دانشمندان نشانه‌هایی از ماه‌نشین متروکه شوروی را روی سطح ماه مشاهده کردند

یک توپ فلزی کوچک، جایی روی ماه افتاده است؛ نه آن‌قدر بزرگ که در عکس‌های مداری با یک نگاه پیدا شود، نه آن‌قدر بی‌اهمیت که تاریخِ رقابت فضایی بتواند فراموشش کند. «لونا ۹»—فرودگر شوروی—سال ۱۹۶۶، سه سال پیش از آن‌که انسان برای نخستین‌بار قدم روی ماه بگذارد، کاری کرد که آن زمان شبیه جادو بود: فرود نرم روی سطح ماه و ارسال اولین تصویر از سطح یک جرم آسمانی دیگر.

اما این نقطه‌عطف یک نقص عجیب دارد؛ جای دقیقش روی ماه، دهه‌هاست محل بحث است. حالا هم دو گروه پژوهشی، هر کدام با روش و استدلال خود، می‌گویند نشانه‌هایی از این فرودگر متروک پیدا کرده‌اند—با این تفاوت که بر سر «کجا» توافق ندارند. همین اختلاف، جست‌وجو را از یک خبر علمی ساده به یک شکار گنج واقعی تبدیل کرده است؛ شکار گنجی که نیم قرن طول کشیده.

چرا پیدا کردن لونا ۹ این‌قدر سخت است؟

مشکل، اول از همه اندازه است. بخش کروی اصلی لونا ۹ تنها حدود ۶۰ سانتی‌متر قطر داشت؛ تقریباً هم‌اندازه یک توپ ساحلی. برای ماهواره‌ای که از مدار ماه عکس می‌گیرد، چنین جسمی در میان بافت ناهموار دهانه‌ها، سنگ‌ها و سایه‌ها، مثل پیدا کردن یک سکه روی ساحل سنگلاخی است.

مارک رابینسون، پژوهشگر اصلی دوربینِ مدارگرد شناسایی ماه ناسا (Lunar Reconnaissance Orbiter یا LRO)، به‌درستی اشاره کرده که با این مقیاس، حتی اگر در یک تصویر «چیزی شبیه لونا ۹» دیده شود، تأیید قطعی‌اش آسان نیست. شما می‌توانید مدت‌ها به یک فریم خیره شوید و بگویید «شاید همین باشد»، اما علم با «شاید» پیش نمی‌رود.

این‌جا پای محدودیت‌های تصویربرداری مداری هم وسط است: وضوح مکانی (Resolution)، زاویه تابش خورشید و طول سایه‌ها، و حتی نویز تصویری می‌تواند یک پیکسل روشن را به «اثر مصنوعی» یا برعکس به «نشانه‌ای تاریخی» تبدیل کند. برای همین است که یافتن بقایای مأموریت‌های قدیمی روی ماه، بیش از آن‌که شبیه تماشای عکس باشد، شبیه تحلیل صحنه جرم است.

دو مسیر برای یک معما: چشم انسان یا یادگیری ماشین؟

در یک سوی ماجرا، ویتالی ایگوروف—مروج علم و فعال حوزه فضانوردی—سال‌ها سراغ روشی رفت که در عصر اینترنت جواب می‌دهد: جمع‌سپاری. او از علاقه‌مندان خواست یک ناحیه وسیع (حدود ۱۰۰ کیلومتر) را در تصاویر ماه جست‌وجو کنند و هر نشانه غیرمعمولی را گزارش دهند. این روش، جایگزین ابزارهای حرفه‌ای نیست، اما یک مزیت بزرگ دارد: تعداد چشم‌ها را زیاد می‌کند.

ایگوروف مدعی است با تطبیق ویژگی‌های افق و شکل عوارض سطحی در همان عکس دانه‌دانه و سیاه‌وسفیدی که لونا ۹ نزدیک به ۶۰ سال پیش فرستاد، به محدوده‌ای رسیده که می‌تواند محل نهایی فرود باشد. او می‌گوید «نسبتاً مطمئن» است، اما خطایی چندمتری را هم محتمل می‌داند؛ اعترافی که از منظر پژوهش میدانی و بازسازی موقعیت، کاملاً واقع‌بینانه است.

در سوی دیگر، تیمی از پژوهشگران دانشگاه کالج لندن (UCL) رویکردی کاملاً متفاوت را در پیش گرفته‌اند. آن‌ها در مقاله‌ای که در نشریه npj Space Exploration منتشر شده، از الگوریتم یادگیری ماشین برای شناسایی «مصنوعات فرازمینی»—یعنی اشیای ساخت بشر روی سطح ماه—استفاده کرده‌اند. نام این چارچوب هم به‌طرزی بازیگوشانه الهام‌گرفته از مدل‌های مشهور بینایی ماشین است: You-Only-Look-Once–Extraterrestrial Artefact یا YOLO-ETA.

ایده ساده است: مدل را با داده‌های موجود از محل‌های فرود و بقایای مأموریت‌های پیشین (بر اساس یافته‌های ناسا) آموزش بدهید تا بتواند الگوهای بصری مشابه را در تصاویر قمری پیدا کند. طبق ادعای این گروه، یک «پیکسل روشن» در نزدیکی دو لکه تیره—که ممکن است پوسته‌های محافظ یا قطعاتی باشند که برای نرم‌کردن فرود به کار رفته—می‌تواند نشانی از محل استقرار لونا ۹ باشد. این هم جذاب است، هم شکننده: یادگیری ماشین بدون داده کافی و بدون راستی‌آزمایی با تصویربرداری دقیق‌تر، می‌تواند به خطای تشخیص هم برسد.

چشم سوم: چاندرایان-۲ و امید به پاسخ روشن‌تر

میان این دو ادعا، یک ابزار تعیین‌کننده وارد صحنه شده است: مدارگرد هندی چاندرایان-۲. سازمان فضایی هند اعلام کرده که می‌تواند با تصاویر دقیق‌تر، در بازه زمانی نزدیک (از جمله در ماه مارس، طبق گزارش‌ها) این محدوده‌ها را دوباره بررسی کند. در رقابتِ «وضوح تصویر»، هر پله جهش می‌تواند تفاوت میان حدس و تأیید باشد.

اگر چاندرایان-۲ بتواند نشانه‌ای واضح‌تر ارائه دهد—مثلاً شکل هندسی ناسازگار با زمین‌شناسی طبیعی ماه، یا ردّ قطعات پراکنده مرتبط با سازه فرود—این اختلاف نظر به‌جای ادامه در حد گمانه‌زنی، وارد فاز داوری مبتنی بر داده می‌شود. و این دقیقاً همان چیزی است که کاوش قمری مدرن را جذاب می‌کند: ترکیب تاریخ، فناوری و روش علمی.

در پس‌زمینه این داستان، یک نکته بزرگ‌تر هم هست: ماه به‌نوعی «موزه روباز» فناوری فضایی است. نبودِ جو و فرسایش‌های زمینی باعث شده آثار مأموریت‌ها برای مدت‌های طولانی باقی بمانند. به همین دلیل، پیدا کردن لونا ۹ فقط یک خبر نوستالژیک نیست؛ بخشی از باستان‌شناسی فضایی است، حوزه‌ای که روزبه‌روز جدی‌تر می‌شود و حتی در بحث‌های حقوقی درباره میراث انسانی در فضا هم نقش پیدا می‌کند.

آناطولی زاک، کارشناس پروازهای فضایی و روزنامه‌نگار حوزه فضا، از زاویه‌ای عمل‌گرایانه به ماجرا نگاه می‌کند: دیر یا زود، با دوربین‌های بزرگ‌تر و بهتر در مدار ماه، این محل‌ها در طول عمر ما دیده خواهند شد. شاید آن روز، لونا ۹ و «دوقلویش» لونا ۱۳ دیگر یک نقطه مبهم در تصویر نباشند؛ بلکه نشانه‌ای روشن از دوره‌ای که بشر تازه داشت یاد می‌گرفت چگونه آرام روی جهان‌های دیگر فرود بیاید.

تا آن زمان، این پرسش باز می‌ماند: اگر یک توپ کوچک فلزی می‌تواند نیم قرن کنجکاوی بسازد، چه رازهای دیگری در سایه‌روشن دهانه‌های ماه منتظر یک نگاه دقیق‌تر است؟

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید