در دنیای هوانوردی نظامی، هیچ نامی به اندازه F-35 Lightning II بحثبرانگیز و در عین حال تحسینبرانگیز نیست. این جنگنده نسل پنجم که محصول شرکت لاکهید مارتین است، با شعار بلندپروازانه «یک هواپیما برای همه» متولد شد. ایده ساده اما انقلابی بود: ساخت یک پلتفرم واحد که بتواند جایگزین چندین نوع هواپیما در نیروی هوایی، نیروی دریایی و تفنگداران دریایی شود.
اما آیا واقعا میتوان یک بدنه را برای سه مأموریت کاملاً متفاوت بهینه کرد؟ پاسخ مهندسان لاکهید مارتین، خلق سه برادر ناتنی بود: F-35B ،F-35A و F-35C. سه جنگنده که شاید در ظاهر شبیه به هم باشند، اما در زیر پوسته رادارگریزشان، دنیاهای متفاوتی دارند.
در این مقاله تحلیلی، به بررسی دقیق تفاوتها، نقاط قوت و ضعف و فلسفه طراحی هر یک از این سه مدل میپردازیم.
۱. مدل F-35A: چابکترین برادر (نسخه نیروی هوایی)
مدل A که اولین پرواز خود را در سال ۲۰۰۷ انجام داد، استانداردترین و پرتیراژترین عضو این خانواده است. این نسخه برای نیروی هوایی ایالات متحده (USAF) و اکثر خریداران خارجی (از جمله نسخه خاص اسرائیل به نام “Adir”) طراحی شده است.
ویژگیهای کلیدی:
-
سلطان مانور: F-35A تنها مدلی است که میتواند فشار گرانشی ۹ جی (9G) را تحمل کند. این یعنی در نبردهای هوایی نزدیک (Dogfight)، چابکتر از دو برادر دیگر خود است و میتواند پیچهای تندتری را اجرا کند.
-
توپ داخلی: این تنها نسخهای است که یک توپ ۲۵ میلیمتری ۴ لول در داخل بدنهاش تعبیه شده است. دو مدل دیگر برای داشتن توپ، باید یک غلاف (Pod) خارجی حمل کنند که کمی از خاصیت رادارگریزی آنها میکاهد.
-
سبک و سریع: به دلیل نداشتن تجهیزات پیچیده نشست عمودی یا بالهای تاشو، مدل A سبکترین بدنه را دارد که به شتابگیری بهتر آن کمک میکند.
نقطه قوت استراتژیک:
این مدل “آچار فرانسه” میدان نبرد است. با قابلیت حمل بمبهای سنگین ۲۰۰۰ پوندی (Bunker Buster) در محفظه داخلی، میتواند به عمق خاک نیروهای هدف خود نفوذ کرده و اهداف زیرزمینی را نابود کند، بدون اینکه راداری متوجه حضورش شود.
۲. مدل F-35B: جادوی مهندسی (نسخه تفنگداران دریایی)
اگر F-35A یک دونده سرعت است، F-35B یک ژیمناست حرفهای است. این مدل که برای تفنگداران دریایی (USMC) و نیروی دریایی بریتانیا ساخته شده، پیچیدهترین عضو خانواده است. دلیل؟ قابلیت نشست عمودی و برخاست کوتاه (STOVL).
قلب تپنده متفاوت:
پشت کابین خلبان در مدل B، یک فضای خالی بزرگ وجود دارد که در آن یک “فن لیفت” (Lift Fan) عظیم نصب شده است. این فن توسط شفت موتور اصلی میچرخد و نیروی لازم برای معلق ماندن در هوا را تأمین میکند. نازل موتور عقب نیز میتواند ۹۰ درجه به سمت پایین بچرخد.
بهایی که پرداخت شد:
این جادوی مهندسی بدون هزینه نبوده است:
-
شکم برآمده: برای جا دادن فن لیفت و قطعات مربوطه، بدنه هواپیما کمی حجیمتر شده است.
-
سوخت کمتر: فن لیفت فضای زیادی اشغال کرده و باعث شده ظرفیت سوخت داخلی این مدل حدود یکسوم کمتر از مدل A باشد. این یعنی برد عملیاتی کمتر.
-
فشار کمتر: ساختار پیچیده این مدل باعث شده تا حداکثر فشار قابل تحمل آن به ۷ جی (7G) محدود شود.
-
محفظه سلاح کوچکتر: برخلاف مدل A، این نسخه نمیتواند بمبهای ۲۰۰۰ پوندی را در شکم خود حمل کند و به بمبهای ۱۰۰۰ پوندی محدود شده است.
نقطه قوت استراتژیک:
F-35B نیازی به باند فرودگاه ندارد. این جنگنده میتواند از روی ناوهای کوچک، جادههای متروکه یا پایگاههای خط مقدم که باند آنها بمباران شده است، عملیات کند. این ویژگی، انعطافپذیری بینظیری در جنگهای نامتقارن به آن میدهد.
۳. مدل F-35C: عقاب دریاها (نسخه نیروی دریایی)
نیروی دریایی آمریکا (US Navy) نیازهایی کاملاً متفاوت داشت. آنها جنگندهای میخواستند که بتواند از روی ناوهای هواپیمابر غولپیکر با سیستم منجنیق (Catapult) پرتاب شود و ضربات سهمگین فرود روی عرشه را تحمل کند. نتیجه، مدل F-35C بود که اولین پروازش را در سال ۲۰۱۰ انجام داد.
ویژگیهای متمایز:
-
بالهای غولپیکر: با طول بال ۴۳ فوت (در مقایسه با ۳۵ فوت در دو مدل دیگر)، مدل C بزرگترین بالها را دارد. این سطح مقطع بیشتر، به هواپیما اجازه میدهد تا با سرعت کمتری پرواز کند که برای فرود دقیق روی عرشه ناو حیاتی است.
-
تاشو بودن: نوک بالها تا میشوند تا فضای کمتری روی عرشه شلوغ ناو اشغال کنند.
-
ارابه فرود تانکمانند: ارابههای فرود این مدل بسیار ضخیمتر و قویتر هستند تا بتوانند ضربه وحشتناک فرود با سرعت بالا و گیر کردن به کابل نگهدارنده را تحمل کنند.
-
مخزن سوخت پرنده: بالهای بزرگتر یعنی فضای بیشتر برای سوخت. مدل C بیشترین برد و ظرفیت سوخت داخلی را در بین تمام اعضای خانواده دارد.
نقطه قوت استراتژیک:
F-35C اولین جنگنده رادارگریز واقعی ناوپایه جهان است. این پرنده به نیروی دریایی آمریکا اجازه میدهد تا “روز اول جنگ” را موفق شود؛ یعنی نفوذ به حریم هوایی حفاظتشده هدفهای خود از فاصله دور و نابودی پدافندها، قبل از اینکه سایر جنگندهها وارد شوند.
جدول مقایسه سریع: نبرد اعداد
| ویژگی | F-35A (نیروی هوایی) | F-35B (عمودپرواز) | F-35C (ناوپایه) |
| طول بال | ۳۵ فوت | ۳۵ فوت | ۴۳ فوت (تاشو) |
| توپ داخلی | دارد (۲۵mm) | ندارد (پاد خارجی) | ندارد (پاد خارجی) |
| تحمل فشار G | ۹ جی (بیشترین) | ۷ جی | ۷.۵ جی |
| ظرفیت سوخت | متوسط | کمترین (۱/۳ کمتر) | بیشترین |
| نوع فرود | باند معمولی | عمودی / کوتاه | کابل ناو |
| قیمت تقریبی | ارزانترین (~۸۰m$) | گرانترین (~۱۱۵m$) | میانه (~۹۵m$) |
کدام مدل برنده است؟
پاسخ به این سوال بستگی به این دارد که “میدان نبرد” شما کجاست:
-
اگر به دنبال ارزانترین و چابکترین گزینه برای دفاع از آسمان کشور و حمله به اهداف راهبردی هستید، F-35A پادشاه بلامنازع است.
-
اگر میخواهید از جزایر دورافتاده یا ناوهای کوچک بدون نیاز به باند فرودگاه به اهداف خود ضربه بزنید، F-35B با وجود محدودیتهایش، معجزه میکند.
-
اگر میخواهید اقیانوسها را کنترل کنید و از فواصل دور به دل دشمنتان بزنید، F-35C با بالهای بزرگ و برد طولانیاش، انتخاب نیروی دریایی است.
در نهایت، خانواده F-35 ثابت کرد که با وجود چالشهای فنی و هزینههای سرسامآور، میتوان یک “مغز مشترک” (اویونیک و سنسورها) را در سه “بدن متفاوت” قرار داد و آسمان نبردهای قرن بیست و یکم را تسخیر کرد.








