یک ماهواره ۸۸ میلیون دلاری خیلی زود در فضا از بین رفت!

گاهی یک مأموریت، قبل از آن‌که فرصت کند به نقطه اوج برسد، خاموش می‌شود؛ اما همان چند ماهِ کوتاه کافی است تا پرده از واقعیتی بردارد که سال‌ها زیر آمارهای رسمی قایم شده بود. MethaneSat، ماهواره ۸۸ میلیون‌دلاری ردیابی متان، تابستان امسال ناگهان از کار افتاد. قرار بود پنج سال در مدار بماند، اما عمرش به حدود ۱۵ ماه رسید. با این حال، همان زمان محدود را هم تبدیل کرد به یک افشاگری بزرگ درباره نشت متان و شکاف عمیق بین «آنچه گزارش می‌شود» و «آنچه واقعاً رخ می‌دهد».

ارزیابی اولیه‌ای که دوشنبه توسط صندوق دفاع از محیط‌زیست (EDF) منتشر شد—نهادی که پروژه MethaneSat را پیش می‌برد—می‌گوید داده‌های یک‌سال فعالیت این ماهواره نشان می‌دهد میزان انتشار متان از صنعت نفت و گاز در بسیاری از مناطق، به‌طور پیوسته و معنادار بالاتر از اعداد درج‌شده در فهرست‌های پرارجاع جهانی است. حتی حوضه‌هایی که به‌ظاهر کم‌انتشارترند، طبق همین گزارش، از اهدافی که خودِ صنعت برای کاهش انتشار تعیین کرده عقب می‌مانند. پیام روشن است: بدون نظارت دقیق‌تر و فشار مقرراتی جدی‌تر، «کاهش انتشار» روی کاغذ می‌ماند.

متان شوخی ندارد. این گاز گلخانه‌ای به‌گفته منابعی مثل آژانس حفاظت محیط‌زیست آمریکا، در بازه‌های زمانی رایج ارزیابی اقلیم، ده‌ها برابر از دی‌اکسیدکربن در به‌دام انداختن گرما مؤثرتر است. استخراج و فرآورش سوخت‌های فسیلی هم یکی از موتورهای اصلی آلودگی متانی در جهان است؛ در آمریکا، صنعت نفت و گاز بزرگ‌ترین منبع صنعتی انتشار متان به حساب می‌آید. همینجاست که نقش یک «چشم در آسمان» پررنگ می‌شود: اگر نتوانی نشت را ببینی، چطور می‌خواهی جمعش کنی؟

MethaneSat دقیقاً برای همین ساخته شده بود؛ یافتن منشأ انتشارهای متان، به‌ویژه در زنجیره نفت و گاز. طیف‌سنج‌های پیشرفته این ماهواره می‌توانستند ردهای ظریف متان را در سطح وسیع یک میدان نفتی یا گازی تشخیص دهند و بعد، روی نقاط داغ زوم کنند؛ چیزی شبیه عکس‌های با وضوح بالا از نشت‌ها، نه صرفاً حدس‌وگمان‌های آماری.

در همان مدت کوتاهِ حضور در مدار، MethaneSat بیش از ۲۲۱ صحنه تصویری از ۴۵ منطقه تولیدکننده نفت و گاز ثبت کرد؛ پوششی که طبق گزارش EDF، حدود نیمی از تولید خشکیِ سوخت فسیلی جهان را دربرمی‌گیرد. تحلیل‌گران EDF با تکیه بر این داده‌ها، حوضه‌های نفت و گاز را هم از نظر «انتشار کل» و هم از نظر «شدت متان» رتبه‌بندی کردند؛ شدتی که نسبتِ انتشار متان یک حوضه به میزان تولید نفت و گاز آن است و تصویر دقیق‌تری از کارنامه واقعی هر منطقه می‌دهد.

عددها بعضی وقت‌ها مثل پتک فرود می‌آیند. بر اساس مشاهده‌های MethaneSat، انتشار متانِ صنعت نفت و گاز در مجموع حدود ۵۰ درصد بالاتر از آن چیزی بوده که در پایگاه‌هایی مانند Emissions Database for Global Atmospheric Research و نیز موجودی گازهای گلخانه‌ای EPA ثبت شده است. این اختلاف کوچک نیست؛ از جنس خطای گرد کردن هم نیست. اختلافی است که می‌تواند سیاست‌گذاری اقلیمی، بودجه‌ریزی کنترل نشت و حتی اعتبار «تعهدات داوطلبانه» شرکت‌ها را زیر سؤال ببرد.

جزئیات، ماجرا را پیچیده‌تر و البته آموزنده‌تر می‌کند. شدت متان معمولاً در حوضه‌هایی که محورشان گاز است، کمتر از مناطق نفت‌محور گزارش شده؛ اما در حوضه‌هایی که گاز دست‌کم ۲۰ درصد از تولید سوخت را تشکیل می‌دهد، میزان انتشار سه برابر بالاتر از ارقام موجود در فهرست‌های جهانی بوده است. یعنی جاهایی که انتظار می‌رود مدیریت نشت جدی‌تر باشد، در عمل فاصله قابل توجهی با روایت رسمی دارند.

یکی از نکته‌های تیز و دردناک گزارش هم به چاه‌های کم‌بازده برمی‌گردد؛ همان چاه‌هایی که تولیدشان کم است و گاهی در حاشیه توجه و سرمایه‌گذاری قرار می‌گیرند. داده‌های MethaneSat نشان می‌دهد این چاه‌های کم‌تولید می‌توانند سهم نامتناسبی در آلودگی متانی داشته باشند: حدود ۴۰ درصد انتشار در مناطقی که کمتر از ۷ درصد تولید سوخت فسیلی را بر عهده دارند. یعنی اگر دنبال «بیشترین اثر با کمترین هزینه» هستیم، شاید باید سراغ همین نقاط به‌ظاهر کوچک برویم؛ جایی که یک تعمیر ساده، تعویض تجهیزات یا برنامه نشت‌یابی منظم می‌تواند عددها را جابه‌جا کند.

با این حال، همه یافته‌ها یک‌دست تیره نیست. در بخشی از نتایج، آلودگی متان در حوضه‌های نفت‌محور حدود ۳۰ درصد کمتر از ارقام موجودی‌ها گزارش شده است؛ نکته‌ای که یک پیام کلیدی دارد: نه خوش‌بینیِ بی‌سند جواب می‌دهد، نه بدبینیِ کلی. آنچه کم داریم، سنجش دقیق و همیشگی است؛ پایش واقعی که بتواند کاهش‌های حقیقی را از کاهش‌های کاغذی جدا کند.

خاموشی زودهنگام MethaneSat، از ارزش داده‌هایش کم نکرد. برعکس، حالا این مجموعه رصدها مثل یک بایگانی زنده است که می‌تواند تصویر نشت‌های متان را شفاف‌تر کند، به مقررات‌گذارها ابزار بدهد، و شرکت‌ها را وادار کند به جای بازی با اعداد، سراغ مهره‌های نشتی بروند. سؤال ساده است: اگر یک ماهواره که فقط ۱۵ ماه دوام آورد توانست این‌همه تناقض را نشان دهد، در پنج سال چه چیزهایی می‌دیدیم؟

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید