نانودارو

نانوداروهای ایرانی؛ دوازده سال تحول در درمان و اقتصاد سلامت

یک بار یکی از پزشکان می‌گفت: وقتی دارو دقیق می‌رسد، بدن آرام‌تر می‌شود و بیمار امیدورتر. همین ساده‌ترین جمله می‌تواند کل ماجرای نانوداروها را خلاصه کند. در عرض دوازده سال، شش نانوداروی تولید داخل نه تنها به پروتکل‌های درمانی اضافه شدند، بلکه ساختار هزینه‌ای و عدالت در دسترسی به درمان را هم تحت تأثیر قرار دادند.

فناوری نانو با ورود به حوزه داروسازی، مفهوم دارورسانی هدفمند را وارد واژگان بالینی کرد؛ یعنی رساندن ماده موثر درست به همان قسمتی که بیمار نیاز دارد، نه پخش شدن در سراسر بدن. نتیجه؟ دوز کمتر، عوارض کمتر و اثربخشی بالاتر. مگر این چیزی نیست که بیماران و سیستم‌های درمانی مدت‌ها آرزویش را داشتند؟

ایران، با تکیه بر شرکت‌های دانش‌بنیان داخلی، توانست در این میدان جلو برود. محصولاتی که امروز بازار داخلی را پوشش می‌دهند حاصل سرمایه‌گذاری پژوهشی و صنعتی در طول یک دهه هستند و نام‌هایی مانند سینادوکسوزوم، پکلی‌نب، سیناآمفولیش، پادینکس، دپوستیوا و تدروکس را به فهرست داروهای بومی افزودند. هر کدام داستانی دارند؛ از ورود اولین نمونه‌ها در سال 1391 تا عرضه تازه‌ترین محصول در 1403.

از فناوری تا مطب بیمار

نانوداروها عمدتاً مبتنی بر حامل‌های نانویی نظیر لیپوزوم‌ها یا نانوذرات هستند که توانایی عبور از موانع زیستی و رسیدن به بافت‌های هدف را افزایش می‌دهند. این یعنی همان تفاوت بین یک پیام‌رسان که نامه را در صندوق درست می‌گذارد و دیگری که نامه را به درِ خانه اشتباه می‌برد. در عمل، برای سرطان‌هایی مانند سینه، تخمدان، ریه و پانکراس مشاهده شده که فرم‌های نانویی دارو می‌توانند تجمع موضعی دارو را بالا ببرند و سمیت سیستمیک را کاهش دهند.

نانودارو

نمونه‌ای از تأثیر بالینی: سینادوکسوزوم که از سال 1391 تولید شده، گزارش‌هایی از کاهش نزدیک به 30 درصدی عوارض قلبی در مقایسه با نمونه‌های غیرنانویی ارائه داده است؛ کاهش عوارضی که هم به کیفیت زندگی بیمار کمک می‌کند و هم هزینه‌های پس از درمان را کم می‌کند.

اما این تنها بخش درمانی ماجرا نیست. وقتی تولید داخل جایگزین واردات می‌شود، تأثیرات اقتصادی قابل لمس خواهد بود. بررسی‌های مالی نشان می‌دهد که فروش داخلی سه نانوداروی ضدسرطان در بازه 1395 تا 1403 رقمی معادل 21,000 میلیارد ریال بوده و صادرات این محصولات حدود 12 میلیون دلار ارزآوری به همراه داشته است. مهم‌تر از همه، صرفه‌جویی ارزی محاسبه‌شده حدود 741 میلیون دلار است؛ رقمی که نشان می‌دهد تولید داخلی تا چه حد بار واردات دارویی را کم کرده است.

پرداختن به عدد و رقم به معنای خشک کردن روایت نیست؛ این اعداد نشان‌دهنده بیمارانی‌اند که دسترسی به درمان برایشان آسان‌تر شده، خانواده‌هایی که فشار کمتری را تجربه کردند و سیستمی که توانست منابعش را بهتر مدیریت کند. آیا این دستاورد صرفاً اقتصادی است؟ قطعاً خیر. جنبه اجتماعی و عدالت در سلامت نیز روشن است.

برآوردها نشان می‌دهد تولید این نانوداروها باعث کاهش بیش از 18 هزار میلیارد تومان در هزینه‌های بیمه سلامت شده است. مکانیسم چگونه کار می‌کند؟ وقتی نمونه داخلی برای یک داروی استراتژیک وجود داشته باشد، شرکت‌های بیمه بخش عمده‌ای از هزینه‌ها را بر اساس قیمت داروی داخلی می‌پردازند؛ چیزی بین 70 تا 90 درصد. اما اگر داروی داخلی نباشد، بیمه مجبور است همان سهم را روی قیمت نمونه خارجی پرداخت کند که هزینه‌ها را افزایش می‌دهد. بنابراین قیمت پایین‌تر نانوداروهای تولید داخل دو نتیجه مهم داشت: کاهش بار مالی سازمان‌های بیمه‌گر و افزایش دسترسی اقشار کم‌درآمد به درمان‌های نوین.

داستان شرکت‌های سازنده هم جذاب است. شرکت‌هایی مانند اکسیر نانو سینا و نانو دارو پژوهان مسیر پژوهش تا تولید و ورود به بازار را پیمودند؛ از توسعه فرمولاسیون و مطالعات پیش‌بالینی تا اخذ مجوزها و توزیع بالینی. این چرخه نشان می‌دهد که ظرفیت بومی‌سازی فناوری‌های پیچیده وجود دارد، اما استمرار آن نیازمند حمایت‌های پایدار از تحقیق و توسعه و ایجاد زنجیره تامین قوی‌تر است.

با چنین پیشرفتی چه چالش‌هایی همچنان باقی است؟ یکی، لزوم تقویت زیرساخت‌های تولید مطابق استانداردهای بین‌المللی تا امکان صادرات گسترده‌تر فراهم شود. دو، نیاز به مطالعات طولانی‌مدت بالینی برای سنجش عوارض دیررس و اثربخشی در جمعیت‌های متفاوت. و سه، ضرورت آموزش جامعه پزشکی درباره مزایا و محدوده کاربرد نانوداروها تا تصمیم‌گیری بالینی به‌روز و مبتنی بر شواهد باشد.

در نهایت، آنچه اهمیت دارد این است که نانوداروها نه تنها یک پیشرفت فناورانه اند؛ بلکه نمونه‌ای از همگرایی علم، صنعت و سیاستگذاری در جهت منافع عمومی‌اند. وقتی فناوری در خدمت مردم قرار می‌گیرد و نتیجه‌اش هم کاهش هزینه‌ها و هم عدالت در دسترسی باشد، می‌توان گفت مسیر درستی انتخاب شده است. پرسش بعدی اما این است: چگونه می‌توان این موفقیت را پایدار کرد و از آن برای توسعه محصولات نوتر و صادرات‌محور استفاده نمود؟

پاسخ شاید در تداوم سرمایه‌گذاری در پژوهش، روابط بین‌المللی هوشمندانه برای تبادل فناوری و روزآمدسازی مقررات سلامت نهفته باشد؛ کاری که باید امروز شروع شود تا فردا نتایج گسترده‌تری ببینیم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید