ردپای تاریک جفری اپستین در دنیای بیت‌کوین

بیت‌کوین قرار بود پولِ بی‌واسطه باشد؛ پولی که از دست «نخبگان فاسد» فرار می‌کند. اما هرچه بیشتر به اسناد تازه‌منتشرشده درباره جفری اپستین نگاه می‌کنید، یک تناقض تلخ‌تر خودش را نشان می‌دهد: همان چیزی که قرار بود راه فرار از شبکه‌های نفوذ باشد، برای کسانی مثل اپستین جذابیت داشت؛ نه به‌خاطر آرمان‌گرایی، بلکه به‌خاطر کارکردهای سایه‌دارش.

موجی از ایمیل‌ها و فایل‌ها که ۳۰ ژانویه منتشر شده‌اند، اپستین را دوباره وسط نقشه‌ای می‌گذارند که از دانشگاه‌ها و لابراتوارهای مشهور تا سرمایه‌گذاران سیلیکون‌ولی کشیده شده است. جهان رمزارز هم از این نقشه بیرون نمانده. نه فقط به‌عنوان یک حاشیه، بلکه به‌عنوان یکی از مسیرهای جدیِ ارتباط، سرمایه‌گذاری و نفوذ.

اپستین خیلی زودتر از چیزی که انتظار دارید به کریپتو علاقه‌مند شد؛ حوالی ۲۰۱۱، وقتی هنوز بسیاری بیت‌کوین را یک شوخی اینترنتی می‌دانستند. او اما به چشم «ابزار» نگاه می‌کرد: پرداخت‌های مخفی، جابه‌جایی پول در مرزها، و همان مدل مالی بین‌المللیِ خاکستری که سال‌ها با آن زندگی کرده بود. نکته آزاردهنده؟ این علاقه بعد از محکومیت ۲۰۰۸ او شکل گرفت؛ یعنی در دوره‌ای که هر ارتباط تازه، باید با حساسیت دوچندان دیده می‌شد.

بین ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۹، نام اپستین در کنار سرمایه‌گذاری روی بازیگران مهم صنعت دیده می‌شود؛ از صرافی‌ها تا شرکت‌های توسعه نرم‌افزار. در این میان، یک اتصال از همه سنگین‌تر است: نزدیک شدن به بروک پیرس، یکی از چهره‌های اثرگذار و بحث‌برانگیز کریپتو و از هم‌بنیان‌گذاران تتر؛ همان استیبل‌کوینی که امروز ستون فقرات نقدینگی بسیاری از معاملات رمزارزی است.

در روایت ایمیل‌ها، آشنایی اپستین و پیرس به کنفرانس Mindshift در سال ۲۰۱۱ برمی‌گردد؛ رویدادی که روی جزیره خصوصی اپستین، لیتل سنت جیمز، برگزار شد. نماینده پیرس گفته او آن زمان اپستین را نمی‌شناخته. اما خود اپستین ظاهراً کنفرانس را «فاجعه» دیده و پیرس را یکی از معدود نکات مثبتش. همین «نکته مثبت» بعدها به دوستی نزدیک‌تر تبدیل می‌شود؛ ایمیل‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد تا ۲۰۱۲ ارتباط گرم‌تر شده و حتی جملاتی با بار اخلاقی تکان‌دهنده در مکاتبات دیده می‌شود.

سایه‌ها فقط به روابط شخصی محدود نماند. اپستین، طبق اسناد، پیرس را با «روس جدید» خود برای دیدار در لس‌آنجلس مرتبط می‌کند و حتی ردپایی از بحث درباره کریپتو در دیدارهایی در نیویورک دیده می‌شود؛ جایی که نام‌هایی مثل لری سامرز هم در روایت‌ها می‌آیند. از آن طرف، پیرس پیش از آشنایی با اپستین نیز با اتهاماتی مرتبط با سوءاستفاده از افراد زیر سن قانونی در اوایل دهه ۲۰۰۰ مواجه بوده؛ هرچند خودش آن را رد کرده و پرونده به محکومیت او نرسیده است. همین هم کافی بود تا حساسیت‌ها چند برابر شود.

در دل همین ارتباط، احتمالاً یکی از عجیب‌ترین شاخه‌ها شکل می‌گیرد: پیوند اپستین با استیو بنن. ایمیل‌های دسامبر ۲۰۱۶ نشان می‌دهند اپستین از بنن با عنوان «عروسک‌گردان باهوش» یاد کرده؛ خیلی قبل‌تر از زمانی که رسانه‌ها ارتباط آن‌ها را جدی گرفتند. اگر این مسیر واقعاً از طریق پیرس باز شده باشد، پای کریپتو در یکی از سیاسی‌ترین شبکه‌های سال‌های اخیر هم وسط بوده است.

اپستین هم‌زمان سعی کرده درک فنی‌تری از حوزه پیدا کند. در ۲۰۱۳ به یک دوره آنلاین «مقدمه‌ای بر رمزنگاری» از استنفورد می‌پیوندد؛ همان دانشی که زیرساخت امضای دیجیتال و رمزنگاری کلید عمومی در بیت‌کوین بر آن تکیه دارد. همان سال هم در ایمیلی از ایده یک رمزارز تازه در ارتباط با پیرس حرف می‌زند و آن را چیزی شبیه «بیت‌کوین، اما بدون کثیفی‌ها» توصیف می‌کند؛ عبارتی که با توجه به مسیر بعدی تتر، کنایه‌آمیز به نظر می‌رسد.

تتر بعد از ۲۰۱۵، هرچند گفته می‌شود پیرس نقش عملیاتی مستقیم نداشته، با انتقادهای سنگینی روبه‌رو شد؛ از جمله اتهام ارائه تصویر نادرست از پشتوانه‌ها و جریمه ۴۱ میلیون دلاری کمیسیون معاملات آتی کالای آمریکا در ۲۰۲۱. امروز تتر بزرگ‌ترین استیبل‌کوین دلاری دنیاست و بخش قابل توجهی از ذخایر آن نزد متولیانی نگهداری می‌شود که نام برخی از آن‌ها در شبکه ارتباطی اپستین هم دیده شده است. اینجا دیگر بحث «یک پروژه رمزارزی» نیست؛ بحث یک زیرساخت جهانی برای گردش دلارِ توکن‌شده است.

اما اپستین فقط به آدم‌های جنجالی بسنده نکرد. اسناد نشان می‌دهند او در ۲۰۱۴ در بلاک‌استریم سرمایه‌گذاری کرده؛ شرکتی که یکی از چهره‌های کلیدی آن آدام بک است؛ از پیشگامان جنبش سایفرپانک و صاحب مقاله Hashcash که در وایت‌پیپر بیت‌کوین هم به آن ارجاع شده. حتی در ایمیل‌ها اشاره‌هایی به سفرهای احتمالی مرتبط با بلاک‌استریم به جزیره اپستین دیده می‌شود؛ موضوعی که شرکت و افراد مرتبط، آن را صراحتاً تأیید یا تکذیب نکرده‌اند.

دغدغه اپستین در مکاتبات، گاهی رنگ «دست بردن در خود فناوری» هم دارد؛ مثل ایده‌های مربوط به خصوصی‌تر کردن بیت‌کوین یا جهت‌دهی به توسعه. اما واقعیت این است که بیت‌کوین یک محصول شرکتی نیست که با یک سرمایه‌گذاری یا جلسه بتوان فرمانش را چرخاند. متن‌باز بودن پروتکل و امکان فورک کردن، هر تغییر بزرگ را به یک جنگ سیاسی-فنی تبدیل می‌کند؛ نمونه روشنش جنگ اندازه بلاک در ۲۰۱۸، که نشان داد حتی «تیم‌های هسته» هم اختیار یک‌طرفه ندارند.

در عین حال، مکاتباتی از گفت‌وگوهای اپستین با وینچنزو ایوزو هم مطرح شده؛ فردی که در روایت‌ها به‌عنوان «هکر شخصی» اپستین توصیف شده است. در این گفت‌وگوها، ایده‌هایی مثل ساخت رمزارزهای «سازگار با شریعت» برای خاورمیانه دیده می‌شود. اما چیزی که توجه را جلب می‌کند، برداشت‌های غلط درباره بیت‌کوین است؛ از جمله این ادعا که بیت‌کوین «ناشناس» است. بیت‌کوین ناشناس نیست؛ شبه‌ناشناس است. تراکنش‌ها عمومی‌اند و با تحلیل زنجیره، شرکت‌هایی مثل Chainalysis می‌توانند هویت‌ها را با احتمال بالا به دنیای واقعی وصل کنند. اگر اپستین واقعاً تصور می‌کرد بیت‌کوین سپر نامرئی اوست، سؤال خطرناک این است: آیا از آن در فعالیت‌هایش استفاده کرده بود؟

چهره‌های روسِ نزدیک به اپستین هم در این روایت بی‌نقش نیستند. نام ماشا دروکوا (که با نام ماشا بوچر هم شناخته می‌شود) و ماریا پروساکووا (ماشا پروسو) در ایمیل‌ها آمده؛ افرادی که طبق اسناد، هم در «تطهیر وجهه» اپستین نقش داشته‌اند و هم با همان ابزارها—رپورتاژهای نرم، شبکه‌های نویسندگان مهمان، و رسانه‌هایی با نظارت سردبیری حداقلی—برای پروژه‌های مشکوک رمزارزی موج‌سازی کرده‌اند.

این مدل کار را زیاد دیده‌ایم: مقاله‌هایی که شبیه گزارش‌اند، اما بوی تبلیغ می‌دهند. شبکه‌هایی مثل contributor networkها در رسانه‌های بزرگ، راه را برای سوءاستفاده باز کردند؛ جایی که تبلیغ، لباس ژورنالیسم می‌پوشد. در ایمیل‌ها حتی صحبت از پرداخت‌های چند ده هزار دلاری برای جا انداختن روایت‌های مطلوب دیده می‌شود. یکی از نمونه‌ها، مطلبی است که دیدگاه‌های اپستین درباره بیت‌کوین را بازتاب داده، بدون اینکه به محکومیت ۲۰۰۸ او اشاره کند—انگار پاک‌کردن گذشته، بخشی از استراتژی بوده است.

دروکوا بعد از مرگ اپستین هم در سیلیکون‌ولی مسیرش را ادامه داد و با برند جدیدی ظاهر شد؛ حتی پای سرمایه‌گذاری روی پروژه‌هایی مثل Worldcoin (که حالا «World» نام دارد) هم به میان آمده است. او در نهایت بابت ارتباطش با اپستین عذرخواهی کرد و گفت ساده‌لوح بوده و کارش هم «بدون دستمزد» بوده است. با این حال، تردیدها درباره پیوندهای سیاسی و شبکه ارتباطی او همچنان باقی مانده، به‌خصوص وقتی در اسناد نشانه‌هایی از درخواست معرفی به «الیگارش‌های مناسب روس» برای سرمایه‌گذاری دیده می‌شود.

اما ضلع تاریک‌تر، پروساکوواست. ایمیل‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد او نه فقط در روابط عمومی و روایت‌سازی، بلکه در بحث جذب زنان برای اپستین هم وارد گفت‌وگو شده؛ جملاتی که از نظر انسانی و حقوقی تکان‌دهنده‌اند. در کنار آن، مسیر حرفه‌ای او به کریپتو می‌رسد: هم‌بنیان‌گذاری یک شرکت PR رمزارزی در دوران تب ICOها و سپس حضور در نقش‌های سازمانی در پروژه‌هایی مثل Polygon. ترکیبی عجیب؛ دقیقاً همان جایی که «پول»، «نفوذ» و «تصویرسازی رسانه‌ای» به هم گره می‌خورند.

و شاید مهم‌ترین نقطه تلاقی پول و سیاست، سرمایه‌گذاری اپستین در کوین‌بیس باشد. طبق گزارش‌ها، در ۲۰۱۴ و با واسطه‌گری پیرس، اپستین حدود ۳ میلیون دلار به‌صورت اولیه در کوین‌بیس سرمایه‌گذاری کرده؛ زمانی که ارزش شرکت حدود ۴۰۰ میلیون دلار برآورد می‌شد. امروز با ارزش‌گذاری‌های چند ده میلیارد دلاری، آن سهم می‌توانست به صدها میلیون دلار برسد. گفته شده یکی از هم‌بنیان‌گذاران کوین‌بیس قبل از پذیرش سرمایه، درخواست ملاقات حضوری داشته است—جزئیاتی که اگر درست باشد، پرسش‌های اخلاقی سنگینی ایجاد می‌کند.

کوین‌بیس بعدها به یکی از کانون‌های اصلی سیاست‌ورزیِ راست‌گرایانه در اکوسیستم کریپتو تبدیل شد؛ از سیاست‌های داخلی بحث‌برانگیز درباره حرف‌نزدن از سیاست در محیط کار گرفته تا نقش‌آفرینی در شبکه‌های تأمین مالی سیاسی و حمایت از کمپین‌ها از مسیر PACها. اینجا دیگر فقط «صرافی رمزارز» مطرح نیست؛ یک بازیگر پرنفوذ در میدان فرهنگ و قدرت است.

در کنار آن، حاشیه‌های مربوط به استخدام افراد مرتبط با شرکت‌های جاسوس‌افزار هم ضربه‌ای جدی به اعتبار برخی بازیگران زد. وقتی فناوری نظارتی به دست دولت‌های اقتدارگرا می‌افتد و روزنامه‌نگار را هدف می‌گیرد، شعارهای آزادی‌خواهانه کریپتو هم رنگ می‌بازد. اپستین هم طبق روایت‌ها به نگاه‌های ضد رسانه‌ایِ چهره‌هایی مثل پیتر تیل علاقه داشته؛ نگاه‌هایی که حساب‌کشی عمومی را سخت‌تر می‌کند و برای قدرتمندان، حاشیه امن می‌سازد.

اینجاست که یک خط فکری قدیمی دوباره سر بلند می‌کند: بیت‌کوین وقتی می‌درخشد که دولت‌ها و نظم‌ها به لرزه بیفتند. «طلای دیجیتال» بودن، فقط یک استعاره مالی نیست؛ ریشه در جهان‌بینی پول سخت، اقتصاد اتریشی و بدبینی عمیق به نهادهای عمومی دارد. این جهان‌بینی، برای آدم‌هایی که از بی‌ثباتی سود می‌برند، نه ترسناک است و نه هشداردهنده—وسوسه‌کننده است.

در ایمیلی که از اپستین نقل شده، به پیتر تیل نوشته: «برگزیت، تازه شروع ماجراست» و از «بازگشت به قبیله‌گرایی» حرف زده؛ انگار فروپاشی را نه فاجعه، بلکه فرصت می‌دیده. بعد هم ماجراهای گفت‌وگوی او با استیو بنن درباره حمایت از سیاستمداران راست افراطی اروپا در ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ مطرح می‌شود؛ تکه‌هایی از پازلی که نشان می‌دهد این آدم‌ها فقط آینده را پیش‌بینی نمی‌کردند، برای ساختنش هم دست به کار بودند.

اگر کریپتو قرار است «سیستم جایگزین» باشد، باید از خودش بپرسد چه کسانی را جذب می‌کند و چرا. ردپای اپستین در بیت‌کوین و اطرافش، بیشتر از یک رسوایی تاریخی است؛ یک هشدار زنده برای صنعتی که هنوز با شفافیت، پاسخ‌گویی و مرزبندی اخلاقی مشکل دارد. شما کدام سمت این داستان می‌ایستید: طرف فناوری، یا طرف شبکه‌هایی که بلدند هر فناوری را به نفع خودشان مصادره کنند؟

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید