در سال ۱۴۰۵، اینترنت برای نوجوانان ایرانی دیگر صرفاً یک ابزار ارتباطی یا سرگرمی نیست؛ این نسل در دورهای بزرگ شده که قطعیهای متوالی اینترنت، گاه تا بیش از هزار ساعت، مدرسه، دوستی و آینده شغلیشان را همزمان مختل کرده است. گزارشهای بینالمللی درباره محدودیتهای گسترده دسترسی به اینترنت در ایران نشان میدهد نوجوانان بیش از هر گروه دیگری از این وضعیت آسیب دیدهاند. همین تجربه بود که الگوی جستجو و سؤال کردن آنها را به شکل محسوسی تغییر داد.
یکی از پرتکرارترین دغدغههای این گروه سنی، چگونگی «وصل ماندن» به اینترنت است. سؤال درباره دلایل قطعیها، روشهای دسترسی پایدارتر و ابزارهای عبور از محدودیتها، بخش بزرگی از مکالمات نوجوانان با ChatGPT را تشکیل میدهد. این موضوع نشان میدهد که اینترنت برای این نسل نقشی چندگانه دارد و هر اختلال در آن، به یک بحران روزمره تبدیل میشود.
در کنار این، فشار اقتصادی و کمبود فرصتهای شغلی باعث شده محور دیگری از سؤالات حول «درآمدزایی سریع» شکل بگیرد. بسیاری از نوجوانان به دنبال ورود به فضای کار آنلاین در سنین پایین هستند؛ از تولید محتوا گرفته تا استفاده از هوش مصنوعی برای کسب درآمد. این تحول نشانهای است از اینکه نگاه این نسل از «برنامهریزی برای آینده» به «یافتن راه بقا در حال» تغییر کرده است.

ChatGPT در این میان نقشی فراتر از یک دستیار درسی پیدا کرده است. نوجوانان از آن برای یادگیری مهارتهای جدید، تولید محتوا و حتی برنامهریزی برای مهاجرت یا کار آنلاین بهره میبرند. مطالعات جهانی نیز این تغییر را به عنوان یک جابهجایی بنیادین در شیوه یادگیری نسل جوان تأیید کردهاند.
اما در عمق تمام این سؤالها، یک نگرانی مشترک وجود دارد: اضطراب از آینده. حتی پرسشهایی که ظاهری فنی یا آموزشی دارند، در لایه زیرین به همین دغدغه بازمیگردند که «اگر شرایط همینطور ادامه پیدا کند، چه باید کرد؟» مهاجرت، وضعیت کشور و چشمانداز شغلی، موضوعاتی هستند که بارها و بارها در مکالمات این نسل با ChatGPT تکرار میشوند.
در مجموع، آنچه دادههای سال ۱۴۰۵ نشان میدهد این است که نوجوانان ایرانی ChatGPT را نه یک ابزار تکنولوژیک، بلکه یک مرجع چندمنظوره برای مدیریت زندگی در شرایط ناپایدار میبینند. این جابهجایی در نقش فناوری، از ابزار کمکی به ابزار اصلی تصمیمگیری، از مهمترین تحولاتی است که در ذهن و رفتار نسل جوان ایران در حال شکل گرفتن است.




