وقتی چالههای آسفالت وسط مسیر ظاهر میشوند، مهم نیست پشت فرمان یک سدان اقتصادی باشید یا یک لیموزین لوکس؛ ضربهی ناگهانی به رینگ و لاستیک، فشار به سیستم تعلیق و حتی از دست رفتن کنترل خودرو میتواند یک سفر ساده را به تجربهای پرهزینه تبدیل کند. حالا دو خودروساز بزرگ، هوندا و مرسدسبنز، هرکدام با یک راهبرد متفاوت وارد «جنگ با چالهها» شدهاند: یکی با داده و هوش مصنوعی بهدنبال سرعت دادن به تعمیر جادههاست و دیگری با تکنولوژی تعلیق، تلاش میکند ضربه را برای سرنشینان بیاثر کند.
رویکرد هوندا: گزارش لحظهای خرابی جاده با لایدار و بینایی ماشین
هوندا بهتازگی در همکاری با DriveOhio (مرکز تحرک هوشمند زیرمجموعه اداره حملونقل اوهایو/ODOT) یک پروژه پایلوت را اجرا کرده؛ پروژهای که هدفش ساده اما بلندپروازانه است: استفاده از دادههای تولیدشده توسط خودروها برای تشخیص خودکار ایرادهای جاده و ارسال گزارش دقیق به نهادهای مسئول، تا تعمیرات سریعتر و هدفمندتر انجام شود.
در این برنامه، پای دانشگاه سینسیناتی هم به میان آمده و از خودروهای آزمایشی هوندا با مجموعهای از حسگرهای پیشرفته استفاده شده است؛ از جمله:
- دوربینها و سیستمهای بینایی ماشین برای تشخیص علائم و نشانهگذاریها
- حسگر LiDAR برای نقشهبرداری دقیق از سطح جاده و ناهمواریها
این خودروها حدود ۳۰۰۰ مایل (بیش از ۴۸۰۰ کیلومتر) از مسیرهای بخش مرکزی و جنوبشرقی اوهایو را پایش کردند و بهطور پیوسته موارد زیر را اسکن و ثبت کردند: تابلوهای فرسوده یا پوشیدهشده، گاردریلها و موانع آسیبدیده، کمبود یا ضعف خطکشی جاده و البته شکلگیری چالههای جدید—همراه با اندازه و موقعیت دقیق.
داده خام کافی نیست؛ هوش مصنوعی در لبه و ابر وارد میشود
یکی از شرکای فناوری این طرح i-Probe Inc. بوده؛ شرکتی که فناوری حسگر به خودروسازان و OEMها ارائه میکند. مدیرعامل این شرکت، دایسوکه اوشیما، نکته مهمی را یادآوری کرده: حسگرهای خودروهای تولیدی عمدتاً برای ایمنی و رانندگی طراحی شدهاند، اما همین توانایی جمعآوری مداوم داده در رانندگی روزمره، وقتی در مقیاس بزرگ به کار گرفته شود، ارزش متفاوتی خلق میکند.
در جریان پروژه، دادههای انبوه ابتدا با مدلهای «Edge AI» پردازش شدند (یعنی بخشی از تحلیل نزدیک به منبع داده انجام شد تا سرعت بالا برود)، سپس برای تحلیل تکمیلی به پلتفرم ابری هوندا ارسال شدند و در نهایت در سیستم Parsons iNET Asset Guardian یکپارچه شدند؛ سیستمی که میتواند گردش کار نگهداری جاده را برای تیمهای میدانی سادهتر و سریعتر کند.
خروجی، فقط یک گزارش ساده نیست؛ یک نقشه دیجیتال قابل اقدام است که میتواند به تصمیمگیری دقیقتر کمک کند: کجا باید سریعتر تعمیر شود، کدام مسیر نیاز به بازبینی دارد و چه زمانی نگهداری پیشگیرانه بهصرفهتر از تعمیر دیرهنگام است.
دقت تشخیص چقدر بوده و چرا برای بازار مهم است؟
طبق اعلام هوندا و DriveOhio، نتایج پایلوت از نظر دقت چشمگیر بوده است:
- ۹۹٪ دقت در تشخیص تابلوهای آسیبدیده یا مسدود
- ۹۳٪ دقت در تشخیص گاردریلهای آسیبدیده
- میانگین ۸۹٪ دقت در تشخیص چالههای جاده
اما نکته جذابتر، اثر اقتصادی آن است: این مدل تشخیص خودکار با تکیه بر حسگرهای موجود و اشتراکگذاری داده با نهادهای محلی، میتواند سالانه بیش از ۴.۵ میلیون دلار برای اداره حملونقل اوهایو صرفهجویی ایجاد کند؛ از مسیر کاهش بازرسیهای دستی، بهینهسازی برنامه تعمیرات و جلوگیری از هزینههای سنگین ناشی از تعویق تعمیرات.
اگر این صرفهجویی دوباره صرف بهبود زیرساخت شود، یک چرخه مثبت شکل میگیرد: خرابی کمتر، هزینه کمتر، ایمنی بیشتر—و البته اعصاب آرامتر برای رانندگان.
رویکرد مرسدسبنز: کاهش ضربه چاله با تعلیق بادی و داده اشتراکی
مرسدسبنز راه دیگری را انتخاب کرده است؛ نه برای تعمیر سریعتر جاده، بلکه برای «کماثر کردن» چالهها روی تجربه رانندگی. این برند آلمانی در بهروزرسانی گسترده سدان پرچمدارش، یعنی S-Class، مجموعهای از تغییرات طراحی و فناوری را ارائه کرده که یکی از کاربردیترین آنها دقیقاً به ناهمواریهای مسیر مربوط میشود.
طبق اعلام مرسدس، تمام مدلهای جدید S-Class به سیستم تعلیق بادی Airmatic مجهز هستند و مشتری میتواند سیستم پیشرفتهتر E-Active Body Control را نیز سفارش دهد. ترکیب این دو سیستم باعث میشود خودرو بهطور مداوم اطلاعات سطح جاده را جمعآوری و به «Mercedes Intelligent Cloud» ارسال کند.
Car-to-X؛ وقتی یک مرسدس، مسیر را برای بقیه هشدار میدهد
مزیت کلیدی اینجاست که خودرو میتواند تفاوت بین دستانداز و چالههای کوتاه و تیز را تشخیص دهد. سپس با فناوری Car-to-X این اطلاعات را با دیگر خودروهای مرسدسبنز به اشتراک میگذارد تا دفعه بعد که یک S-Class (یا خودروی سازگار دیگر) از همان مسیر عبور میکند، سیستم تعلیق از قبل آماده باشد و ارتفاع/سفتی تعلیق را برای کاهش ضربه تنظیم کند.
به زبان ساده، مرسدس یک «سپر نرم» میسازد؛ سپری که بهجای تغییر جاده، واکنش خودرو را هوشمندتر میکند. این روش البته راهحل دائمی زیرساختی نیست، اما برای کسانی که رانندگی راحت، بیصدا و لوکس میخواهند—بهخصوص در کلاس سدانهای فولسایز—یک مزیت رقابتی واقعی است.
دو فلسفه، یک هدف: جاده امنتر و سواری بهتر
اگر بخواهیم این دو رویکرد را کنار هم بگذاریم، هوندا بیشتر شبیه یک «راهکار شهری/حاکمیتی» عمل میکند: جمعآوری داده از خودروها برای مدیریت داراییهای جادهای و تسریع تعمیرات. مرسدسبنز اما یک «راهکار محصولمحور» ارائه میدهد: تجربه سواری را با تعلیق هوشمند و شبکه دادهای بهتر میکند.
نکته مهم برای صنعت خودرو این است که هر دو مسیر، به روندهای بزرگ امروز گره خوردهاند: خودروهای متصل (Connected Cars)، حسگرهای پیشرفته مثل LiDAR، پردازش ابری، هوش مصنوعی و اشتراک داده.
در نهایت، چه طرفدار راهحل بنیادیتر هوندا باشید و چه عاشق آرامش S-Class، پیام خبر روشن است: آیندهی مقابله با چالهها فقط به آسفالت و قیر وابسته نیست؛ فناوری خودرو هم وارد بازی شده است.
چند نکته کلیدی برای علاقهمندان خودرو
- چالهها یکی از دلایل اصلی آسیب به جلوبندی، کمکفنر و رینگ هستند و هزینه نگهداری را بالا میبرند.
- سیستمهای مبتنی بر LiDAR و بینایی ماشین، علاوه بر ADAS، کاربردهای زیرساختی و مدیریتی هم پیدا کردهاند.
- تعلیق بادی و کنترل فعال بدنه در خودروهای لوکس، بیش از هر زمان دیگری به داده و ارتباطات متصل تکیه میکند.
«وقتی خودروها تبدیل به حسگرهای متحرک شهر شوند، تعمیر جاده میتواند از یک فرآیند کند اداری به یک عملیات دادهمحور و دقیق تبدیل شود.»






