بیایید با خودمان صادق باشیم؛ زمانی که پلیاستیشن ۵ در سال ۲۰۲۰ عرضه شد، بیشتر شبیه به یک دستگاه لوکس و سریع برای اجرای باکیفیتترِ بازیهای پلیاستیشن ۴ بود! در آن روزهای ابتدایی، سایه سنگین «بازیهای میاننسلی» (Cross-gen) اجازه نمیداد تا هیولای سونی نفس راحتی بکشد. اما امروز، در نقطهای ایستادهایم که اکوسیستم پلیاستیشن ۵ به یک بلوغ استراتژیک و شکوهمند رسیده است.
ما از مرز بازیهای مشترک عبور کردهایم و وارد دورانی شدهایم که اجرای این عناوین روی سختافزارهای قدیمی، نه تنها از نظر گرافیکی، بلکه از نظر پردازشی و پهنای باند حافظه اساساً غیرممکن است. لایه «ارزش پیشنهادی» (Value Proposition) سونی حالا با صدای بلند فریاد میزند که PS5 صرفاً یک ارتقای سختافزاری ساده نیست؛ بلکه بلیت ورود به دنیایی است که تا پیش از این فقط در رویاهایمان میدیدیم.
اگر به تازگی این کنسول را خریدهاید، یا مدتهاست آن را گوشه اتاق دارید و به دنبال آثاری میگردید که مرزهای سنتی گیمپلی، گرافیک و داستانسرایی را جابهجا کنند، این مقاله از آیتیرسان دقیقاً برای شما نوشته شده است. بر اساس تحلیلهای دقیق فنی، بازخوردهای بازار جهانی و ارزش هنری، ما ۱۳ بازی برتر پلیاستیشن ۵ را که ثابت میکنند نسل نهم به اوج خود رسیده است، برای شما گلچین کردهایم. کمربندها را ببندید؛ سفر به آیندهی سرگرمی آغاز شده است.
۱. Astro Bot (استرو بات)؛ جادوی خالص و نامه عاشقانهی سونی به گیمرها
بسیاری از بازیها تلاش میکنند تا با گرافیک واقعگرایانه شما را میخکوب کنند، اما Astro Bot (برنده جایزه بهترین بازی سال ۲۰۲۴) مأموریت دیگری دارد: تزریق «شادی خالص» به رگهای شما. این بازی یک پلتفرمر سنتی و خانوادگی است که جادوی ناب گیمپلی را به تصویر میکشد و همزمان، یک ادای احترام باشکوه به تاریخچه و فرهنگ پاپ پلیاستیشن است. چرا روی PS5؟ استروبات ویترین بینظیر کنترلر DualSense است. این بازی بدون خرید هیچگونه تجهیزات جانبی، حس لامسه شما را دگرگون میکند. لرزشهای کنترلر به قدری دقیق است که راه رفتن روی شیشه، شن، فلز یا آب را مستقیماً در کف دستانتان حس میکنید. این اثر به شما یادآوری میکند که چرا در وهله اول عاشق ویدیوگیم شدید.
۲. Returnal (ریترنال)؛ وحشت روانشناختی در هارمونی کامل با سختافزار
بازی ریترنال یکی از اولین عناوین انحصاری بود که به ما نشان داد کلمه «نسل نهم» واقعاً یعنی چه! این بازی در سبک روگلایک (Rogue-like) و با اتمسفر علمیتخیلی و وحشت (Sci-Fi Horror)، داستان فضانوردی به نام سلین را روایت میکند که در یک سیاره بیگانه و بیرحم، در یک چرخه زمانی (Loop) گرفتار شده است. چرا روی PS5؟ در اینجا با مفهوم «هارمونی لودونریتیو» روبهرو هستیم؛ مرگ و تکرار در بازی، بازتابی از ترومای ذهنی شخصیت اصلی است. اما جادوی واقعی در دوالسنس نهفته است. سونی از تکنولوژی «پالسهای هپتیک با سنتز رویهای» (Procedurally Synthesized Haptics) استفاده کرده تا شما برخورد انفرادی قطرات باران سیاره آتروپوس را روی دستانتان حس کنید! تریگرهای تطبیقی (Adaptive Triggers) نیز شاهکارند؛ ماشه L2 را تا نیمه فشار دهید تا نشانهگیری کنید، و اگر آن را تا انتها و با غلبه بر مقاومت فیزیکی کلید فشار دهید، شلیک ثانویه اسلحه فعال میشود. این یعنی تبدیل تجربه بصری به یک شهود فیزیکی ناب.
۳. Marvel’s Spider-Man 2 (مرد عنکبوتی ۲)؛ بلوغ داستانی در آسمانخراشهای نیویورک
وقتی از یک بازی ابرقهرمانی صحبت میکنیم، انتظار کلیشههای همیشگی را داریم؛ اما اسپایدرمن ۲ با عبور از این کلیشهها به بلوغ عمیق داستانی رسیده است. تقابل روانی و تاریک پیتر پارکر با سیمبیوت (ونوم) و تلاش مایلز مورالز برای ایجاد توازن میان قدرت و مسئولیت، بازی را از یک محصول سرگرمی ساده به یک درام تعاملی ارتقا داده است. چرا روی PS5؟ این بازی کلاسِ درس معماری SSD است! شما میتوانید در کسری از ثانیه و بدون دیدن حتی یک فریم از صفحات خستهکننده بارگذاری (Loading Screens)، بین پیتر و مایلز در دو سر شهر نیویورک جابهجا شوید. سرعت حرکت در میان آسمانخراشها با استفاده از Web Wings به قدری بالاست که کنسولهای نسل قبل به هیچوجه توانایی رندر کردن و بارگذاری سریع این حجم از بافتهای گرافیکی را نداشتند.
۴. Black Myth: Wukong (افسانه سیاه: ووکونگ)؛ ظهور یک ابرقدرت فرهنگی
ورود به دنیای ووکونگ، یعنی ورود به کلوپ ۲۰ میلیونیها! این بازی به عنوان نخستین اثر AAA و تراز اول کشور چین، موازنه قدرت را در صنعت بازی تغییر داد. داستان بازی اقتباسی وفادارانه از رمان کلاسیک «سفر به باختر» است و شما در نقش «فرد مقدر» (The Destined One) برای بازپسگیری شش میراث گمشده (که نمادی از حواس ششگانه سون ووکونگ هستند) میجنگید. چرا روی PS5؟ ووکونگ صرفاً یک پیروزی تجاری نیست، یک پدیده فرهنگی است. دقت وسواسگونه در طراحی معماری معابد و محیطها (که باعث جهش توریست در لوکیشنهای واقعی چین شد) در کنار صداگذاری بومی به زبان ماندارین، نشاندهنده اصالت فرهنگی این بازی است. گرافیک خیرهکننده و باسفایتهای بیرحمانه آن، نهایت استفاده را از قدرت پردازشی پلیاستیشن ۵ میبرند.
۵. The Last of Us Part I (لست آف آس پارت ۱)؛ مرزهای باریک اخلاق و بقا
شاید بگویید این بازی را در نسلهای قبل بازی کردهاید، اما بازسازی کامل (Remake) لست آف آس برای پلیاستیشن ۵، چیزی فراتر از یک تغییر چهره ساده است. داستان جوئل و الی، بازتعریف مفهوم خانواده در دنیایی ویران است. این بازی به کمالِ مفهوم «خاکستری بودن اخلاقی» (Moral Grayness) دست یافته است؛ جایی که جوئل نه یک قهرمان سنتی، بلکه بازماندهای است که عشق، او را به سمت تصمیماتی هولناک و خودخواهانه سوق میدهد. چرا روی PS5؟ مدرنسازی استانداردهای بصری و انیمیشنهای صورت در این نسخه، بارِ احساسی دیالوگها و نگاهها را صدچندان کرده است. این بازسازی تضمین میکند که نسل جدید گیمرها، یکی از مهمترین شاهکارهای تاریخ سرگرمی را با بالاترین کیفیت ممکن (و با پشتیبانی کامل از قابلیتهای دوالسنس) تجربه کنند. تجربه این بازی روی PS5 یک «ضربه عاطفی سنگین» (Emotional Gut Punch) است.
۶. Final Fantasy VII Rebirth (فاینال فانتزی ۷: تولد دوباره)؛ یک حماسه بینقص و نامزد هفت جایزه
در سبک JRPG (نقشآفرینی ژاپنی)، کمتر عنوانی میتواند به گرد پای FF7 Rebirth برسد. این بازی با نامزدی در ۷ رشته و کسب جایزه بهترین موسیقی در Game Awards 2024، لیدری خود را در بازار تثبیت کرد. چرا روی PS5؟ معجزه SSD در این بازی به اوج خود میرسد. بازیکنان میتوانند در میان ۷ منطقه وسیع و متصل به هم (از چمنزارهای Grasslands و منطقه نظامی Junon گرفته تا Corell ،Gungaga و Cosmo Canyon) با کمترین وقفه ممکن به کاوش بپردازند. حذف فواصل روایی و بارگذاریها، تداوم دراماتیک (Dramatic Continuity) داستان را حفظ کرده و به شما اجازه میدهد در پیوند عاطفی میان کلود، تیفا و ایریث غوطهور شوید.
۷. God of War Ragnarok (خدای جنگ: رگناروک)؛ شکستن چرخه خشونت در میدگارد
ادامه ماجراجوییهای کریتوس و آترئوس، یکی از عمیقترین حماسههای خانوادگی در دنیای ویدیوگیم است. در رگناروک، درام اصلی بر پایه تضاد میان غریزه کشتار خدایان و وظیفه پدرانه کریتوس برای محافظت از پسرش (که حالا میدانیم نام واقعیاش لوکی است) بنا شده است. کریتوس در تلاش است تا سرنوشت محتوم را تغییر دهد و چرخه بیپایان خشونت را بشکند. چرا روی PS5؟ علاوه بر گرافیک فکانداز و رزولوشن 4K روان، صدای سهبعدی (3D Audio) کنسول پلیاستیشن ۵ در رگناروک میدرخشد. شما میتوانید صدای پرتاب تبر لوایتان، برخورد آن با گوشت دشمنان و بازگشت آن به دستان کریتوس را با تمام وجود و از طریق لرزشهای دقیق کنترلر حس کنید.
۸. Ratchet & Clank: Rift Apart (رچت و کلنک: شکاف ابعاد)؛ انیمیشن پیکسار در دستان شما
این بازی از همان روز اول عرضه، حکم یک دمو و ویترین فنی برای قدرت پلیاستیشن ۵ را داشت. یک بازی اکشن ماجراجویی شاد، پر از رنگ و اسلحههای دیوانهوار که مأموریت داشت قدرت سختافزار را به زبان «سرگرمی ناب» ترجمه کند. چرا روی PS5؟ رچت و کلنک از مکانیک «پرشهای بُعدی» استفاده میکند. شما در وسط یک مبارزه شلوغ، وارد یک پورتال میشوید و در کمتر از یک ثانیه، تمام محیط، دشمنان و سیاره تغییر میکند! این جابجایی آنی بدون وجود معماری اختصاصی I/O و حافظه SSD پلیاستیشن ۵ غیرممکن بود. علاوه بر این، استفاده از رهگیری پرتو (Ray Tracing) برای بازتاب نور روی سطوح فلزی رباتها، کیفیت بصری بازی را به سطح انیمیشنهای هالیوودی رسانده است.
۹. Demon’s Souls (ارواح شیطانی)؛ فانتزی تاریک و زایش یک ژانر
اگر عاشق بازیهای سخت و نفسگیر مثل الدن رینگ و دارک سولز هستید، باید به ریشهها برگردید. بازسازی کامل Demon’s Souls یک نامه عاشقانه به فانتزی تاریک است. در این بازی، روایت نه از طریق دیالوگهای طولانی، بلکه از طریق «روایت محیطی» و اتمسفر سنگین مکانهایی مانند «برج لتاریا» (Tower of Latria) به بازیکن منتقل میشود. چرا روی PS5؟ بلوپوینت گیمز (Bluepoint Games) گرافیک این بازی کلاسیک را کوبید و از نو ساخت! استفاده از Ray Tracing باعث شده تا محیطهای تاریک، سیاهچالهها و جرقههای آتش شمشیرها به طرز رعبآوری واقعی به نظر برسند. این بازی نشان داد که چگونه میتوان میراث گذشته را با استانداردهای بصری مدرن پیوند زد.
۱۰. Clair Obscur: Expedition 33 (اکسپدیشن ۳۳)؛ بازآفرینی جسورانه نقشآفرینی نوبتی
این بازی (که به زودی در دسترس قرار میگیرد و از همین حالا به عنوان یکی از ستونهای PS5 شناخته میشود)، یک ایده داستانی به شدت جسورانه (High-Concept) دارد. در دنیای فانتزیِ تاریک این بازی، یک «نقاش» هر سال عددی را روی یک مونولیت (Monolith) سنگی میکشد و تمام کسانی که در آن سن هستند، فوراً خاکستر شده و میمیرند! داستان حول گروهی میچرخد که برای توقف این شمارش معکوس مرگبار پیش از کشیده شدن عدد ۳۳ تلاش میکنند. چرا روی PS5؟ اکسپدیشن ۳۳ با حضور تیمی از بازیگران برجسته مثل چارلی کاکس و اندی سرکیس، ژانر سنتی RPG نوبتی را متحول کرده است. این بازی استراتژی نوبتی کلاسیک را با مکانیکهای بلادرنگ (Real-time) مانند دفع ضربه (Parry) و حملات زنجیرهای مبتنی بر ریتم ترکیب کرده تا تجربهای مدرن و پرستیژ را ارائه دهد.
۱۱. Metal Gear Solid Delta: Snake Eater (متال گیر سالید دلتا)؛ وفاداری به یک شاهکار
بازسازی شاهکار هیدئو کوجیما محصول سال ۲۰۰۴ که وقایع آن در سال ۱۹۶۴ (دوران جنگ سرد) میگذرد. انگیزه اصلی شخصیت نیکد اسنیک (Naked Snake)، نفوذ به خاک شوروی و مواجهه با مربی سابقش، یعنی “The Boss” است. در این بازی، تمهای «وفاداری» و «خیانت» صرفاً عناصر داستانی نیستند، بلکه تحلیلی عمیق بر این واقعیتاند که چگونه ایدئولوژیهای سیاسی میتوانند پیوندهای انسانی را نابود کنند. چرا روی PS5؟ سونی و کونامی برای این بازسازی به سراغ موتور گرافیکی خارقالعاده Unreal Engine 5 رفتهاند. بازی در کنار حفظ هسته داستانی، دو سبک کنترل را ارائه میدهد: سبک «مدرن» (دوربین روی شانه مشابه بازیهای روز) و سبک «کلاسیک» (دوربین از بالا). همچنین بخش انحصاری Snake versus Monkey فقط برای بازیکنان پلیاستیشن ۵ تدارک دیده شده است تا شکاف میان وفاداران قدیمی و نسل جدید به بهترین شکل پر شود.
۱۲. Ghost of Yotei (شبح یوتی)؛ حماسهای جدید در ژاپن فئودال
سونی با معرفی این بازی نشان داد که قصد ندارد در گذشته متوقف شود. شبح یوتی دنبالهای بر بازی محبوب Ghost of Tsushima است، اما داستان آن ۳۰۰ سال بعد، یعنی در سال ۱۶۰۳ و در منطقه ایزو (هوکایدوی امروزی) روایت میشود. شخصیت جدید بازی، یک سامورایی زن به نام «آتسو» (Atsu) است که به دنبال انتقام از گروه بیرحم “Yotei 6” است؛ کسانی که ۱۶ سال پیش او را به یک درخت گُوکوی (Goko Tree) در حال سوختن مصلوب کرده بودند. چرا روی PS5؟ این بازی مکانیکهای مبارزه را به شدت گسترش داده است. استفاده همزمان از کاتانای دوگانه، تفنگهای اولیه تانیگاشیما (Tanegashima) و همراهی یک گرگ وحشی در کنار شما، مبارزات را به یک رقص مرگبار تبدیل کرده است. گرافیک خیرهکننده طبیعت هوکایدو و وزش باد در میان علفزارها، قدرت بلامنازع سختافزار PS5 را به رخ میکشد.
۱۳. Death Stranding 2: On the Beach (دث استرندینگ ۲)؛ نبوغ آوانگاردِ هیدئو کوجیما
وقتی صحبت از تنوع در کتابخانه بازیهای پلیاستیشن ۵ میشود، یعنی تضاد میان شادی خالص استروبات و فضای «عجیب، تاریک و به شدت عاطفیِ» دث استرندینگ ۲! هیدئو کوجیما به عنوان یک کارگردان مؤلف (Auteur)، در این اثر آوانگارد مفهوم «اتصال» را به یک درام شخصیتی عمیق تبدیل کرده است تا نشان دهد چگونه جابجایی فیزیکی در یک دنیای علمی-تخیلی و ویران، استعارهای از ترمیم پیوندهای انسانی است. چرا روی PS5؟ این بازی با بهرهگیری از تکنولوژیهای پیشرفته موشنکپچر و موتور گرافیکی Decima، مرز میان فیلمهای هالیوودی و بازیهای ویدیویی را به طور کامل از بین برده است. فضاسازی بیگانهوار (Environmental Alienation) و روایت غیرخطی آن، ذهن مخاطب خاص را به شدت درگیر خواهد کرد.
تحلیل آیتیرسان: چرا پلیاستیشن ۵ به یک «اکوسیستم تجربی متمایز» تبدیل شد؟
حالا که با این ۱۳ شاهکار آشنا شدیم، بیایید نگاهی تحلیلی به پشت پرده این موفقیت بیندازیم. سونی چگونه توانست از یک تولیدکننده سختافزار، به خالق یک «ادبیات تعاملی» تبدیل شود؟
الف) انقلاب در حس لامسه و واسطههای دیژتیک (Diegetic Interface)
ما در عصری زندگی میکنیم که سختافزارِ دسته بازی، خودش بخشی از دنیای داستان شده است! کنترلر DualSense کماکان تنها ابزار در کل صنعت ویدیوگیم است که گیمیکهای فنی خود را از طریق ادغام عمیق نرمافزاری کاملاً توجیه میکند. وقتی در ریترنال راه میروید، این دسته مانند یک «راوی حسی» عمل میکند و تنش و لرزش محیط را به دستان شما میآورد.
ب) تداوم دراماتیک به لطف SSD
در نسلهای قبل، شما در اوج هیجان داستانی به یک درِ بسته میرسیدید و باید ۳۰ ثانیه به یک صفحه مشکی (Loading) خیره میشدید! این موضوع باعث قطع شدن غوطهوری (Immersion) بازیکن میشد. اما امروز، سرعت خیرهکننده SSD در PS5 به کارگردانان بازی اجازه داده تا قصهای بدون وقفه تعریف کنند. در اسپایدرمن ۲ یا فاینال فانتزی ۷، تکنولوژی دیگر یک محدودیت نیست، بلکه ابزاری برای حفظ پیوستگی احساسی داستان است.
ج) بلوغ روایی و فرار از پرداختهای درونبرنامهای
یکی از بزرگترین برتریهای سونی، پرهیز از مدلهای تجاری تهاجمی (مثل پرداختهای درونبرنامهای اجباری یا Microtransactions) در آثار انحصاریاش است. بازیهایی مثل استروبات یا خدای جنگ، محصولات کاملی هستند که احترام به مخاطب در آنها موج میزند. از سوی دیگر، داستانگویی در این پلتفرم از قالب سرگرمیهای گذرا خارج شده است. نویسندگان سونی از کهنالگوهای «سیاه و سفید» فاصله گرفتهاند و قهرمانانی خاکستری با تمهای اخلاقی پیچیده خلق کردهاند که استانداردهای سینمایی را در بازی جابهجا میکنند.
سخن پایانی: آینده در دستان شماست
در نهایت، پلیاستیشن ۵ با تکیه بر این کتابخانه غنی و متنوع—از JRPGهای عظیم گرفته تا آثار روانشناختی، اساطیری و پلتفرمرهای خانوادگی—استراتژی «توزیع ریسک» خود را به بهترین شکل پیاده کرده است. این کنسول خود را به عنوان پلتفرمی تثبیت کرده که تجربیات انحصاری آن به هیچ عنوان در سختافزارهای رقبا یا نسل قبل قابل تکرار نیست.
برای انتخاب اولین مقصد در این سفر هیجانانگیز، به ندای درونی خود گوش دهید. آیا عاشق درام و روابط پیچیده انسانی هستید؟ لست آف آس یا خدای جنگ را نصب کنید. آیا شیفته اکشن و اساطیر آسیایی هستید؟ ووکونگ یا اسپایدرمن منتظر شماست. و اگر به دنبال لمس هنر و نوآوری هستید، دث استرندینگ ۲ و استروبات را از دست ندهید.
نظر شما چیست؟ به عنوان یک گیمر، شما کدام فاکتور را در نسل نهم بیشتر میپسندید؟ آیا گرافیک و سرعت بارگذاری برایتان مهمتر است یا داستانسرایی بالغانه و درگیرکننده؟ جای کدام بازی را در این لیست خالی میبینید؟ حتماً نظرات خود را با تحریریه آیتیرسان و دیگر کاربران در میان بگذارید!















