دست به کاری زدهاند که کمتر کسی انتظارش را دارد؛ پیوند میان دادههای پراکنده و تصمیماتی که سرنوشت آب و برق کشور را رقم میزنند. همین شروع موضوع کافی بود تا جمعی از کارشناسان، مدیران و دانشگاهیان در وزارت نیرو دور هم بنشینند و از «دستیار هوش مصنوعی وزارت نیرو» حرف بزنند؛ پروژهای که حالا اسم خودش را دارد: سامانه طوسا.
هدف روشن است. بهبود شناخت مدیریتی و تقویت حکمرانی داده. اما مسیر، پرچالش است. برای رسیدن به این هدف، وزارت نیرو از همان ابتدا روی همکاری با دانشگاهها و معاونت علمی حساب باز کرد؛ بهویژه دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی که در طراحی و پیادهسازی سامانه نقشی محوری داشت. چه چیز این همکاری را متمایز میکند؟ ترکیب تجربه عملیاتی تیمهای وزارتخانه با توان پژوهشی دانشگاه؛ ترکیبی که میتواند از یک سیستم آزمایشی، بستری عملیاتی و قابل اعتماد بسازد.
مشاور هوش مصنوعی معاون وزیر نیرو بارها تأکید کرد که پروژه یک «پروژه پیشران» است. یعنی چه؟ یعنی اگر سامانه طوسا موفق شود، نه تنها تصمیمگیری در سطح وزارتخانه تغییر میکند، بلکه فرهنگ استفاده از هوش مصنوعی در بدنه اجرایی کشور شتاب خواهد گرفت. سوالی ساده اما حیاتی: آیا یک سامانه میتواند به تصمیمسازان بالاتر از چکلیستهای سنتی کمک کند؟ پاسخ تلویحی است: بله — اگر دادهها قابل فهم و در دسترس باشند.
اولویتِ دادهها همان دادههایی است که پیشتر منتشر شده و در دسترس عموم قرار دارد. این گزاره قرارداد همکاری میان وزارت نیرو، دانشگاه خواجه نصیر و معاونت علمی را شکل داد؛ دسترسی به اطلاعات عمومی، نقطه شروعی منطقی برای کاهش ریسک و تسریع پیادهسازی. در عین حال، وزارت نیرو نقش خود را بیشتر در مقام کاربر سامانه تعریف کرده و پیگیریهای فنی و زیرساختی را به معاونت علمی واگذار نموده است. زیرساخت ملی هوش مصنوعی کجا قرار میگیرد؟ در مرکز توجه معاونت علمی.

تیمسازی از دیگر نکات قابل توجه این پروژه است. از نیروگاههای حرارتی و شبکههای توزیع و انتقال گرفته تا نیروگاههای تجدیدپذیر و مدیریت منابع آب؛ همه بخشها تیمهای تخصصی خود را در اختیار پروژه گذاشتند و جلسات فنی متعددی با تیم دانشگاه برگزار شد. نتیجه چه بود؟ ایجاد یک رصدخانه دادهای عملیاتی که میتواند پرسشهای تخصصی را بهسرعت پوشش دهد و مشکلات حوزه آب و برق را در زبان مدیران ترجمه کند.
تبیین نقشه راه هوش مصنوعی صنعت آب و برق
نام رسمی پروژه «سامانه طوسا» انتخاب شد و دامنه toosa.ir ثبت گشت. نسخه نرمافزاری نخست—نسخه اولیه (MVP)—در اردیبهشتماه ۱۴۰۴ منتشر شد؛ یک نمایش از عملکرد پایه سیستم. پس از آن تیم توسعه تقریبا هر ماه نسخهای جدید منتشر کرد و حالا به نسخه پنجم رسیدهایم. اما مسیر ساده نبود: محدودیتهای اینترنتی، شرایط خاص کشور و تمرکز بر تحویل فاز نخست در مهر و آبان موجب تاخیر در برخی بهروزرسانیها شد.
فاز اول پروژه، بر اساس تعریف معاونت علمی، متمرکز بر پاسخگویی به قوانین و مقررات عمومی بود. در این فاز بیش از ۱۶۰ هزار عنوان قانون و مقررهای که در دسترس عموم قرار داشت جمعآوری و فهرستبندی شد. بستههای اطلاعاتی نیز از طرف معاونت در اختیار تیمهای مجری قرار گرفت تا سامانه بتواند در سطح متون مستنداتی، پاسخهایی دقیق ارائه دهد.
مدیر پروژه میگوید سامانه در حال حاضر آمادگی بهرهبرداری عملیاتی را دارد و قرار است بهزودی بهصورت رسمی در اختیار مسئولان وزارت نیرو قرار گیرد تا تست و بازخوردهای میدانی ثبت شوند. البته هنوز جا برای توسعه وجود دارد؛ بهخصوص در بخش گفتوگو با داده. در حالی که توانایی پاسخ به پرسشهای مبتنی بر مستندات متنی در سطح قابل قبول قرار گرفته، تعامل تطبیقی و تحلیل دادههای ساختیافته نیازمند کار بیشتر است.
فاز دوم برنامهریزی شده بر «گفتوگو با دادهها» تمرکز دارد. یعنی چه؟ سامانه باید توانایی پاسخدهی روی دادههای ساختیافته را داشته باشد، نمودارها را تولید و نمایش دهد، گزارشهای موجود را تحلیل کند و حتی درخواستی برای یک گزارش جدید را بهصورت خودکار تولید کند. این سطح از تعامل، دست فرمان مدیران را در تصمیمگیری روزمره بسیار بازتر خواهد کرد؛ اما تحقق آن نیازمند یکپارچهسازی قوی از منابع داده و توسعه الگوریتمهای پرسش و پاسخ است.
فاز سوم اما افقی بلندتر دارد: پیشبینی. در این مرحله هدف آن است که سامانه بر مبنای دادههای تاریخی و جاری، تحلیلهای پیشبینیمحور ارائه دهد و به کمک مدلهای آماری و یادگیری ماشین، سناریوهایی را پیشبینی کند که مدیران بتوانند بر پایه آن برنامهریزی کنند. این بخش هنوز در فاز طراحی مفهومی قرار دارد؛ جایی که سوالات کلیدی مثل دامنه پیشبینی، سطح اطمینان و نحوه ترکیب دادههای خارجی باید پاسخ داده شوند.
در مورد جدول زمانی مدیر پروژه واقعبین است. برنامه اولیه این بود که فاز دوم تا پایان سال جاری تکمیل شود، اما با توجه به شرایط، احتمال تأخیر وجود دارد. تخمین فعلی این است که اگر همه چیز طبق روال پیش برود، تا اواخر خردادماه ۱۴۰۵ میتوان منتظر ورود سامانه به مرحله عملیاتی گفتوگو با داده باشیم. بهرهبرداری کامل در مقیاس وسیع طبیعتا زمانی طولانیتر میطلبد؛ اما استفاده محدود و موردی از سامانه در بخشهای خاص وزارتخانه زودتر امکانپذیر خواهد شد.
نکته کلیدی که همواره تکرار شد: «شناخت مبتنی بر داده». تا وقتی سامانه به سطحی از تشخیص و شناخت نرسد که مسائل را از دل دادهها بیرون بکشد، ارزش افزوده مورد انتظار به دست نخواهد آمد. این گزاره، مبنای انتظارات وزارت نیرو است و سیاستگذاریها نیز حول آن شکل گرفتهاند.
وزارت، علاوه بر پروژه طوسا، پروژه دیگری با عنوان دستیار هوشمند خدمات را نیز در دستور کار دارد؛ سامانهای که هدفش ارائه خدمات مستقیم به مردم است. تفاوت چیست؟ دستیار طوسا ویژه وزیر و مدیران ارشد وزارتخانه طراحی شده تا تصمیمهای کلان را پشتیبانی کند، در حالی که دستیار خدمات مشتریمحور است و تجربه کاربری عمومی را هدف میگیرد.
این تجربه، اگرچه هنوز در مراحل ابتدایی است، اما یک درس کلیدی دارد: فناوری به تنهایی کافی نیست؛ زیرساخت دادهای، فرهنگ سازمانی و همکاری میانبخشی شرط لازم برای موفقیتاند. آیا وزارت نیرو آماده این تحول است؟ آمادهتر از گذشته، بله؛ اما راه درازی در پیش است و نیاز به صبوری، بازخورد میدانی و سرمایهگذاری مستمر دارد.
اگر به دنبال نشانهای از تغییر هستید، ثبت دامنه toosa.ir و انتشار مکرر نسخههای آزمایشی راه را نشان میدهد. اما سوال نهایی این است: وقتی سامانه طوسا به فهمی واقعی از دادهها برسد، تصمیمسازی در وزارت نیرو چگونه تغییر خواهد کرد؟ این پرسش همانقدر که فنی است، سیاسی و اجتماعی نیز هست؛ و پاسخ آن میتواند چراغ راه نوینی برای حکمرانی داده در کشور روشن کند.

