صنعت بازی ایران

صنعت بازی‌های ایران در آغاز راه: سند، بودجه و بازار جهانی

وقتی وارد سالن «هفت‌خوان» شدم، صدای ناشی از هیجان و کدنویسی به‌خوبی حس می‌شد؛ اما کنار هر شور و خلاقیتی، سوالی بزرگ ایستاده بود: چرا پس از بیش از یک دهه سندنویسی و مصوبه، هنوز حرف از «آغاز راه» زده می‌شود؟

عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، در بازدید از رویداد «هفته بازی ایران: هفت‌خوان» بار دیگر تاکید کرد که بازی‌های ویدیویی جزو «فناوری‌های نرم نوین» هستند و مخاطبان میلیونی دارند. جمله کوتاه است، اما پیامش بزرگ: پذیرش ماهیتی فناورانه و فرهنگی برای بازی‌ها، به مفهوم بازنگری در سیاست‌گذاری است؛ نه صرفاً تصویب چند سند.

سندها به‌تنهایی کافی نیستند

خسروپناه از نهایی‌شدن سندی درباره اوقات فراغت در شورای عالی فضای مجازی خبر داد، اما خودش هم بی‌پرده گفت که مشکل اصلی «اجرایی‌سازی» است؛ نه کمبود مدارک روی میز. در ۱۲ تا ۱۳ سال گذشته مصوبه‌هایی برای توسعه بازی‌های رایانه‌ای وجود داشته، اما خروجی‌ها در عرصه منطقه‌ای و جهانی قابل‌توجه نیستند. تولیدات عمدتاً در حد پروژه‌های کوچک و کم‌بودجه مانده‌اند و سهم ایران از بازار جهانی بازی اندک است.

مساله فقط مقدار پول نیست. مسئله نحوه تخصیص و شفافیت آن است؛ مدل حمایتی باید مشخص باشد و شاخص‌های ارزیابی خروجی‌ها سنجیده شوند. تجربه نشان داده اگر منابع بدون مدل تجاری پایدار و بدون اتصال به بازار جهانی تزریق شوند، احتمال تولید آثار ماندگار کم است. آیا سرمایه‌ای که وارد می‌شود، واقعاً به رشد صنعتی منجر می‌شود یا فقط چرخه‌ای کوتاه‌مدت را تکرار می‌کنیم؟

خسروپناه به پراکندگی منابع اشاره کرد و گفت رقم‌هایی مانند ۱۶ همت برای کل فعالیت‌های فرهنگی کشور «بالا» به‌حساب نمی‌آید؛ اما سوال این‌جاست که سهم صنعت بازی از این بودجه چقدر است و آیا مسیر هزینه‌کرد روشن و قابل محاسبه است؟

صنعت بازی ایران

شفافیت تخصیص بودجه و تعیین شاخص‌های عملکردی، پیش‌شرط هر حمایتی است.

اگر بخواهیم تجسمی ساده داشته باشیم: تزریق پول به پروژه‌هایی که کانال عرضه و بازار ندارند، شبیه آب دادن به گلدانی بدون زهکشی است—موقتا سبز می‌شود اما ریشه نمی‌گیرد.

از سوی دیگر، نگاه فرهنگی شورای عالی انقلاب فرهنگی به تولید بازی‌های «حکمت‌بنیان، فضیلت‌محور و خانواده‌بنیان» قابل دفاع است؛ خانواده‌ها هم انتظار دارند فرزندانشان از بازی‌ها مفاهیم مثبت بیاموزند. اما وقتی سیاست‌گذاری فرهنگی جدا از منطق بازار انجام شود، احتمال تولید محتوای شعارگونه و غیرقابل رقابت تقویت می‌شود. ترکیب نگاه ارزشی و سازوکار اقتصادی نیاز به توازن دارد؛ بدون آن، محصول نهایی نه مخاطب بین‌المللی می‌یابد و نه بازار داخلی پایدار.

نقش بخش خصوصی در این میان کلیدی است. در جهان، صنعت بازی عمدتاً توسط استودیوهای خصوصی و سرمایه‌گذاران خطرپذیر به رشد رسیده است، نه از راه بودجه دولتی مستقیم. خسروپناه از معافیت‌های مالیاتی و مشوق‌ها سخن گفت؛ اما تجربه نشان داده وعده‌های مالیاتی به‌تنهایی کافی نیستند. چه چیزی بیش از این لازم است؟ ثبات مقررات، دسترسی بدون مانع به زیرساخت‌های انتشار جهانی، امکان تبادل مالی با خارج و حمایت حقوقی از مالکیت فکری؛ بدون حل این مسائل، معافیت‌های محدود نقش قطره در دریایی طوفانی را ایفا می‌کنند.

آسیب‌های ناشی از اختلال اینترنت نمونه‌ای قابل‌لمس است: اعلام شده که در بازه‌ای ۲۰ روزه، قطعی و اختلال اینترنت حدود ۵۰۰ میلیارد تومان به صنعت بازی‌سازی کشور آسیب زده است—رقمی نزدیک به روزی ۲٫۵ میلیارد تومان. این عدد وقتی در جزییات شکسته می‌شود، ملموس‌تر و حتی ترسناک‌تر می‌شود؛ خسارت‌هایی که نشان می‌دهد شکنندگی زیست‌بوم بازی‌سازی تا چه اندازه بالاست.

به عبارت دیگر، تشخیص اهمیت صنعت در سطوح کلان انجام شده، اما رسیدن به توسعه صنعتی واقعی مسیر دیگری می‌طلبد: تدوین مدل‌های تجاری، شفافیت در تخصیص منابع، حمایت حقوقی و ایجاد زیست‌بوم سرمایه‌گذاری سالم. ترکیبی از سیاست‌های فرهنگی هوشمند و تدابیر اقتصادی کارآمد برای اتصال به بازار جهانی ضروری است.

آیا می‌توان از ظرفیت‌های خلاقانه و مخاطب میلیونی به‌گونه‌ای استفاده کرد که هم ارزش‌های فرهنگی حفظ شوند و هم محصولاتی قابل رقابت بین‌المللی تولید گردند؟ پرسش ساده‌ای نیست؛ اما بدون آزمون و اقدام، پاسخ هم هرگز پیدا نخواهد شد. وقت تغییر است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید