تصورش را بکنید: شبکهای که سریعتر، امنتر و پایدارتر از بسترهای کنونی به نظر میرسد، اما برای کامل شدن چقدر هزینه میبرد؟ پاسخ وحید یزدانیان، معاون توسعه شبکه ملی اطلاعات، عددی است که کموبیش همه را شگفتزده میکند؛ ۱۱۰۰ هزار میلیارد تومان سرمایهگذاری لازم است تا این شبکه به وجهی عملیاتی و رقابتی برسد.
در نشست خبری روز سهشنبه پنجم اسفندماه، یزدانیان آمارها را با صراحت مطرح کرد: ۳۵۰ هزار میلیارد تومان از این رقم باید از سوی دولت تأمین شود و ۷۵۰ هزار میلیارد تومان نیز باید از طریق مشارکت بخش خصوصی وارد پروژه شود. اما پرسش بزرگ این است: تا کنون چه مقدار تخصیص یافته؟ او گفت که در سالهای اخیر تنها حدود ۱۰ درصد از نیاز واقعی اختصاص یافته و بخش زیادی از ردیفهای بودجهای نیز به شکل واقعی صرف شبکه ملی اطلاعات نشدهاند.
این اعداد نشاندهنده یک واقعیت ساده هستند؛ توسعه زیرساخت نیازمند منابع پایدار و برنامهریزی بلندمدت است. اما آیا صرف هزینه تضمینکننده موفقیت است؟ یزدانیان با نفی نگاه صرفاً فنی و لایهبندیشده، تاکید کرد که این شبکه صرفاً یک پشته فنی نیست؛ بلکه ترکیبی از زیستبومهای خدماتی مثل بانکداری، آموزش و تجارت الکترونیک است که باید در کنار زیرساخت شبکه شکل بگیرد.

چالش سرمایهگذاری و نقش بخش خصوصی
در بیان یزدانیان، شبکه ملی اطلاعات نباید ابزاری حاکمیتی یا اجباری باشد. کسی که تجربهاش را در بسیاری از پروژههای فناوری دارد، میداند که اجبار، مشتری نمیآورد. مردم زمانی به سرویسی روی میآورند که کیفیت و جذابیت داشته باشد. شبکهای که کاربردی باشد، خود مخاطب جذب میکند. اما برای رسیدن به آن کیفیت چه باید کرد؟ پاسخ در ترکیب سرمایهگذاری دولتی و مشارکت بخش خصوصی نهفته است؛ نه تسلط یک طرفه و نه خلأ کامل سرمایه.
یزدانیان با نقد ساختار فعلی فیلترینگ گفت که این سیستم نیاز به بازنگری جدی دارد. او شبکه ملی اطلاعات را تنها راهحل بحران نمیداند و تأکید میکند که این شبکه باید در شرایط عادی برای مردم قابل استفاده و مفید باشد. به عبارت دیگر، شبکهای که فقط در مواقع بحران دیده شود، شکست خواهد خورد.
او همچنین درباره ایده حذف اینترنت بینالمللی هشدار داد: «حرف حذف اینترنت به بهانه داشتن شبکه ملی، مهمل و غیرکارشناسی است.» چرا؟ چون بسیاری از فرایندهای توسعه نرمافزاری، بهروزرسانیها، فراخوانی کدها و حتی بهروزرسانی ضدبدافزارها به اینترنت جهانی وابستهاند. پلتفرمهای داخلی بدون دسترسی به منابع جهانی عملاً قادر به تداوم رشد و توسعه نخواهند بود.
به عبارت دیگر، شبکه ملی اطلاعات تکمیلکننده اینترنت است، نه جایگزین آن. آیا این بدان معناست که هیچ استقلالی لازم نیست؟ نه. بلکه تعادل باید حفظ شود: تقویت زیرساخت داخلی و در عین حال حفظ ارتباطات جهانی.
یکی دیگر از موضوعات مهمی که یزدانیان به آن پرداخت، وضعیت جویشگرها و پیامرسانهای بومی بود. او یادآوری کرد که هیچگاه هدف از ساخت جویشگر بومی رقابت مستقیم با غولهایی مثل گوگل نبوده است. چرا؟ چون مقایسه در این سطح این شائبه را ایجاد میکند که هدف، بستن درهای اینترنت است. هدف واقعبینانهتر این است که جویشگری ساخته شود که نتایج جستجو را با اولویتهای فرهنگی و اجتماعی ایران تطبیق دهد؛ ماموریتی که موتورهای جستجوی غیربومی الزاماً دنبال نمیکنند.
یزدانیان با همان صداقت گفت که جویشگر بومی در کوتاهمدت یک بیزینسپلن سودآور نخواهد داشت و باید بهعنوان یک مسئولیت اجتماعی و فرهنگی از آن حمایت شود؛ مثلاً از طریق اپراتورها یا نهادهای حامی. این سخن، نوعی دعوت از بخش خصوصی و نهادهای دولتی برای همکاری هدفمند است.
در حوزه پیامرسانها نیز رویکرد دولت، خدماتمحور بودن است؛ نه تنها پیامرسانی صرف، بلکه تبدیل پلتفرمهای داخلی به اکوسیستمهای اقتصادی — جایی که خدمات دولت و دستگاههای اجرایی بتوانند به شکل امن و کارآمد عرضه شوند. این مدل شبیه برخی نمونههای موفق بینالمللی مطرح است و هدف آن افزایش کاربردپذیری و جذابیت برای کاربران روزمره است.
در پایان، شاید مهمترین پیام یزدانیان این باشد که انتظار معجزه از شبکه ملی اطلاعات بیمعنی است: این شبکه ابزارِ توسعه و تسهیل است، نه ابزار انزوا. اگر بخواهیم آن را به موفقیت برسانیم، باید سرمایه، شفافیت سیاستگذاری، نقشآفرینی واقعی بخش خصوصی و اصلاح ساختارهایی چون فیلترینگ را با هم داشته باشیم؛ وگرنه ارقام و آرزوها روی کاغذ میمانند، و کاربران همان پرسش همیشگی را دارند: این شبکه چه چیزی را برای من تغییر میدهد؟
شبکه ملی اطلاعات زمانی موفق میشود که همراه با زیرساخت فنی، زیستبومی از خدمات، اعتماد و منابع مالی پایدار داشته باشد.




