در دنیای هوانوردی نظامی، معمولاً جنگندههای سریع و چابک مثل F-35 یا F-22 تمام توجهات را به خود جلب میکنند. اما یک هیولای دیگر در آسمان وجود دارد که نه سریع است و نه پنهانکار؛ بلکه بزرگ، کند و به طرز وحشتناکی مرگبار است. با AC-130 آشنا شوید؛ هواپیمایی که سربازان نیروی زمینی آن را “فرشته نجات” و دشمنان آن را “فرشته مرگ” مینامند. تصور کنید یک هواپیمای ترابری سی-۱۳۰ (که معمولا برای حمل سرباز و بار استفاده میشود) را برداشتهاند و آن را با توپهای جنگی سنگین، موشکهای هدایتشونده و پیشرفتهترین رادارهای جهان پر کردهاند. نتیجه؟ یک “قلعه پرنده” واقعی. در این مقاله اختصاصی از آیتیرسان، به کالبدشکافی نسخه جدید این هیولا یعنی AC-130J Ghostrider میپردازیم و میبینیم که چگونه مهندسان توانستند توپخانه ارتش را به آسمان ببرند.
تولد یک هیولا: از باربری تا کشتار
داستان AC-130، داستان یک تغییر کاربری جنونآمیز است. ایده ساده بود: هواپیماهای جنگنده خیلی سریع عبور میکنند و نمیتوانند برای مدت طولانی از نیروهای زمینی پشتیبانی کنند. پس چرا یک هواپیمای بزرگ و جادار را پر از اسلحه نکنیم که بتواند ساعتها بالای سر هدف بچرخد و آتش ببارد؟ نسخه جدید Ghostrider (روحسوار)، جایگزین مدلهای قدیمی و بازنشسته “Spooky” شده است. برخلاف اجدادش که مثل یک کلکسیون اسلحه (از گاتلینگ ۲۵ میلیمتری تا توپ ۴۰ میلیمتری بوفورز) بودند، نسخه جدید روی «دقت» تمرکز کرده است. این پرنده حالا به دو سلاح اصلی مجهز شده: یک توپ ۳۰ میلیمتری بوشمستر و یک توپ ۱۰۵ میلیمتری هویتزر. اما صبر کنید، توپ ۱۰۵ میلیمتری؟!
مهندسی غیرممکن: شلیک توپ تانک از آسمان!
بله درست خواندید. AC-130 تنها هواپیمایی در جهان است که یک توپ ۱۰۵ میلیمتری هویتزر (Howitzer) از بدنه آن بیرون زده است. این سلاح در اصل برای شلیک از روی زمین توسط توپخانه ارتش طراحی شده بود. لگد (Recoil) این توپ به قدری زیاد است که میتواند شاسی کامیونهای نظامی را بلرزاند. نصب آن روی یک هواپیما که در حال پرواز است، یک کابوس مهندسی بود.
چطور این کار را کردند؟ مهندسان مجبور شدند این توپ را “لخت” کنند. تمام قطعات اضافی مثل چرخها، سپرهای محافظ و پایههای تثبیتکننده که برای روی زمین لازم بود، حذف شدند. سپس سیستمهای جذب لگد هیدرولیکی پیشرفتهای طراحی کردند تا ضربه ناشی از شلیک، بدنه هواپیما را در آسمان تکه تکه نکند. نتیجه این شد که AC-130 میتواند از ارتفاع چند هزار پایی، گلولههایی به وزن ۲۰ کیلوگرم را با دقت جراحی روی سر دشمن ببارد.
اتاق تکتیرانداز: جایی که مرگ مدیریت میشود
برخلاف جنگندههای تکسرنشین، در AC-130 یک تیم کامل مشغول کارند. در بخشی به نام ایستگاه مدیریت نبرد (Battle Management Station) که بیشتر شبیه اتاق فرماندهی جنگ ستارگان است، دو نفر کلیدی نشستهاند:
-
افسر سیستمهای رزمی (CSO): او “چشم” هواپیماست. مسئولیت رادارها، دوربینهای حرارتی و سنسورها با اوست.
-
افسر سیستمهای تسلیحاتی (WSO): او “انگشت روی ماشه” است.
این دو نفر با هماهنگی عجیب و دقیقی کار میکنند. افسر رزمی با جویاستیک سمت چپ، دوربینها را روی هدف قفل میکند و افسر تسلیحات با جویاستیک سمت راست، نوع گلوله را انتخاب و شلیک میکند. این اتاق در واقع یک “اتاق تکتیرانداز پرنده” است که در آن تصمیمات مرگ و زندگی در کسری از ثانیه گرفته میشود.
رقص دیجیتال در کابین خلبان
فراموش نکنید که این همه سلاح و مهمات (به وزن ۴۲ هزار پوند!) باید پرواز کند. کابین خلبان AC-130J کاملاً دیجیتالی (Glass Cockpit) شده است. عقربههای قدیمی آنالوگ جای خود را به نمایشگرهای رنگی دادهاند. یکی از ویژگیهای جالب این کابین، وجود سه نمایشگر HUD (نمایشگر شیشهای روبروی خلبان) است. یکی از این نمایشگرها اختصاصاً برای هماهنگی با توپها طراحی شده است.
مانور پیلون (Pylon Turn): برای شلیک دقیق، خلبان باید یک مانور خاص انجام دهد. او هواپیما را به سمت چپ کج میکند و شروع به چرخیدن دور هدف میکند. در این حالت، توپهای سمت چپ هواپیما همواره روی هدف متمرکز میمانند. خلبان باید با مهارت تمام، زاویه چرخش، سرعت و ارتفاع را ثابت نگه دارد تا توپچیها بتوانند کارشان را بکنند. این یک رقص هماهنگ بین خلبان، کامپیوتر پرواز و افسران تسلیحات است.
فرآیند شلیک: وقتی همه چیز باید درست پیش برود
شلیک کردن توپ ۱۰۵ میلیمتری در آسمان شوخی نیست. یک اشتباه کوچک میتواند باعث فاجعه شود. فرآیند شلیک شامل مراحل زیر است:
-
شناسایی: افسر سنسورها هدف را پیدا میکند.
-
تأیید: افسر تسلیحات نوع گلوله را انتخاب میکند.
-
اجازه خلبان (Consent Switch): این حیاتیترین مرحله است. تا زمانی که خلبان دکمه “رضایت” (Consent) را فشار ندهد، هیچ سلاحی شلیک نمیشود. این یعنی خلبان باید مطمئن شود که هواپیما در زاویه درست است و خطری نیروهای خودی را تهدید نمیکند.
-
بارگذاری: در عقب هواپیما، خدمه بارگذار (Loaders) به صورت فیزیکی گلوله را در توپ جا میزنند (بله، هنوز هم دستی انجام میشود!).
-
آتش: با تایید نهایی، افسر تسلیحات ماشه را میکشد.
صدای شلیک ۱۰۵ میلیمتری در داخل کابین شبیه کوبیده شدن پتک به بدنه هواپیماست. کل سازه میلرزد، بوی باروت فضا را پر میکند و پوکه داغ بیرون میپرد.
فرشته مرگ یا هدفِ آسان؟
با تمام این قدرت آتش، AC-130 یک نقطه ضعف بزرگ دارد: کند است. این هواپیما در برابر موشکهای ضد هوایی (SAM) و جنگندههای دشمن بسیار آسیبپذیر است. در جنگ خلیج فارس، یک AC-130 با اصابت موشک دوشپرتاب ساقط شد. به همین دلیل، نسخه جدید Ghostrider استراتژی خود را تغییر داده است. این پرنده حالا به تسلیحات دورایستا (Standoff Weapons) مجهز شده است:
-
موشکهای هلفایر (Hellfire): برای شکار تانکها از فاصله دور.
-
بمبهای کمقطر (SDB): بمبهای بالداری که میتوانند تا ۱۵۰ کیلومتر پرواز کنند و با دقت بالا به هدف بخورند.
این یعنی AC-130 دیگر مجبور نیست حتماً بالای سر دشمن بچرخد؛ میتواند از فاصلهای امن، مرگ را ارسال کند.
چرا “فرشته”؟ سیستم دفاعی این هواپیما شامل پرتابکنندههای فلر (Flare) است. وقتی هواپیما حس کند موشکی به سمتش میآید، صدها گوی آتشین داغ را به اطراف پرتاب میکند تا موشک را منحرف کند. الگوی پخش شدن این فلرها در آسمان شب، شبیه به دو بال بزرگ و آتشین یک فرشته است. منظرهای که برای نیروهای خودی امیدبخش و برای دشمن، آخرین چیزی است که میبینند.
جمعبندی: آینده غولهای پرنده
AC-130J Ghostrider شاهکاری از مهندسی است که ثابت میکند با کمی خلاقیت، میتوان یک کامیون پرنده را به مرگبارترین سلاح میدان نبرد تبدیل کرد. اگرچه دوران جنگهای کلاسیک رو به پایان است و پهپادها جایگزین خلبانان میشوند، اما هنوز هیچچیز نمیتواند جایگزین ترس روانی و قدرت تخریبِ صدای غرش یک توپ ۱۰۵ میلیمتری از آسمان شود. فرشته مرگ، همچنان در آسمان پرواز میکند.








