مادرِ تمام بمب‌ها: هیولای ۱۱ تنی که اکسیژن را می‌بلعد!

ساعت ۱۹:۳۲ دقیقه عصر روز سیزدهم آوریل ۲۰۱۷، سکوت کوهستان‌های خشک و خشن منطقه «آچین» در استان ننگرهار افغانستان، نه با صدای غرش یک جت جنگنده، بلکه با صدایی شبیه به شکافته شدن آسمان شکست. برای لحظاتی، زمین لرزید، اما این یک زلزله طبیعی نبود. کیلومترها آن‌طرف‌تر، شیشه‌های خانه‌ها خرد شد و ستونی از دود قارچی‌شکل، یادآور کابوس‌های جنگ سرد، به آسمان رفت. جهان برای اولین بار شاهد استفاده عملیاتی از سلاحی بود که تا پیش از آن، تنها در ویدیوهای محرمانه آزمایشی و شایعات نظامی وجود داشت: GBU-43/B یا همان‌طور که ارتش آمریکا با غرور صدایش می‌کند: MOAB (مادر تمام بمب‌ها).

این انفجار، تنها نابودی فیزیکی شبکه تونل‌های داعش در آن منطقه نبود؛ بلکه پیامی بود که با ۱۱ تن ماده منفجره بر روی کاغذ تاریخ نظامی حک شد. اما MOAB واقعاً چیست؟ آیا صرفاً یک بشکه بزرگ باروت است یا شاهکاری از مهندسی آیرودینامیک و شیمی؟ چرا هزینه استفاده از آن سر به فلک می‌کشد و چرا با وجود داشتن هزاران بمب هوشمند، پنتاگون به سراغ این غول بی‌شاخ و دم رفت؟

در این مقاله اختصاصی و جامع از آی‌تی‌رسان، قرار است کالبدشکافی دقیق و بی‌رحمانه‌ای از قوی‌ترین بمب غیرهسته‌ای زرادخانه ایالات متحده داشته باشیم. از لحظه‌ای که روی کاغذ طراحی شد، تا ثانیه‌ای که اکسیژن را از ریه دشمنانش بیرون کشید. این داستانِ تلفیق «مهندسی» و «وحشت» است!

تبارشناسی غول‌ها؛ از «گراند اسلم» تا «دیزی کاتر»

برای درک اینکه چرا MOAB ساخته شد، باید به عقب برگردیم. ایده ساخت بمب‌های عظیم‌الجثه جدید نیست. در طول جنگ جهانی دوم، مهندسان بریتانیایی به رهبری بارنز والیس افسانه‌ای، بمب Grand Slam (گراند اسلم) را با وزن ۱۰ تن طراحی کردند. هدف آن‌ها ایجاد “زلزله مصنوعی” برای تخریب پیِ پل‌ها و پناهگاه‌های بتنی آلمان نازی بود.

اما جدِ واقعی MOAB، سلاحی است که در جنگل‌های ویتنام متولد شد. در دهه ۱۹۶۰، ارتش آمریکا با مشکل عجیبی روبرو بود: جنگل‌های انبوه ویتنام اجازه فرود به هلیکوپترها را نمی‌داد. آن‌ها به چیزی نیاز داشتند که بتواند در کسری از ثانیه، درختان تنومند یک منطقه را پودر کند و یک باند فرود صاف (Helipad) تحویل دهد. پاسخ مهندسان، بمب BLU-82 معروف به Daisy Cutter (دیزی کاتر یا بابونه‌چین) بود.

دیزی کاتر با وزن ۶۸۰۰ کیلوگرم، یک محفظه نازک فولادی پر از مواد منفجره بود که می‌توانست فشاری باورنکردنی ایجاد کند. اما فرماندهان نظامی به زودی متوجه نکته‌ای ترسناک‌تر شدند: اثر روانی این بمب ویرانگرتر از اثر فیزیکی آن بود. در حادثه “مایاکز” در سال ۱۹۷۵ و بعدها در جنگ خلیج فارس (۱۹۹۱)، دیزی کاتر نه برای صاف کردن جنگل، بلکه برای درهم شکستن اراده سربازان عراقی استفاده شد. گزارش‌ها حاکی از آن بود که سربازان دشمن با دیدن قارچ انفجاری این بمب، تصور می‌کردند مورد حمله اتمی قرار گرفته‌اند و دسته‌دسته تسلیم می‌شدند.

اما دیزی کاتر یک مشکل بزرگ داشت: “کور” بود. این بمب یک بشکه سقوط آزاد بود که باد می‌توانست آن را از مسیر منحرف کند. با آغاز قرن بیست و یکم و عصر جنگ‌های دقیق، ارتش آمریکا به هیولایی نیاز داشت که قدرت دیزی کاتر را داشته باشد، اما هوش یک موشک کروز را نیز یدک بکشد. این‌گونه بود که پروژه GBU-43/B متولد شد.

آناتومی یک کابوس؛ مشخصات فنی و فیزیکی

بمب MOAB شبیه هیچ‌چیز دیگری در زرادخانه هوایی نیست. وقتی به تصاویر آن نگاه می‌کنید، بیشتر شبیه به یک تانکر گاز است تا یک بمب کلاسیک. دلیل این طراحی عجیب، فلسفه مهندسی پشت آن است: «حداکثر انرژی، حداقل بدنه».

بمب‌های سنگر‌شکن معمولی (Bunker Busters) مثل GBU-28، بدنه‌ای بسیار ضخیم و سنگین از فولاد سخت دارند تا بتوانند در بتن نفوذ کنند. اما در MOAB، هدف نفوذ فیزیکی نیست. هدف، ایجاد موج انفجار است. بنابراین مهندسان پوسته‌ای بسیار نازک (کمتر از ۱ سانتی‌متر در برخی نقاط) از آلومینیوم برای آن طراحی کردند.

مشخصات کلیدی هیولا:

  • نام رسمی: GBU-43/B Massive Ordnance Air Blast

  • طول: ۹ متر و ۱۸ سانتی‌متر (تقریباً به اندازه یک اتوبوس کوچک)

  • قطر: ۱۰۳ سانتی‌متر

  • وزن کل: ۹۸۰۰ کیلوگرم (حدود ۱۰ تن)

  • وزن ماده منفجره: ۸۵۰۰ کیلوگرم

  • نوع ماده منفجره: H-6 یا تریتونال

نکته شگفت‌انگیز در طراحی این بمب، نسبت وزن ماده منفجره به وزن کل است. در اکثر بمب‌ها، این نسبت حدود ۵۰ درصد است (نیمی فلز بدنه، نیمی مواد منفجره). در MOAB، این نسبت به بیش از ۸۵ درصد می‌رسد. این یعنی با یک “بسته انرژی خالص” طرف هستیم.

شیمیِ تخریب؛ جادوی تریتونال و پودر آلومینیوم

قلب تپنده MOAB، ماده‌ای شیمیایی به نام تریتونال (Tritonal) است. اما چرا مهندسان از TNT خالص استفاده نکردند؟ پاسخ در علم شیمی انفجار نهفته است.

تریتونال ترکیبی است از ۸۰ درصد TNT و ۲۰ درصد پودر آلومینیوم بسیار ریز. وقتی TNT منفجر می‌شود، سرعت واکنش بسیار بالاست و موج ضربه‌ای تیز و کوتاهی ایجاد می‌کند. اما افزودن پودر آلومینیوم، بازی را عوض می‌کند. آلومینیوم باعث می‌شود دمای انفجار به شدت بالا برود و مهم‌تر از آن، زمان سوختن را طولانی‌تر می‌کند.

این ویژگی باعث ایجاد پدیده‌ای می‌شود که مهندسان به آن «فاز مثبت طولانی» (Prolonged Positive Phase) می‌گویند. به زبان ساده، موج انفجار MOAB مثل یک سیلی سریع نیست؛ بلکه مثل یک بولدوزر نامرئی است که برای مدت زمان طولانی‌تری (چندین میلی‌ثانیه بیشتر) فشار را روی هدف نگه می‌دارد. همین ویژگی است که باعث می‌شود سازه‌های بتنی، ورودی تونل‌ها و حتی ریه‌های موجودات زنده در شعاع وسیع، تحت فشاری خردکننده دوام نیاورند.

رقص مرگ در آسمان؛ چالش رهاسازی

شاید فکر کنید پرتاب بمب ساده‌ترین قسمت ماجراست: دکمه را بزن و بمب می‌افتد. اما وقتی با یک وزنه ۱۱ تنی به اندازه یک اتوبوس سروکار دارید که هیچ جنگنده‌ای (حتی بمب‌افکن‌های B-52 یا B-2) نمی‌تواند آن را در محفظه داخلی خود جای دهد، اوضاع پیچیده می‌شود.

برای حمل MOAB، نیروی هوایی آمریکا مجبور شد از هواپیماهای ترابری تاکتیکی MC-130 Hercules استفاده کند. فرآیند پرتاب این بمب، خود یک شاهکار مهندسی مکانیک است:

  1. گهواره (The Cradle): بمب مستقیماً روی کف هواپیما قرار نمی‌گیرد. بلکه روی یک پالت مخصوص یا “گهواره” ریلی سوار می‌شود.

  2. درب پشتی: خلبان هواپیمای MC-130 به ارتفاع مناسب (معمولاً بالای ۶۰۰۰ متر) می‌رسد و درب بارگیری عقب را باز می‌کند.

  3. چترهای استخراج: برخلاف بمب‌های معمولی که با جاذبه رها می‌شوند، MOAB به بیرون “کشیده” می‌شود. یک چتر نجات کوچک در جریان باد پشت هواپیما باز می‌شود و با نیروی درگ (Drag) عظیم خود، پالت حاوی بمب را از داخل هواپیما بیرون می‌کشد.

  4. جدایش: به محض اینکه بمب از هواپیما خارج شد و در وضعیت پایداری قرار گرفت، گهواره و چتر استخراج از بمب جدا می‌شوند. حالا، MOAB آزاد است.

این لحظه‌ای است که بمب از یک بارِ سنگین و لخت، به یک سلاح هوشمند تبدیل می‌شود.

مهندسی هدایت؛ وقتی بشکه هوشمند می‌شود

بزرگترین نقطه ضعفِ جدِ این بمب (دیزی کاتر)، بی‌دقتی آن بود. اگر باد شدید می‌وزید، دیزی کاتر ممکن بود صدها متر دورتر از هدف فرود بیاید. اما MOAB متعلق به عصر دیجیتال است.

به محض رهاسازی، چهار باله مشبک عجیب در انتهای بمب باز می‌شوند. این باله‌ها که به Grid Fins (بالک‌های شطرنجی) معروف هستند، دقیقاً همان تکنولوژی‌ای هستند که ایلان ماسک در موشک‌های فالکون ۹ اسپیس‌ایکس برای فرود دقیق استفاده می‌کند.

چرا بالک مشبک؟ مهندسان آیرودینامیک به خوبی می‌دانند که برای کنترل یک جسم سنگین و کند در سرعت‌های زیر صوت، باله‌های معمولی باید بسیار بزرگ باشند که طراحی و حمل آن‌ها را دشوار می‌کند. بالک‌های مشبک اما با وجود سطح مقطع کم، نیروی کنترلی فوق‌العاده‌ای ایجاد می‌کنند و می‌توانند با تغییر زاویه، مسیر سقوط بمب را اصلاح کنند.

مغز متفکر این سیستم، یک واحد GPS (سیستم موقعیت‌یاب جهانی) و INS (سیستم ناوبری اینرسی) است. بمب در حین سقوط آزاد، لحظه‌به‌لحظه موقعیت خود را با ماهواره‌ها چک می‌کند و با تکان دادن بالک‌های مشبک، خود را دقیقاً به سمت مختصات هدف می‌کشاند. دقت MOAB به حدی است که می‌تواند خطای برخورد را به کمتر از ۱۳ متر برساند؛ برای بمبی با شعاع تخریب ۱.۵ کیلومتر، این یعنی «دقت مطلق».

فیزیکِ انفجار؛ ساقه ماخ و مکیدنِ حیات

وحشتناک‌ترین بخش داستان، لحظه انفجار است. MOAB برای برخورد با زمین طراحی نشده است. اگر این بمب به زمین بخورد و بعد منفجر شود (Impact Fuse)، بخش بزرگی از انرژی آن صرف کندن گودال در خاک می‌شود و هدر می‌رود.

مهندسان برای حل این مسئله از فیوزهای مجاورتی استفاده کرده‌اند که بمب را دقیقاً در ارتفاع ۱.۸ تا ۲ متری از سطح زمین منفجر می‌کنند. این تکنیک، منجر به یک پدیده فیزیکی مرگبار به نام «ساقه ماخ» (Mach Stem) می‌شود.

ساقه ماخ چیست؟ وقتی انفجار در ارتفاع کمی از زمین رخ می‌دهد، موج اولیه انفجار به زمین برخورد کرده و برمی‌گردد (موج بازتابی). این موج بازتابی با سرعت بیشتری حرکت می‌کند و به موج اصلی می‌رسد. وقتی این دو موج با هم ترکیب می‌شوند، فشار در جبهه انفجار نه دو برابر، بلکه چندین برابر می‌شود و به صورت افقی (به موازات سطح زمین) با سرعتی فراتر از صوت حرکت می‌کند.

این موج افقی، هیچ چیزی را در مسیر خود باقی نمی‌گذارد. درختان پودر می‌شوند، ساختمان‌ها از پی کنده می‌شوند و ورودی غارها و تونل‌ها فرو می‌ریزند.

اثرِ خلأ (Oxygen Depletion): علاوه بر فشار، شیمیِ تریتونال یک اثر جانبی هولناک دارد. واکنش شیمیایی عظیم این بمب برای سوختن نیاز به اکسیژن دارد. در کسری از ثانیه، تمام اکسیژن موجود در شعاع انفجار (حتی اکسیژن داخل تونل‌ها و غارهای نزدیک) توسط واکنش مکیده می‌شود. نتیجه؟ حتی اگر کسی در اعماق تونلی باشد که موج انفجار به آن نرسیده، به دلیل اختلاف فشار ناگهانی و نبود اکسیژن، دچار خفگی آنی (Asphyxiation) و پارگی ریه‌ها می‌شود. این همان ویژگی‌ای است که MOAB را به قاتل ایده‌آلِ تونل‌های داعش در افغانستان تبدیل کرد.

اقتصادِ جنگ؛ آیا ۱۶ میلیون دلار ارزشش را دارد؟

یکی از بحث‌برانگیزترین ابعاد MOAB، هزینه آن است. طبق آمارهای رسمی، هزینه ساخت هر واحد از این بمب حدود ۱۷۰ هزار دلار است. رقمی که در مقایسه با موشک‌های تاماهاک (با قیمت حدود ۲ میلیون دلار) بسیار ارزان به نظر می‌رسد.

اما این تمام ماجرا نیست. اگر هزینه‌های سنگین تحقیق و توسعه (R&D) را که حدود ۳۱۴ میلیون دلار بوده است، بر تعداد محدود بمب‌های تولید شده (حدود ۲۰ عدد) تقسیم کنیم، قیمت تمام شده هر بمب به رقم نجومی ۱۶ میلیون دلار می‌رسد.

آیا کشتن تعدادی تروریست در یک شبکه غار، ۱۶ میلیون دلار می‌ارزد؟ پاسخ استراتژیست‌های نظامی مثبت است، اما نه به دلایل تاکتیکی. MOAB یک سلاح «سیگنال‌دهی استراتژیک» است. وقتی آمریکا از چنین سلاحی استفاده می‌کند، پیامی واضح به دشمنان خود (چه در کره شمالی، چه در جاهای دیگر) می‌فرستد: «ما توانایی نابودی سنگرهای زیرزمینی شما را داریم، بدون اینکه نیاز باشد از خط قرمزِ سلاح‌های هسته‌ای عبور کنیم.»

علاوه بر این، استفاده از MOAB نوعی «اقتصادِ زور» (Economy of Force) است. برای دستیابی به اثر تخریبی مشابه، نیروی هوایی باید ده‌ها سورتی پرواز با جنگنده‌های F-16 انجام می‌داد و ده‌ها بمب ۱۰۰۰ پوندی می‌انداخت که ریسک عملیاتی و هزینه لجستیکی بالاتری داشت. MOAB کار را در «یک حرکت» تمام می‌کند.

رقیب شرقی؛ پدر در برابر مادر

نمی‌توان از «مادرِ همه بمب‌ها» صحبت کرد و نامی از «پدرِ همه بمب‌ها» (FOAB) نبرد. چهار سال پس از رونمایی آمریکا از MOAB، روسیه در سال ۲۰۰۷ ادعا کرد که سلاحی قدرتمندتر ساخته است.

بمب روسی که به طعنه “پدر تمام بمب‌ها” نامیده شد، ادعا می‌شود که ۴ برابر قدرتمندتر از MOAB است، در حالی که وزن کمتری دارد. راز این قدرت ادعایی، استفاده از فناوری ترموباریک (Thermobaric) یا گرمافشاری است. بمب‌های ترموباریک به جای حمل اکسید‌کننده در داخل خود، از اکسیژن محیط استفاده می‌کنند و ابری از سوخت را در هوا پخش کرده و سپس مشتعل می‌کنند.

اگر ادعاهای روسیه درست باشد، FOAB موج انفجاری با دمای بسیار بالاتر و شعاع تخریب وسیع‌تر ایجاد می‌کند. با این حال، برخلاف MOAB که در یک عملیات واقعی آزمایش شده و مستندات دقیقی از آن وجود دارد، بمب روسی همچنان در هاله‌ای از ابهام تبلیغاتی و رازداری کرملین قرار دارد و بسیاری از کارشناسان غربی در مورد اعداد اعلام شده توسط مسکو تردید دارند.

پایان عصرِ بمب‌های احمق

بمب GBU-43/B MOAB، نمادی از یک دوران گذار در تاریخ نظامی است. دورانی که در آن قدرت خام و تخریب توده‌ای (که یادگار جنگ‌های جهانی بود) با دقت میکروسکوپی عصر دیجیتال ترکیب شده است.

این سلاح اگرچه به ندرت استفاده می‌شود (شاید هرگز دوباره استفاده نشود)، اما وجودش در زرادخانه یک کشور، معادلات محاسبه ریسک را برای دشمنانش تغییر می‌دهد. MOAB به ما یادآوری می‌کند که با وجود تمام پیشرفت‌های لیزری، سایبری و پهپادی، در نهایت گاهی اوقات «فیزیکِ انفجار» و «حجمِ خالصِ انرژی»، حرف آخر را در میدان نبرد می‌زند.

حادثه ننگرهار نشان داد که وقتی تکنولوژی در خدمت تخریب قرار می‌گیرد، مرزهای وحشت می‌تواند کیلومترها جابجا شود. مادر تمام بمب‌ها، شاید قهرمانی برای نیروهای خودی باشد، اما بدون شک، هیولایی بی‌رحم برای هر کسی است که در سایه سقوط آن قرار می‌گیرد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید