ضربه اول را قطعی اینترنت زد؛ اما اثرش طولانیتر ماند. دادههای تازه نشان میدهد که بعد از آن قطعی گسترده در دیماه، نزدیک به ۱۹ درصد از کانالهای فروشگاهی تلگرام یا کاملاً خاموش شدهاند یا به حال تعلیق درآمدهاند. رقم خیلی کوچک نیست؛ از بیش از ۷۲ هزار کانال فعال به حدود ۵۸ هزار کانال رسیدیم. این یعنی بخشی از فروشندگان دیگر به همان شکل سابق در تلگرام حضور ندارند.
تحلیلگرهای لایفوب برای سنجش تأثیر این اختلال، دو شاخص ساده اما مؤثر را انتخاب کردند: «تعداد کانالهای فعال» و «حجم انتشار محتوای تجاری». این دو متغیر هم همزیستی فروشندگان را نشان میدهد و هم شدت فعالیت آنها. مقایسه دو بازه زمانی—۱ تا ۱۸ دی ۱۴۰۴ (پیش از قطعی) و ۱۴ بهمن تا ۱ اسفند ۱۴۰۴ (پس از بازگشت اینترنت)—نشان داد که نه تنها شمار کانالها کاهش یافته، بلکه میانگین تولید محتوا هم افت کرده است.
آیا فروشگاهها ناپدید شدهاند؟ تا حدی. برخی کاملاً غیرفعال شدهاند. برخی دیگر اما بلافاصله به پلتفرمهای داخلی یا چندسکویی منتقل شدند. الگوی روزانه انتشار محتوا در دی و بهمن نشان میدهد که افت در تلگرام ناگهانی و عمیق بوده و پس از بازگشت اینترنت بهسرعت به وضعیت قبل بازنگشته است. این استمرارِ افت، هشدار است: فروشندگان یا فعالیت خود را متوقف کردهاند یا تمرکزشان را به جای دیگری بردهاند.
بازتوزیع بازار؛ روبیکا و ایتا کجا ایستادند؟
در مقابل، پلتفرمهای داخلی از فرصت استفاده کردند. روبیکا جهشی قابلتوجه در تعداد کانالها و حجم محتوا داشت و از کمتر از ۴۹ هزار کانال فعال به بیش از ۶۴ هزار رسید؛ رشدی حدود ۳۲ درصدی در تعداد کانال. ایتا اما تقریباً ثبات را حفظ کرد و حولِ ۵۲ هزار کانال فعال باقی ماند. از منظر انتشار محتوا هم، تلگرام حجم تولید را تا ۲۱ درصد کاهش داد، در حالی که ایتا ۱۲ درصد رشد تجربه کرد و روبیکا با جهشی حدود ۶۵ درصدی در انتشار، بیشترین افزایش را ثبت کرد.

این اعداد دو نکته را روشن میکنند: اول اینکه بازار فروش آنلاین کوچکتر نشده؛ بلکه میان پلتفرمها بازتوزیع شده است. دوم، افزایش حضور در روبیکا صرفاً کمی نبوده—هم کانالهای جدید پا گرفتند و هم کانالهای قدیمیتر سرعت تولید محتوا را بالا بردند. یعنی آنچه رخ داده تنها «ایجاد کانالهای نمایشی» نیست، بلکه تغییر واقعی در جریان فروش وجود دارد.
نگرانی از تکرار اختلال، مهمترین محرک مهاجرت است. فروشندگان در مقابل ریسکِ وابستگی به یک پلتفرم عکسالعمل نشان دادند: مهاجرت به سمت چندسکویی. این واکنش منطقی است؛ وقتی دسترسی مشتریتان ناگهان قطع میشود، داشتن کانال جایگزین یعنی کاهش احتمالِ توقف درآمد.
در عمل، استراتژی چندسکویی میتواند ریسک اختلال را کم کند اما هزینههای مدیریتی و نیاز به بازتولید محتوا در چند پلتفرم را افزایش میدهد.
رویکرد پژوهش: لایفوب روند روزانه و مقایسهای را ملاک قرار داد تا به تمایز بین «حضور» و «شدت فعالیت» برسد. وجود دو شاخص مجزا باعث شد بتوانند بگویند نه تنها بعضی کانالها محو شدهاند، بلکه کانالهای باقیمانده نیز محتوا کمتر یا با فرکانس متفاوت منتشر میکنند. کاهش ۲۱ درصدیِ انتشار در تلگرام نمونهای از این کاهش شدت فعالیت است؛ یعنی حتی اگر کانالی هنوز فعال باشد، احتمالاً محتوا کمتر یا محافظهکارانهتری تولید میکند—دلیلش میتواند کاهش دسترسی کاربر یا احتیاط فروشنده باشد.
مهم است که این تغییر را فقط به یک موضوع فنی نکاهیم. ترکیب عوامل فنی، روانی و اقتصادی نقش دارند: ترس از قطعی بعدی، هزینههای تبلیغ و نگهداری چند کانال، و تغییر رفتار مشتریان که ممکن است به مرور پلتفرم جدیدی را ترجیح دهند و دیگر بازنگردند.

از منظر سیاستگذاری و کسبوکار، پیام واضح است: پایداری زیرساخت شبکه و پیشبینیپذیری دسترسی، از اساسهای اعتماد در اقتصاد دیجیتال است. وقتی دسترسی نامطمئن شود، بازیگران بازار سازوکارهای حفاظتی مثل چندسکویی را اتخاذ میکنند و این باعث بازتوزیع اکوسیستم میشود.
برای فروشندگان هم درسهایی هست: تنوع کانال، ساختمان محتوای قابل انتقال بین پلتفرمها، و سرمایهگذاری در کانالهای ارتباطی مستقیم با مشتری—مثلاً شماره تلفن، ایمیل یا سایت فروشگاهی—به کاهش تأثیر اختلالها کمک میکند. مشتریان اما ممکن است به دنبال تجربه بهتر، پلتفرمهای جایگزین را امتحان کنند؛ تجربهای که میتواند به تغییر بلندمدت ترجیحات منجر شود.
نکته آخر: تلگرام هنوز بزرگترینِ عددها را دارد اما فاصلهاش با رقبا کمتر شده است. اگر شرایط بیثباتی دستکم برای برخی فروشندگان ادامه یابد، ممکن است این همگرایی عددی تبدیل به تغییر ساختاری بازار شود. و در پایان، این پرسش باقی میماند: پس از هر قطعی، چه چیز برای فروشندگان قابل بازیابی است و چه چیز از دست رفته؟




