یک روز بهجای راننده، یک «ماشینِ بیحرف» جلوی در میایستد. نه سلامی، نه سؤال اضافهای. فقط میآید، میبرد، میرساند. اوبر خوب میداند این تصویر دیگر خیالپردازی نیست؛ برای همین هم سراغ روباتاکسیها رفته، با یک تفاوت مهم: خودش دیگر نمیخواهد خودرو بسازد.
اوبر تازه پروژهای راه انداخته به اسم Uber Autonomous Solutions؛ طرحی که قرار است مثل یک جعبهابزار آماده، پشت شریکهای روباتاکسیِ شخص ثالث بایستد. یعنی همان چیزهایی که سالها برای رانندهها و پیکها فراهم میکرد—از تامین مالی خودرو و ابزارهای مدیریت ناوگان گرفته تا کمکهای رگولاتوری—حالا برای شرکتهای توسعهدهنده خودروهای خودران هم در دسترس میگذارد. مخاطب این بسته هم شرکتهایی مثل Wayve، WeRide، Nuro، Waabi و چند نام دیگرند؛ تیمهایی که به اندازه غولهایی مثل Waymo یا تسلا «پولِ بیانتها» ندارند و برای راهاندازی سرویس تجاری، با هزینههای نفسگیر روبهرو میشوند.
اوبر در توضیح رسمیاش این بسته را «مجموعهای جامع از خدمات و توانمندیهای ویژه» معرفی کرده که همین حالا هم در چند بازار جهانی به شریکها کمک میکند خودرانها را بسازند و تجاریسازی کنند. جملهای شیک؛ اما معنایش ساده است: شما الگوریتم رانندگی را بسازید، ما بقیه دردسرها را جمعوجور میکنیم.
فرمان این پروژه دست سرفراز مردیا است؛ مدیر جهانی «تحرک و تحویل خودران» در اوبر. تیمش هم—به قول خود اوبر—سریع در حال بزرگ شدن است. ساختار کارشان روی سه محور میچرخد: زیرساخت، تجربه کاربر و مدیریت ناوگان.
در بخش زیرساخت، اوبر روی یک دارایی پنهان دست گذاشته: داده. این شرکت میگوید هزاران خودروی آزمایشیاش در دهها شهر در حال ترددند؛ خودروهایی که خودران نیستند، اما حسگرهایی شبیه همان چیزی دارند که روباتاکسیها برای «دیدن» خیابان نیاز دارند. خروجیاش میتواند برای شریکها طلا باشد: داده آموزشی برای بهتر کردن مدلها و سریعتر مقیاس دادن به کسبوکار روباتاکسی. کنار آن، اوبر از کمک در حوزه دادههای نقشه هم حرف میزند؛ همان نقطهای که بسیاری از پروژههای خودران در عمل گیر میکنند.
محور دوم، تجربه کاربر است؛ جایی که اوبر مزیت تاریخی دارد. از طراحی نرمافزار داخل خودرو گرفته تا مشاوره درباره راهاندازی محصولات جدید شبیه Uber Black یا Uber Reserve. روباتاکسی اگر «فقط حرکت کند» کافی نیست؛ باید حس سرویسبودن بدهد، قابل پیشبینی باشد، و در اپ هم مثل یک محصول جاافتاده رفتار کند. اوبر میخواهد همین بخش را برای شریکها کوتاه کند.
اما بخش سوم، همان جایی است که عملیات واقعی شروع میشود: ناوگان. اوبر میگوید میتواند دسترسی به یک راهکار «جامع هوشمندی و مدیریت ناوگان» بدهد که به اپراتورها تصویر لحظهای از وضعیت تکتک خودروها میدهد. تازه، یک پلتفرم جدید «کمک از راه دور» هم در حال توسعه است؛ وقتی خودروی خودران به موقعیت پیچیدهای میرسد و یک جفت چشم انسانی لازم میشود. این همان نقطه خاکستریِ امروزِ خودرانهاست: نه کاملاً مستقل، نه کاملاً وابسته.
این حرکت، ادامه یک تغییر مسیر قدیمی در اوبر است. شرکت سالها پیش تلاش کرد خودش فناوری خودران بسازد و نتیجهاش آنطور که باید پیش نرفت؛ بعد عقبنشینی کرد و بهجایش رفت سراغ معامله و شراکت. حالا هم دامنه این شراکتها را وسیعتر میکند: از رهبرانی مثل Waymo در روباتاکسی تا اپراتورهای رباتهای تحویل مثل Serve و Avride. پیام روشن است: اوبر میخواهد «شبکه» باشد؛ همان پلی که خودروهای خودران را به تقاضای واقعی کاربران وصل میکند—در مقیاس جهانی.
دارا خسروشاهی، مدیرعامل اوبر، سال گذشته در گفتوگویی گفته بود میخواهند «با همه ارائهدهندگان نرمافزار» کار کنند؛ به شرطی که سرویس امن و مقرونبهصرفه باشد و به بازار برسد. این «همه» گفتن بیدلیل نیست؛ اوبر نمیخواهد روی یک یا دو بازیگر شرط ببندد. بازی خودرانها هنوز در حال چرخیدن است و هر هفته ممکن است کفه ترازو جابهجا شود.
البته این حمایتها رایگان هم نیست. نوآ ادواردسن، سخنگوی اوبر، صریح گفته تمرکز اصلیشان «کمک به مقیاسپذیری شریکها»ست نه درآمدزایی فوری؛ اما هزینه یا ارزش این خدمات معمولاً در اقتصاد خودِ شراکت لحاظ میشود و بعضی سرویسها هم جداگانه قابل مذاکرهاند. به زبان ساده: اوبر کمک میکند، اما صورتحساب هم دارد—فقط شاید نه آنقدر مستقیم که در نگاه اول دیده شود.
و یک نکته را هم نباید نادیده گرفت: این دستِ یاری کاملاً خیرخواهانه نیست. اوبر میداند روباتاکسیها دیر یا زود بخشی از بازار را میبلعند و اگر شرکتهای خودران از اوبر فاصله بگیرند، مدل کسبوکار سنتیِ متکی بر رانندههای انسانی فشار میبیند. گزارشهایی حتی میگویند Waymo در سانفرانسیسکو نزدیک به یکسوم بازار سفرهای اشتراکی را گرفته؛ یعنی درآمدی که میتوانست به اوبر برسد، از دست رفته است.
پس اوبر چه میکند؟ شریکها را نزدیک نگه میدارد، هزینه ورودشان را پایین میآورد، و سعی میکند نقطه اتصالِ ناگزیرِ «کاربر» و «خودروی خودران» باقی بماند. اگر آینده حملونقل شهری واقعاً بیراننده است، سؤال این نیست که روباتاکسی میآید یا نه؛ سؤال این است که کدام پلتفرم، کلید این آینده را در دست خواهد داشت.




