مای دات

شبکه اجتماعی «مای دات» بابک زنجانی در راه است!

یک خبر، با طعنه‌ای سیاسی و تکنولوژیک در هم آمیخته است: بابک زنجانی اعلام کرده که قبل از نوروز ۱۴۰۵ قصد دارد شبکه اجتماعی بلاک‌چینی «دات» یا «مای دات» را راه‌اندازی کند. جمله ساده‌ای است اما بار تاریخی و اقتصادی دارد. برای بسیاری این نام با پرونده‌ها و پرسش‌های بزرگ همراه است؛ حالا قرار است وارد میدان فناوری هم شود.

هدف اعلام‌شده، ساختن فضایی «مستقل، قابل‌اعتماد و حرفه‌ای» برای کسب‌وکارها، رسانه‌ها و جریان‌های اطلاع‌رسانی است؛ فضایی که گویا قرار است از تاثیر «تصمیمات سیاسی یا محدودیت‌های خارجی» مصون باشد. جذاب به نظر می‌آید. اما سوال‌های فنی و ساختاری هم فوراً خود را نشان می‌دهند: این پلتفرم بر چه نوع بلاک‌چینی قرار است بنا شود؟ عمومی یا خصوصی؟ آیا از مدل توکنومیک استفاده خواهد شد یا کسب‌وکار مبتنی بر تبلیغات و خدمات اشتراکی خواهد بود؟

اگر چه وعده‌ها بزرگ است، اما اطلاعات فنی و سازوکار حاکمیتی هنوز منتشر نشده‌اند. چگونه احراز هویت انجام می‌شود؟ چه سازوکاری برای نظارت بر محتوا در نظر گرفته شده؟ مدل درآمدی و نحوه تأمین مالی پروژه چگونه است؟ پاسخ به این سوال‌ها تعیین‌کننده است؛ نه شعارها.

ابهامات فنی، اقتصادی و اجتماعی

اینجا چند نکته حیاتی وجود دارد که نباید نادیده گرفت. اول: بازار داخلی ایران محدود است و پیش‌تر چندین پروژه پیام‌رسان یا شبکه اجتماعی بومی با هزینه‌های قابل‌توجه اجرا شدند اما نتوانستند مخاطب قابل‌توجهی جذب کنند. دوم: پراکندگی پلتفرم‌ها باعث شده جای تمرکز یا یک زیرساخت قدرتمند خالی بماند؛ کاربران تقسیم شده‌اند. سوم: اعتماد عمومی یک سرمایه است؛ آیا نام صاحب پروژه باعث افزایش اعتماد می‌شود یا عکس آن؟

مای دات

در سطح فنی، انتخاب بین بلاک‌چین عمومی و خصوصی پیامدهای متفاوتی دارد. شبکه عمومی معمولاً شفافیت و مقیاس‌پذیری گسترده‌تری دارد، اما مسائل حریم خصوصی و هزینه تراکنش می‌تواند مشکل‌ساز شود. شبکه خصوصی کنترل بیشتری می‌دهد اما ادعای «مستقل» بودن را زیر سوال می‌برد. در نبود اسناد فنی، این مباحث تنها حدس و گمان‌اند؛ اما سوال‌برانگیزند.

حاکمیت داده و ساختار مالکیت هم به همان اندازه مهم‌اند. اگر سازوکار تصمیم‌گیری و نظارت شفاف نباشد، مشکلاتی مانند سانسور پنهان، کنترل اطلاعات یا مدل درآمدی نامتعادل می‌تواند رشد پلتفرم را محدود کند. تجربه‌های قبلی نشان داده‌اند که صرف حمایت مالی یا تبلیغات گسترده، تضمین‌کننده موفقیت نیستند؛ جذب و نگهداشت کاربران به محصول، شبکه و اعتماد برمی‌گردد.

در نهایت، سوال اساسی این است: آیا «مای دات» می‌تواند شکاف میان «ارتباطات» و «اقتصاد» را پر کند؟ ایده وصل کردن شبکه اجتماعی به اقتصاد دیجیتال جالب است، اما اجرا دشوار است. نیاز به مستندات شفاف، نقشه راه فنی، مدل کسب‌وکار و روش‌های حکمرانی دارد. بدون این‌ها، هر وعده‌ای زودهنگام به نظر می‌رسد.

در روزهای آینده، منتظر انتشار جزئیات فنی و ساختاری خواهیم بود. آنچه امروز مطرح است کمتر از یک رونمایی و بیشتر شبیه یک اعلام نیت است؛ نیتی که می‌تواند فرصت‌ساز باشد یا فقط نامی دیگر به فهرست پلتفرم‌های بومی بی‌ثمر اضافه کند. آیا این بار اتفاقی متفاوت خواهد افتاد؟ پاسخ در عمل نهفته است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید