شش بانک پس از ارسال تعهد رسمی به بانک مرکزی مبنی بر توقف اضافهبرداشت و ارائه برنامهای برای تسویه بدهیها، مجدداً بدون محدودیت به سامانه ساتنا دسترسی یافتند. اقدام فنی؟ بله. اما معنای سیاسی و اقتصادی آن عمیقتر است؛ نشانهای از تعاملِ فشار و سازش بین نهاد ناظر و مؤسسات مالی.
ساتنا چیست؟ سامانهای برای انتقال بالای مبلغ بین بانکی بهصورت سریع و بدون تاخیر. وقتی یک بانک به منابع ارزان یا پرمصرف بانک مرکزی وابسته میشود، ریسک نقدینگی و فشار بر سیاست پولی افزایش مییابد. بانک مرکزی برای کنترل نقدینگی و مهار تورم، گاهی محدودیت تراکنش ساتنا را بهعنوان اهرمی اعمال میکند.

این شش بانک متعهد شدند اضافهبرداشت را قطع کنند و در بازه زمانی مشخصی بدهیها را تسویه کنند. بانک مرکزی هم پس از بررسی برنامههای تسویه و تضمینهای دریافتی، محدودیتها را برداشت. ساده شدهاش یعنی: توافق — برنامه — بازگشت به عملکرد عادی.
اما چرا این حرکت اهمیت دارد؟ چون نشان میدهد انضباط پولی نه تنها با تحریم یا مجازات پیاده میشود، بلکه با مکانیسمهای قراردادی و نظارتی نیز قابل اجراست. برای شبکه بانکی هم پیام روشنی دارد: دسترسی به سامانههای کلیدی مشروط به رعایت قواعد است؛ نه حقِ دائمی.
آیا این پایان ماجراست؟ شاید نه. پایش اجرای برنامههای تسویه و کاهش اتکا به منابع پرهزینه، مرحله بعدی است. بازار و مردم نظارهگر خواهند بود تا ببینند وعدهها به عمل تبدیل میشود یا باز هم تزریق موقت نقدینگی تکرار خواهد شد.
در هر حال، این بازگشت به ساتنا بیش از یک خبر بانکی است؛ آزمونی برای تعادل بین انضباط مالی و ثبات عملیات بانکی.




