصب و استفاده، کاملا برتری دارد!
یکی دیگر از چالشهای اصلی در استفاده از استارلینک، هزینههای آن است که از طرفی هم گران است و هم آنکه امکان پرداخت آن با توجه به نیاز به استفاده از کارتهای بینالمللی، برای اکثریت بسیار سخت است. ولی این موضوع هم باز راهکار دارد که با گسترش استفاده از آن، به طور حتم راه حلهای جدیدتری هم برایش ایجاد میشود. به طور مثال، از آنجایی که سرعت اتصال بالاست و از طرفی، اکثرا با حجم نامحدود متصل میشوند، پس اگر بر فرض یک ساختمان چند واحدی تصمیم بگیرد که برای کل مجموعه از یک سرویس استفاده کرده و هزینه ماهیانه آن بین همسایهها پخش شود، پس دیگر فشار چندانی به استفاده کنندگان وارد نخواهد شد و اکثریت آن را به عنوان بخشی از شارژ ساختمان خواهند پذیرفت.
از سوی دیگر، استارلینک بهراحتی میتواند به مدل پرداختهایش تنوع بدهد. از آنجایی که مالک این کمپانی ایلان ماسک، از طرفداران دنیای رمز ارزهاست و پیش از این در فروش حتی خودروهای تسلا با پذیرش بیتکوین، نشان داده که حاضر به پذیرش نوع متفاوتی از داراییها است، پس برای استارلینک هم تنها با گذاشتن درگاه پرداخت کریپتویی که تقریبا در ایران بهراحتی برای همگان در دسترس بوده و بدون نیاز به نظارت دولتی قابل جابجایی است، پس سرویسهایش به فروش میرود.
البته همه این موارد، جدا از شرایط خاص است، چرا که در حال حاضر، سرویسهای استارلینک برای همان تعداد محدود این پایانهها در کشور، کاملا رایگان شده و تنها با داشتن تجهیزات، کاربر قادر است بدون پرداخت هیچ هزینهای، به راحتی متصل شود. ضمن آنکه در نسل جدید از فناوری استارلینک، قرار است که گوشیهای موبایل نیز بتوانند از خدمات آن بدون نیاز به دیشهای فعلی بهره ببرند و ظاهرا تا همه گیر شدن این تکنولوژی، راه چندان زیادی باقی نمانده و حتی برخی زمزمه کردهاند که شاید خیلی زودتر از حد تصور، این فناوری برای کشور ایران با توجه به قطعی گسترده اینترنت و مخالفتهای گسترده جهانی که اتفاقا ایلان ماسک هم در صف نخست این مخالفان است، فعال گردد!
هر ساعت قطعی بیشتر، یک ضربه دو جانبه تیزتر!
با این حساب، پس میتوان بهراحتی پیشبینی کرد که حتی اگر شرایط به همین منوال کنونی باقی بماند، با گذشت زمان، پایانههای استارلینک بیشتر و بیشتر خواهند شد. اگر حکومت سرانجام اینترنت بین الملل را هم با همان شرایط گذشته فعال کند، ولی تجربه قطعی اخیر و ضررهای گسترده مالی و روانی که بر پیکره جامعه وارد شده، خود یک بهانه برای بدست آوردن استارلینک برای کسانی است که اینترنت، نه وسیلهای برای سرگرمی ساده و یا ارتباطات معمولی، بلکه شریانی حیاتی جهت ادامه زندگی و کسب و کارشان است.
پس باید این هشدار را بدهیم که طولانی شدن بیش از حد قطعی بدون آنکه دلیل مشخص و واضحی برایش بیان شود، امنیت را به خانهها نمیآورد، بلکه میتواند نظارت را در مدتی کوتاه آنچنان از دست دولت خارج کند که در آن روز، تنها با نگاهی به عقب میشود به خوبی فهمید که لبه بُرنده این شمشیر را خود حاکمیت با عدم اقناع افکار عمومی، از همه تیزتر کرده است!







زمانی رادیو را هم حکومت ایران میگرفت حتی ویدیو و نوار کاست را حکومت ایران ید طولایی در سانسور و سرکوب دارد دور زدن اینترنت ایران یک مقدار زمان احتیاج دارد به طور همه گیر مثل ماهواره حالا ببینیم آصلن عمر این حکومت به آنجا میرسد اگر رسید خنثی میکنیمش در باب ارتباطات من این کار در برنامه ام هست دور زدن کامل اینترنت ایران
نه نمیشود . چون اکثریت مردم ایران زیرِ سیصد دلار در ماه درآمد دارن . استارلینک بالای دو هزار و پونصد دلار هزینه داره ( هزینه تجهیزات تا درب منزل + اشتراک ) . نهایتا یه قشر خاصی دسترسی دارن و بقیه هم که اکثریت مردم رو تشکیل میدن خیر .
هر تکنولوژی تازه ای که به میدون میاد اولش قیمت بالایی داره
ولی بعد تر با همه گیر شدنش قیمتش هم کاهش پیدا میکنه
از طرفی برای بعضی ها این یک نیاز اساسی هست و هرقدر که لازم باشه براش هزینه میکنند
پس به قول قلم خوش بیان این مطلب ، این یه شمشیر دولبه هست که کم کم خود حاکمیت هم زخمی میکنه
در آخر مردم و اکثریت مردم هر چه بخواهند بدست میارن دیر و زود داره سوخت و سوز نداره….رو سیاهی هم ب دزدان و اختلاسگران خواهد ماند
مقاله خوبی بود
حرف حساب
عالی بود مقاله تون ممنون از اطلاعات خوبتون